البته آن حضرت معلمي است كه با داشتن علم كامل، باز در لحظه ارتباط با خالق، چون جدش محمد مصطفي از آفريدگار مهربانش دانش بيشتر طلب مي‌كند «الهي علمني من علمك المخزون» (دعاي عرفه).
حلم و بردباري ضلع ديگري از حيات سعادتمند است كه در اين ميدان هم امام حسين بن علي(ع) سرآمد دايره خلقت است.
در حلم و بردباري ايشان ضمن اشاره به تحمل مصيبت‌هايي كه در دوران حيات شريف متحمل شده همين بس كه نقل است يكي از كارگزاران ايشان مرتكب خطاي بزرگي نسبت به آن حضرت شد و امام فقط و فقط به جهت اينكه وي حداقل يك آيه از قرآن تلاوت كرده است، خشم خود نسبت به او را فرو برد و آزار او را تحمل فرمود و بالاترين مراتب بردباري ايشان در عاشورا نمايان شد كه فهرست آن را همگان مي‌دانند.
آن امام به مانند جدش محمد مصطفي با همه نامهرباني‌هاي مردم باز از خطاي آنان چشم پوشي مي‌كرد و تا پاي نثار جان براي هدايت آنان كوشا بود و كوشيد!
در بعد عفو و گذشت، همين بس كه آن حضرت فرمودند: «لو شتمني رجل في هذه الاذن و اوما الي اليمني و اعتذرلي في اليسري لقبلت ذلك منه و ذلك ان اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب حدثني انه سمع جدي رسول الله يقول: لا يرد الحوض من لم يقبل العذر من محق او مبطل». اگر كسي در گوش راست من بدترين فحش را نثارم كند و همين شخص در گوش چپ از من طلب بخشش كند، از او مي‌پذيرم كه پدرم اميرالمؤمنين علي بن ابي‌طالب از جدم رسول‌الله نقل فرمود: «كسي كه عذر مردم را كه به او ستم كرده‌اند چه از روي عمد و چه از روي سهو نپذيرد وارد بر حوض كوثر نمي‌شود».
آري در حالات آن بزرگوار آورده‌اند با اندك بهانه‌اي به ديگران هداياي بزرگ مي‌داد و آنها را خوشحال مي‌كرد و با اندك اشاره‌اي از بزرگترين ستم‌ها بر شخص خود گذشت مي‌نمود و پوزش خطاكار را قبول مي‌كرد.
در ميدان كرامت و حق مداري يعني دفع پستي‌ها و زشتي‌ها و كسب زيبايي‌ها و فضيلت‌ها احدي به رتبه آن امام نائل نشده است كه امام حسين جانش، فرزندانش و برادران خود را قرباني كرامت و حق‌مداري فرمود.
آن حضرت حاضر شد شش ماهه خود را نثار كند اما دست بردگي و بندگي به سوي يزيد دراز نكند.
فتوا و فرياد ايشان كه فرمود: «لا اعطيكم بيدي اعطاء الذليل و لا اقر اقرار العبيد» را هر گوشي بارها شنيده است.
آن حضرت حاضر شد برادري مانند عباس كه قمر هاشميان است و يادگار علم و شجاعت و ادب و مهرباني علي‌بن ابي‌طالب است را فدا و قرباني كند و كمرش در داغ برادر بشكند اما در برابر باطل كمر خم نكند و اين حسين راست قامت تاريخ كرامت و حق مداري است.
در بندگي و تعبد همين بس كه همگان معترف هستند كه هيچگاه نشد كه حسين را غافل از ياد خدا ببينند.
هرگاه وضو مي‌ساخت رنگش عوض مي‌شد و دستانش به لرزه مي‌افتاد و ناله مي‌زد «حق لمن وقف بين يدي الجباران يصفر لونه و ترتعد مفاصله»؛ سزاوار است هركس در برابر خالقش قرار مي‌گيرد رنگش از عظمت پروردگارش تغيير كند و از هيبت و عظمتش به لرزه افتد.
چنان بر ارتباط با خداوند غيور بود كه حتي در ميدان نابرابر جنگش با يزيديان با دلي مالامال از غم ياران و داغ نزديكان از اقامه نماز غافل نشد.
در اظهار بندگي همين بس كه 25 بار با پاي پياده از مدينه به مكه براي اقامه حج عزيمت فرمود.
درگاه خلوت با خدايش چنان غرق دعا و مناجات مي‌شد كه همگان را به گريه وامي‌داشت و مناجات او هميشه با پروردگار طولاني بود.
با اين همه عبادت را فقط در نماز و حج و... خلاصه نمي‌ديد؛ بلكه در انفاق و بخشش و اين كه از دل مردم غمي را بردارد و گره‌اي را از دل آنان باز كند كوشا بود تا آن حد كه قبل از رسيدن شب بر در خانه‌هاي مساكين غذا مي‌برد و مي‌فرمود نمي‌خواهم حتي لحظه‌اي از شب را در غصه نان شب به سر برند و مي‌فرمود با اين كار رضاي خدا را مي‌طلبم. در ضلع تواضع و فروتني حالات عجيبي داشت. با اين كه از نسب شريفي بهره مي‌برد و پيامبرزاده بود و پدرش اميرالمؤمنين و مادرش فاطمه سيده نساء العالمين بود هرگز ديده نشد بر كسي فخر بفروشد يا با حالتي از غرور و تكبر راه برود و فراوان مي‌فرمود «ان الله لا يحب المتكبرين».
روزي از جايي عبور مي‌كرد و جمعي از فقرا مشغول خوردن نان بودند و با ديدن امام حسين (ع) از ايشان دعوت كردند تا با آنان همسفره شود حضرت دعوت آنان را پذيرفت و بر كنار سفره پرصفاي آنان نشست و هم لقمه فقيران شد.
آنگاه كه فردي از اصحاب دوران غربت عاشورايش وقت نماز را به او يادآور شد با تواضع و مهرباني از او پذيرفت و دعايش كرد و نكرد آنچه متكبرين مي‌كنند.
در سخاوت وجود پايان و محدوده‌اي قائل نبود و تا توان و استطاعت داشت انفاق هم داشت.
كنيزي را به بهانه شاخه گلي هزار دينار پاداش مي‌داد و آزاد مي‌كرد. فقيري را به بركت تلاوت آيه‌اي از ذلت فقر و بيكاري نجات مي‌داد و در اين ميدان نفس و رفيق را ملاك نمي‌دانست بلكه هر كس اجازه داشت از جود حسيني سيراب شود تا آنجا كه اسامه بن زيد با اينكه دشمن پدرش علي بن ابي طالب بود و گناه بزرگ ترك شهادت بر حق را مرتكب شده بود از خفت قرض نجات داد.
اسامه بيمار شد و بر اثر بيماري گرفتار 700 هزار درهم قرض و بدهي شد، آن حضرت فرمود من قرض تو را ادا مي‌كنم تا جز رنج بيماري رنج ديگري نداشته باشي و 700 هزار درهم ديگر به او بخشيد تا بتواند صرف مخارج خود كند. آري او كه با دشمنان چنين است با دوستان چگونه است!؟
در حالات ايشان آورده‌اند هرگز مالي به ايشان نرسيد مگر اينكه به شكرانه لطف خداوندي اول به انفاق مشغول شد. در ضلع شجاعت كه مهم‌ترين ركن انسان زيستن است او همتايي ندارد.
او مانند جد و پدر و مادر و برادرش اهل شجاعت بود. امامي كه در برابر فقرا و مستضعفان فروتن و خاك‌نشين بود براي دفاع از حق در برابر گردن‌كشان و زورمداران شيرمردي شكست‌ناپذير بود.
همانطور كه مال دنيا شكستش نداد، تهديد و غربت هم در صلابتش كاري نبود.
او در جمع حاميان همانطور بود كه در غربت گودال بود. تفاوتي ميان كلامش درگاه حضورش در جمع ياران و فرزندان و برادران در خانه خدا با زمان تنهايي و داغ‌ديدگي در گودال شهادت و غربتش نمي‌توان يافت.
در مدينه جدش گفت با ستمگر بيعت نمي‌كنم و در كربلاي غربتش هم گفت اهل كنار آمدن با ستمگر نيستم.
در مدينه گفت با يزيد نمي‌سازم و در كربلا فرياد زد زنازاده فرزند زنازاده از حسين پاك سيرت پاك زاده نمي‌تواند بيعت بگيرد.
اين است كه امام سجاد ‌(ع)، آن شاهد بزرگترين قيامت قبل از قيامت كبري و زينت بندگان خدا مي‌فرمايد در روز عاشورا هر چه غم بيشتر مي‌شد و زمان به شهادت پدرم نزديكتر مي‌گشت در چهره پدرم صلابت بيشتر هويدا مي‌گشت. آري حسين اين ريحانه پيامبر تمام و اصل علم و شجاعت وجود و تعبد و تقوا و كرامت و حق‌مداري، تواضع و عدالت بود كه پدر 9‌‌امامي شد كه در تاريخ به اين صفات شهره‌اند.
منبع:
روزنامه ایران، پنجشنبه, 24 تیر 1389