فضیلت ماه مبارک رمضان

 

 «رمضان» در لغت از «رمضاء» به معنای شدت حرارت گرفته شده و به معنای سوزانیدن می باشد.(1) چون در این ماه گناهان انسان بخشیده می شود، به این ماه مبارک رمضان گفته اند.

پیامبر اکرم(ص) می فرماید: «انما سمی الرمضان لانه یرمض الذنوب؛(2) ماه رمضان به این نام خوانده شده است، زیرا گناهان را می سوزاند.»

رمضان نام یکی از ماه های قمری و تنها ماه قمری است که نامش در قرآن آمده است و یکی از چهار ماهی است که خداوند متعال جنگ را در آن حرام کرده است.(مگر جنبه دفاع داشته باشد.) ...........

با تشکر از آقای علی امیرخانی.

ادامه نوشته

غنچه نرگس خوش آمد

باسمه تعالي

بر چهره ي دلگشاي مهدي صلوات          برقامت دلرباي مهدي صلوات

چون پرده ز رخ گرفت ، قدسي نفسان     گفتند به رو نماي مهدي صلوات

اللهم صل علي محمد و آل محمد وعجل فرجهم

خجسته میلاد اخنر دوازدهم آسمان ولایت و امامت ، موعود فرخنده امم ، عصاره همه خوبی ها ، حضرت حجه بن الحسن العسکری بر منتظران ظهورش مبارک باد.

به همین مناسبت جشن با شکوهی در مسجد بنی هاشمی برگزار است . وعده ما روز های دوشنبه و سه شنبه پس از نماز مغرب و عشاء

با توجه به اينكه در ايران حكومت اسلامي برپاشده است چرا تا كنون زمان ظهور امام زمان نشده است؟

براي پاسخ به اين پرسش بايد از فلسفه غيبت آن حضرت آگاهي يافته و شرايط لازم براي ظهور آن امام را بدانيم اگر بطور اجمالي بخواهيم آن شرايط را دسته بندي كنيم در چهار محور قرار مي گيرند:

1-     آمادگي رواني ملت ها؛ مردم جهان بايد براي اجراي اصول اخلاقي و ديني ، تشنه و آماده گردند و تا زماني كه در مردم جهان چنين عطشي ايجاد نشود ، ارائه هرگونه برنامه مادي و معنوي براي ايجاد عدالت در جهان مؤثر نخواهد بود. چنانكه در حديثي امام باقر عليه السلام مي فرمايد: روزي كه قائم آل محمد عليهم السلام قيام كند، خداوند دست خود را بر سر بندگانمي گذاردو در پرتو آن عقل ها را كامل مي كند و شعور آنان به بالاترين حد خود مي رسد(كتاب الكافي ج1 ص 25 ح21)

2-     تكامل علوم و فرهنگ هاي انساني ؛ براي برقراري يك حكومت جهاني الهي، بر اساس عدل و داد ، نياز به پيشرفت علوم و دانش هاي مادي و فرهنگ اجتماعي است و اين كار هم بايد به دست خود مردم انجام شود.

3-     تكامل وسايل ارتباط جمعي ، يكي از اساسي ترين نيازهاي حكومت ها وسايل ارتباط جمعي و رسانه هاي ديداري و. نوشتناري است، طبعا حكومت جهاني امام زمان هم به اين نوع وسايل ، و البته پيشرفته ترين آنها، نياز داردتا بتواند مقررات و احكام و رهنمودهاي خود را در كوتاه ترين مدت به مخاطبان خود در سراسر جهان برساند. البته به خوبر مي بينيم حكومت هاي دنياي امروز چقدر به اين بخش توجه كرده اند و نياز به اين نوع سيستم ها را از  عوامل بقا و دوام خود مي دانند.

4-     پرورش نيروي انساني ؛ مهم ترين و اساسي ترين عامل براي ايجاد حكومت چهاني حضرت مهدي عليه السلام وجود نيروهاي كارآمد ، پرتوان ، آگاه ، مخلص و با انگيزه است كه در واقع موتور محرك اين حكومت شكوهمند را تشكيل مي دهند و بي ترديد فراهم آمدن چنين نيروهايي اتز افراد فداكار و كارآزموده نيازمندزمان است.

از آنچه كه گفته شد در مي يابيم فلسفه غيبت داراي ابعاد پيچده و گوناگوني است كه همه به يك موضوع بر مي گردد و آن اينكه مردم جهان خود به اين باور برسند كه بايد براي فراهم كردن زمينه چنين حكومتي بايد دست در دست يك ديگر گذاشته و با عزمي راسخ و استوار به اين آينده درخشان اميدوار گردند.البته بيان اين نكته هم لازم است كه خود امام زمان عليه السلام و بلكه جريان مبارك امامت در رسيدن جهان به اين هدف و تكامل فكري انسانها نقشي بس مهم و مؤثر دارند چه به طور آشكار در بين مردم زندگي نمايند و يا مانند اين دوران در پس پرده غيبت باشند، در هر صورت امام خود براي انسان هايي كه دوست دارند به اين كمال راستين برسند اسباب را فراهم و آنان را به اذن خدا ياري خواهند كرد.(برگرفته از كتاب پاسخ جوان شيعي به پرسش هاي وهابيان - اثر آقاي محمد طبري)


روي تو را ز چشمه ي نور آفريده اند          لعل تو از شراب طهور آفريده اند

خورشيد هم به روشني طلعت تو نيست          آيينه ي تو را ز بلور آفريده اند

پنهان مكن جمال خود از عاشقان خويش        خورشيد را براي ظهور آفريده اند

....

عمري اسير هجر تو بود و فغان نكرد           بنگر دل مرا چه صبور آفريده اند

آلوده ايم و بيم به دل ره نمي دهيم        از بس تو را رحيم و غفور آفريده اند

اشعار از آقاي مجاهدي (پروانه)


باتشکر از آقای حامد مسنه اصل مطلب ارسالی ایشان را با هم می خوانیم.

خصال یاران حضرت مهدی

(عجل الله تعالی فرجه الشریف)

مقدمه

یاران حضرت مهدی(عج) چه ویژگی هایی دارند؟! شاید این سؤال را بارها شنیده باشید اما چقدر درباره آن تأمل نمودیم و سعی کردیم خصال یاران مهدی(عج) را به دست آوریم؟

 

خصال یاران حضرت مهدی(عج)

یاران حضرت مهدی(عج) از صنف و نژاد خاصی نیستند، بلکه از گروهها و نژادهای مختلف و از سراسر جهان هستند. حضرت در سن جوانی ظاهر می شوند و یاران ایشان نیز بیشتر جوانان پرتحرک و پرنشاط هستند.

زنان نیز در این نهضت بزرگ جایگاه شکوهمند و حضوری فعال خواهند داشت.

 

عدد یاران

امام صادق(علیه‌السلام) عدد یاران حضرت مهدی(عج) را سیصد و سیزده نفر ذکر کرده اند:

«گویا می نگرم قائم را بر منبر کوفه و سیصد و سیزده نفر یارانش را که پیرامونش گرد آمده اند به شماره اهل بدر»

یاران مهدی(عج) مردان عبادت و نیایش، شیران روز و نیایش گران شب هستند، آن هم نیایشی عارفانه و پاکبازانه. روح بندگی و راز و نیاز با جانشان آمیخته و همواره خود را در محضر خدا می بینند....

در برخی از روایات یاران امام زمان(عج) ده هزار نفر یاد شده و تا آنان گرد نیایند قیام صورت نمی گیرد. ابی بصیر از امام صادق(علیه‌السلام) نقل می کند که آن حضرت فرمود: «تا حلقه کامل نگردد، قائم خروج نمی کند. گفتم کامل شدن حلقه به چند نفر است؟ فرمود: ده هزار نفر.»

این دو دسته روایات با هم تعارض ندارند بلکه در طول یکدیگرند و در مجموع نشانگر سیر تشکیل یارانند: سیصد و سیزده نفر نخستین گروندگانند و به عبارتی فرماندهان و وزیران امام هستند که با گردآمدن این گروه دعوت آغاز می گردد و سپس با انتشار خبر ظهور ده هزار نفر که ستون های اصلی نیروهای انقلاب را تشکیل می دهند، به سرعت به امام می پیوندند.

همه رهبران و مصلحان الهی برای رسیدن به درجه شایستگی همراهی باید دارای ویژگی هایی باشند که عبارتند از:

 

خداجویی:

خداجویی و توحید سرلوحه عقاید و خصال یاران مهدی(عج) است. آنان خدا را به شایستگی شناخته و همه وجودشان غرق جلوه نور ایزدی است. شوق دیدار محبوب، دل هایشان را به وجد آورده و در اشتیاق وصل او، شب و روز نمی شناسند. امام صادق(علیه‌السلام) درباره آنها می فرماید:

مردانی که گویا دل هایشان پاره های آهن است... غبار تردید در ذات مقدس خداوند، خاطرشان را نمی آلاید... همانند چراغ های فروزانند، گویا دل هایشان نورباران است. از ناخشنودی پروردگارشان هراس دارند، برای شهادت دعا می کنند و آرزومند کشته شدن در راه خدایند.

یاران مهدی(عج) مردان عبادت و نیایش، شیران روز و نیایش گران شب هستند، آن هم نیایشی عارفانه و پاکبازانه. روح بندگی و راز و نیاز با جانشان آمیخته و همواره خود را در محضر خدا می بینند....

عبادت و بندگی:

یاران مهدی(عج) مردان عبادت و نیایش، شیران روز و نیایش گران شب هستند، آن هم نیایشی عارفانه و پاکبازانه. روح بندگی و راز و نیاز با جانشان آمیخته و همواره خود را در محضر خدا می بینند، به بیان امام باقر(علیه‌السلام): گویا قائم و یارانش را در نجف اشرف می نگرم توشه هایشان به پایان رسیده و لباس هایشان مقدس گشته است، جای سجده بر پیشانی هایشان نمایان است شیران روز و راهبان شب اند.

 

شجاعت:

امام زمان(عج)

یاران مهدی(عج) دل هایی چون پولاد دارند و از انبوه دشمن هراسی به دل راه نمی دهند. ایمان به هدف همه وجودشان را تسخیر کرده و عشق به خاندان پیامبر به بازوانشان قدرت بخشیده است. شجاعت بی نظیرشان ترس را بر دل های مستکبران چیره ساخته آنچنان که پیشاپیش راه گریز پیش می گیرند. امام باقر(علیه‌السلام) در توصیف شجاعت آنها می فرمایند:

دل هایی چون پولاد دارند. از هر سو تا مسافت یک ماه راه، ترس بر دل های دشمنان سایه می افکند.

یاران حضرت مهدی(عج) از صنف و نژاد خاصی نیستند، بلکه از گروهها و نژادهای مختلف و از سراسر جهان هستند.

 

فرمانبری:

یاران امام، به مولای خود عشق می ورزند و چون بنده ای گوش به فرمان از حضرت پیروی می کنند در انجام دستورات وی پیشی می گیرند. به فرموده پیامبر(صلی الله علیه و آله):

کرّاروُن مُجِدّونَ فی طاعته؛ سلحشورانی کوشا در پیروی اویند.

امام حسن عسکری(علیه‌السلام) در آخرین روزهای عمر خود سخنانی خطاب به فرزندشان حضرت مهدی(عج) فرمودند و یاران او را این گونه توصیف نمودند:

...روزی را می بینم که پرچم های زرد و سفید در کنار کعبه به اهتزاز درآمده، دست ها برای بیعت تو، پی در پی کشیده اند. دوستان باصفا، کارها را چنان به نظم وترتیب درآورده اند که همچون دانه های درّ گرانبها که در رشته ای قرار گیرند... قومی به آستانه ات گردآیند که خداوند آنان را از سرشتی پاک و ریشه ای پاکیزه و گرانبها آفریده است.

دل هایشان از آلودگی و نفاق و پلیدی و شقاق پاکیزه است. در برابر فرمان های دینی فروتنند و دل هایشان از کینه و دشمنی پیراسته، رخسارشان برای پذیرش حق آماده و سیمایشان با نور فضل و کمال آراسته، آیینِ حق را می پرستند و از اهل حق پیروی می کنند.

 

گروه دین و اندیشه تبیان


منابع و مآخذ

1- کمال الدّین و تمام النّعمه، شیخ صدوق.

2- کتاب الغیبه- محمدابراهیم نعمانی

3- چشم به راه مهدی(عج)

4- بحارالانوار-

5- نهضت انتظار و انقلاب اسلامی

6- عصر ظهور

 

ولادت حضرت علی اکبر علیه السلام مبارکباد

زندگي نامه حضرت علي اكبر(ع)

                                                                                                                                                           حضرت علي اكبر (ع) فرزند ابي عبدالله الحسين(ع) بنا به روايتي در يازدهم شعبان،سال43 قمري در مدينه منوره ديده به جهان گشود. پدر گرامي اش امام حسين بن علي بن ابي طالب (ع) و مادر محترمه اش ليلي بنت ابي مرّه بن عروه بن مسعود ثقفي است.او از طايفه خوش نام و شريف بني هاشم بود . و به بزرگاني چون پيامبر اسلام(ص)، حضرت فاطمه زهرا(س)، امير مؤمنان علي بن ابي طالب(ع) و امام حسين (ع) نسبت دارد.
ابوالفرج اصفهاني از مغيره روايت كرد: روزي معاويه بن ابي سفيان به اطرافيان و هم نشينان خود گفت: به نظر شما سزاوارترين و شايسته ترين فرد امت به امر خلافت كيست؟ اطرافيان گفتند: جز تو كسي را سزاوارتر به امر خلافت نمي شناسيم! معاويه گفت: اين چنين نيست.
بلكه سزاوارترين فرد براي خلافت، علي بن الحسين(ع)است كه جدّش رسول خدا(ص) مي باشد و در وي شجاعت و دليري بني هاشم، سخاوت بني اميه و فخر و فخامت ثفيف تبلور يافته  است.
نقل است روزي علي اكبر(ع) به نزد والي مدينه رفته  و از طرف پدر بزرگوارشان پيغامي را خطاب به او ميبرد، در آخر والي مدينه از علي اكبرسئوال كرد نام تو چيست؟ فرمود: علي سئوال نمود نام برادرت؟ فرمود: علي آن شخص عصباني شد، و چند بار گفت: علي، علي، علي، « ما يُريدُ اَبُوك؟ » پدرت چه مي خواهد، همه اش نام فرزندان را علي مي گذارد، اين پيغام را علي اكبر(ع) نزد اباعبدالله الحسين (ع) برد، ايشان فرمود : والله اگر پروردگار دهها فرزند پسر به  من عنايت كند نام همه ي آنها را علي مي گذارم و اگر دهها فرزند دختر به من عطا، نمايد نام همه ي آنها را نيز فاطمه مي گذارم. 
 درباره شخصيت علي اكبر(ع) گفته شد، كه وي جواني خوش چهره، زيبا، خوش زبان و دلير بود و از جهت سيرت و خلق و خوي و صباحت رخسار، شبيه ترين مردم به پيامبر اكرم(ص) بود و شجاعت و رزمندگي را از جدش علي ابن ابي طالب (ع) به ارث برده و جامع كمالات، محامد و محاسن بود. در روايتي به نقل از شيخ جعفر شوشتري در كتاب خصائص الحسينيه آمده است: اباعبدالله الحسين هنگامي كه علي اكبر را به ميدان مي فرستاد، به لشگر خطاب كرد و فرمود:« يا قوم، هولاءِ  قد برز عليهم غلام، اَشبهُ الناس خَلقاً و خُلقاً و منطقاً برسول الله....... اي قوم، شما شاهد باشيد، پسري را به ميدان مي فرستم، كه شبيه ترين مردم از نظر خلق و خوي و منطق به رسول الله (ص) است بدانيد هر زمان ما دلمان براي رسول الله(ص) تنگ مي شد نگاه به وجه اين پسر مي كرديم.
بنا به نقل ابوالفرج اصفهاني، آن حضرت درعصر خلافت عثمان بن عفان (سومين خليفه راشدين) ديده به جهان گشود.اين قول مبتني بر اين است كه وي به هنگام شهادت بيست و پنج ساله بود. در برخي روايات هم سن ايشان را 28 ساله ذكر كرده اند، وي در مكتب جدش امام علي بن ابي طالب (ع) و در دامن مهرانگيز  پدرش امام حسين(ع) در مدينه و كوفه تربيت و رشد و كمال يافت.
امام حسين (ع) در تربيت وي و آموزش  قرآن ومعارف اسلامي و اطلاعات سياسي و اجتماعي به آن جناب تلاش بليغي به عمل آورد و از وي يك انسان كامل و نمونه ساخت و شگفتي همگان، از جمله دشمنانشان را بر انگيخت.
به هر روي علي اكبر(ع) در ماجراي عاشورا حضور فعال داشت و در تمام حالات در كنار پدرش امام حسين(ع)بود و با دشمنانش به سختي مبارزه مي كرد. شيخ جعفر شوشتري در خصائص نقل مي كند: هنگامي كه اباعبد الله الحسين عليه السلام در كاروان خود حركت به سمت كربلا مي كرد، حالتي به حضرت(ع) دست داد بنام نوميه و در آن حالت مكاشفه اي براي حضرت(ع) رخ داد، از آن حالت كه خارج شد استرجاع كرد: و فرمود: «انا لله و انا اليه راجعون » علي اكبر(ع) در كنار پدر بود، و مي دانست امام بيهوده كلامي را به زبان نمي راند، سئوال نمود، پدرجان چرا استرجاع فرمودي؟: حضرت بلادرنگ فرمود: الان ديدم اين كاروان مي رود به سمت قتلگاه و مرگ درانتظار ماست، علي اكبر(ع) سئوال نمود: پدر جان مگر ما بر حق نيستيم؟ حضرت فرمود: آري ما بر حق هستيم. علي اكبر (ع) عرضه داشت: پس از مرگ باكي نداريم،
گفتني است، با اين كه حضرت علي اكبر(ع) به سه طايفه معروف عرب پيوند و خويشاوندي داشته است، با اين حال در روز عاشورا و به هنگام نبرد با سپاهيان يزيد، هيچ اشاره اي به انتسابش به بني اميه و ثفيف نكرد، بلكه هاشمي بدون و انتساب به اهل بيت(ع) را افتخار خويش دانست و در رجزي چنين سرود:

أنا عَلي بن الحسين بن عَلي نحن  بيت الله آولي يا لنبيّ

أضربكَم با لسّيف حتّي يَنثني ضَربَ غُلامٍ هاشميّ عَلَويّ

وَ لا يَزالُ الْيَومَ اَحْمي عَن أبي تَاللهِ لا يَحكُمُ فينا ابنُ الدّعي

وي نخستين شهيد بني هاشم در روز عاشورا بود و در زيارت شهداي معروفه نيز آمده است:السَّلامُ عليكَ يا اوّل قتيل مِن نَسل خَيْر سليل. علي اكبر(ع) درنبرد روز عاشورا دويست تن از سپاه عمر سعد را در دو مرحله به هلاكت رسانيد و سرانجاممرّه بن منقذ عبدي بر فرق مباركش ضربتي زد و او را به شدت زخمي نمود. آن گاه ساير دشمنان، جرأت و جسارت پيدا كرده  و به آن حضرت هجوم آوردند و وي را آماج تيغ شمشير و نوك نيزه ها نمودند و مظلومانه به شهادتش رسانيدند.
امام حسين(ع) در شهادتش بسيار اندوهناك و متأثر گرديد و در فراقش فراوان گريست و هنگامي كه سر خونين اش را در بغل گرفت، فرمود:ولدي علي عَلَي الدّنيا بعدك العفا (فرزندم علي ،ديگر بعد از تو اف بر اين دنيا
در مورد سنّ شريف وي به هنگام شهادت، اختلاف است. برخي مي گويند هجده ساله، برخي مي گويند نوزده ساله  و عده اي هم مي گويند بيست و پنج ساله بود.اما از اين كه وي از امام زين العابدين(ع)، فرزند ديگر امام حسين(ع) بزرگتر يا كوچك تر بود، اتفاقي ميان مورخان و سيره نگاران نيست. روايتي از امام زين العابدين(ع) نقل شده كه دلالت دارد بر اين كه وي از جهت سن كوچك تر از علي اكبر(ع) بود. آن حضرت فرمود: كان لي اخ يقال له عليّ اكبر منّي قتله الناس ...
مقبره حضرت علي اكبر عليه السلام  در كربلاي معلي پايين پاي اباعبدالله الحسين عليه السلام است و در سلام زيارت عاشورا منظور از وعلي علي ابن الحسين ، آقا علي اكبر عليه السلام مي باشد.

منبع: http://www.aviny.com