پاره تن امام، شهید رفیع مرتضی مطهری

سالگرد شهادت حضرت استاد علامه مطهری تسلیت باد.

 

 

نياز به مطهري

شايد براي برخي اين سؤال پيش آيد که اين همه از ضرورت آشنايي با شخصيت و انديشه‏هاي استاد مطهري سخن گفتن براي چيست؟ در پاسخ بايد گفت که شهيد مطهري، از جمله نادر افرادي بود که در آسمان معرفت ديني، جامعيت دين و مفاهيم روشنگرانه آن را خوب نگريست. او رسالت‏مداري بود که نخست انديشه و عمل و فضايل اخلاقي خود را در گستره معنوي وسعت بخشيد و سپس مردم را به آن فرا خواند. امروز هم باوجود گذشت دو دهه از شهادت ايشان، هنوز احساس مي‏شود که نياز به وجود او، يک حقيقت غيرقابل انکار است. نياز به مطهري، نياز به يک انسان والاي الهي است که تفکر و انديشه خالص اسلامي را، به دور از هواي نام و نان و نشان و ديگر مصلحت‏انديشي ها و عافيت‏طلبي‏ها، با صراحت و قاطعيت ارائه دهد. اگر امروز به خود او دسترسي نيست، اما مي‏توان با جست وجو در آثارش، ضمن پيدا کردن پاسخ بسياري از پرسش‏ها، نسل جوان را به گونه‏اي پرورش داد که در آينده، مطهري‏هاي زمان از بين آن‏ها به وجود آيند تا ادامه دهندگان راه او باشند.

 

غيرت ديني

افزون بر جامعيت علمي، توان‏مندي شگفت‏انگيز در تحليل موضوعات و وقايع، پشتکار و سخت‏کوشي، تيزبيني در دشمن‏شناسي، تقوا و پرهيزکاري و...، ويژگي بسيار مهم استاد مطهري، برخورداري از غيرت ديني است. پس از آن‏که او با پشتکار و تلاشِ بي‏وقفه، با آموزه‏هاي حيات‏بخش معارف الهي آشنايي کامل يافت، و هرجاکه احساس کرد به اسلام جفا مي‏شود، مردانه وارد ميدان شد و با رعايت کامل موازين تحقيق و تحليل علمي، منصفانه از احکام و اصول اسلامي دفاع کرد. او تا جان در بدن داشت، در دفاع از دين کوتاه نيامد و در جواب تهديد کنندگان مي‏فرمود: «اگر قرار باشد که انسان از دنيا برود، چه بهتر که در راه اصلاح عقايد و دفاع از اسلام باشد»

 

گمشده ديرين

استاد مطهري، براي يافتن پاسخي مناسب به پرسش‏هاي فراوان فکري، اعتقادي و عرفاني خويش، همواره در تکاپو و جستجو بود، تا اين که با ورودش به قم، مقدمات آشنايي او با حضرت امام خميني رحمه‏الله فراهم شد. وي گمشده خود را در سيماي حضرت امام يافت و عطش روحي خود را در کلاس درس اخلاق حضرت امام رحمه‏الله فرو نشاند. استاد در اين باره مي‏فرمايد: «پس از مهاجرت به قم، گمشده خود را در شخصيتي ديگر يافتم. فکر کردم که روح تشنه‏ام از اين شخصيت سيراب خواهد شد. اگر چه در آغاز مهاجرت به قم، هنوز از مقدمات فارغ نشده بودم و شايستگي ورود به معقولات را نداشتم، امّا درس اخلاقي که به وسيله شخصيت محبوبم در هر پنج‏شنبه و جمعه گفته مي‏شد و در حقيقت درس معارف و سير سلوک بود نه اخلاق به مفهوم خشک علمي، مرا سرمست مي‏کرد. بدون هيچ اغراق و مبالغه‏اي اين درس مرا آن چنان به وجد مي‏آورد که تا دوشنبه و سه‏شنبه هفته بعد، خودم را شديدا تحت تأثير آن مي‏يافتم بخش مهمّي از شخصيت من در آن درس و سپس درس‏هاي ديگري که در طي دوازده سال از استاد الهي فرا گرفتم، انعقاد يافت و همواره خود را مديون او داشته و مي‏دانم. راستي که او روح قدس الهي بود...».

 

در محضر علامّه طباطبائي

آن گاه که علامه طباطبايي رحمه‏الله در سال 1325 شمسي از تبريز به قم آمدند و در آن جا ساکن شدند و کم‏کم مقام و منزلت علمي ايشان، به ويژه در فلسفه و تفسير بر همگان روشن شد، استاد مطهري هم با اشتياق فراوان، در درس او حاضر شد. شهيد مطهري رحمه‏الله چگونگي شرکت در درس علامه راچنين شرح داده‏اند: «در سال 1329 هجري شمسي، در محضر درس حضرت استاد علامه کبير، آقاي طباطبايي (روحي فداه) که چند سالي بود به قم آمده بودند و چندان شناخته شده نبودند، شرکت کردم و فلسفه بوعلي سينا را از معظم له آموختم و در يک حوزه درس خصوصي که ايشان براي فلسفه مادّي تشکيل داده بودند نيز حضور يافتم. کتاب «اصول فلسفه و روش رئاليسم» که در بيست سال اخير، نقش تعيين کننده‏اي در ارايه بي‏پايگي فلسفه مادي براي ايرانيان داشته است، در آن مجمع پربرکت پايه‏گذاري شد».

در مکتب پير خمين

استاد مطهري، بيش از دوازده سال در خدمت حضرت امام رحمه‏الله به کسب فيض مشغول بوده‏اند. در آغاز ورودشان به قم، از درس اخلاق امام، که در حقيقت درس تهذيب نفس بود، بهره‏مند شدند و آن گاه که در سال 1323 شمسي، فراگيري رسمي دانش‏هاي عقلي و فلسفي را آغاز کردند، در درس‏هاي شرح منظومه و اسفار امام رحمه‏الله شرکت کردند. درباره حضور خود در درس حکمت الهي حضرت امام رحمه‏الله نوشته‏اند: «آن ايام تازه با حکمت الهي اسلامي آشنا شده بودم و آن را نزد استادي که... الهيات اسلامي را واقعا چشيده و عميق‏ترين انديشه‏هاي آن را دريافته بود و با شيرين‏ترين بيان، آن‏ها را بازگو مي‏کرد، مي‏آموختم. لذّت آن روزها و مخصوصا بيانات عميق و لطيف و شيرين استاد، از خاطره‏هاي فراموش ناشدني عمر من است».

 

سعه صدر استاد مطهري

شهيد مطهري به منظور انجام وظيفه و ترويج دين و معارف اسلامي، بسياري از سختي و ناگواري‏ها را تحمّل مي‏کرد، گرچه به ظاهر حضور در بعضي مراکز و مجالس، زيبنده ايشان نبود. شاگرد ايشان، دکتر سيدمحمدباقر حجتي در اين‏باره خاطره را بدين صورت بيان مي‏کند: «در خصوص سعه صدر ايشان، بنده خودم يادم هست که در سال 53 و 54 و يا هم شايد50، ازمن دعوت کرده بودند براي تدريس در دانشکده حقوق دانشگاه ملّي. بنده به دليل محيطي که در آن‏جا حاکم بود، نمي‏خواستم تدريس در آن‏جا را بپذيرم و مدتي فکر مي‏کردم که آيا از نظر شرعي صلاح است براي تدريس به آن‏جا بروم يا نه. با ايشان مشورت کردم، ايشان فرمودند: براي چه به آن‏جا نمي‏روي تدريس کني؟ بنده عرض کردم: به دليل اين که من خودم را در خور آن محيط نمي‏دانم و آن محيط را نيز مناسب خودم نمي‏بينم. ايشان گفت: من که استاد شما هستم، در آن جلساتي که در آن‏جا و يا دانشکده‏هاي ديگر تشکيل مي‏شود شرکت مي‏کنم، براي اين که ما با اين جوانان فاصله برقرار نکنيم و اين فاصله‏اي که ما با جوانان برقرار کرده‏ايم، دين را به اين روز نشانده است که حتي در حاشيه زندگي هم نيست و من که استاد تو هستم و شما من را مي‏شناسيد، براي خاطر دين، در حد خودم در تمام دعوت‏هايي که مي‏کنند، شرکت مي‏کنم و وظيفه ديني خودم را انجام مي‏دهم. تو موظّفي که براي تدريس به آن‏جا بروي».

نه آمريکا نه شوروي

آن زمان که دو ابرقدرت دنيا، شوروي و آمريکا بودند، افراد و گروه‏ها، نظرات متفاوتي درباره اين دو جهان‏خوار داشتند و براساس ديدگاه خاصّي که مي‏پذيرفتند، در خصوص آن‏ها واکنش نشان مي‏دادند. استاد مطهري، هر دوي اين‏ها را دشمن اسلام و مسلمانان مي‏دانستند. مقام معظم رهبري در اين باره خاطره‏اي را بدين صورت نقل مي‏کند: «مرحوم مطهري، از بيست سال قبل در دوران اختناق، خطر مارکسيسم [را] در ايران لمس مي‏کرد. در جلسه‏اي که مرحوم مطهري [و] مرحوم شريعتي بودند،... مرحوم شريعتي آن روز در يک تحليلي، اين جمله را گفت که ما يک دشمن داريم و يک رقيب، و بعد توضيح داد دشمن ما آمرکيا و غرب است و رقيب ما مارکسيست‏ها هستند.... [چون نوبت به استاد مطهري رسيد، [گفت: اشتباه در همين‏جاست.... ما دو دشمن داريم، ولي رقيب نداريم.... اگر CIAآمريکا در ايران تسلط و نفوذ دارد، ساواکِ شاه را درست مي‏کنه که با مردم اين کارها را بکنند. تو نگاه کن ببين آن‏جا که KGB شوروي نفوذ دارد، چکار مي‏کند؟!... اين را مطهري مي‏فهميد و به همين دليل بود که دستگاه‏هاي وابسته به سياست روس و جهان تفکر مارکسيستي، در ايران مطهري را هدف قرار داد و بنا کرد [برضدش] شايعه پراکني [کردن]».

 

منبع : حکمت مطهَّر /ويژه سالروز شهادت استاد مرتضي مطهري (گلبرگ :: ارديبهشت 1383، شماره 50)

1287

 

شهادت ام ابیها

سیزده ماه جمادی الاولی یادآور خاطره خانخراش شهادت یگانه دختر پاک رسالت، همسر فداکار ولایت و مادر یزرگوار امامت (( حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها )) تسلیت باد.

اشکی بود مرا که به دنیا نمی دهم              این گوهری است که به دریا نمی دهم

سرمایه محبت  زهراست دین من                یک  ذره  از محبت  زهرا  نمی دهم

امروز بزم ماتم زهرا بهشت ماست             این نقد  را به  نسیه  فردا نمی دهم

به همین مناسبت مراسم سخنرانی در مسجد برقرار است.

سخنران : جناب حجه الاسلام آقای قربانلو 

موضوع سخنرانی : بررسی ابعاد شخصیت نورانی حضرت زهرا سلام الله علیها

شب گريه هاي غربت مادر تمام شد زينب به گريه گفت که ديگر تمام شد

جهت دیدن ادامه طرحها به لینک زیر مراجعه کنید (شادی روح همه فداییان حضرت زهرا س صلوات)

http://cgtasnim.blogfa.com/


آشنايي كوتاه با صدّيقه كبري، حضرت فاطمه زهرا عليها السّلام‏     (با تشکر از جناب آقای محسن اکبری)

نام: فاطمه.

كنيه‏هاي مشهور: امّ الحسن، امّ الحسين، امّ ابيها، امّ الائمّه.

مشهورترين لقبها: زهرا، صدّيقه، طاهره، كبري، سيّده، بتول.

پدر: حضرت محمّد بن عبد اللَّه صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم پيامبر عظيم الشأن اسلام.

مادر: خديجه عليها السّلام بنت خويلد همسر فداكار پيامبر اسلام.

محلّ تولد: مكّه.

سال تولد: سال دوم بعثت، و به روايتي: سال پنجم.

روز ميلاد: بيستم جمادي الثاني.

نام همسر: علي بن ابي طالب عليه السّلام، پسر عموي پيامبر اسلام.

زمان ازدواج: رجب يا ذي حجّه سال دوم هجرت در مدينه.

مدّت زندگاني با علي عليه السّلام: نه سال.

ميزان مهريّه: 400 مثقال نقره مسكوك

فرزندان: حسن عليه السّلام، حسين عليه السّلام، زينب كبري، امّ كلثوم و يك فرزند سقط شده به نام محسن شهادت: در سال يازدهم هجري

محل دفن: پنهان است

تعداد احاديث و روايات باقيمانده در باره آن حضرت: حدود 2000 مورد.

تعداد سخنان باقيمانده از حضرت فاطمه: حدود 130 مورد.

تعداد اشعار باقيمانده از آن حضرت: حدود 29 قطعه.

تعداد خطبه‏هاي باقيمانده از آن حضرت: 2 خطبه.

ساير آثار علمي باقيمانده از آن حضرت: مصحف فاطمه عليها السّلام كه به خط همسر گرامش علي عليه السّلام نوشته شده و در نزد فرزندان آن حضرت بوده و هم اكنون در دست حضرت قائم عجّل اللَّه تعالي فرجه الشريف مي‏باشد.

مشهورترين و صحيح‏ترين مناقب و فضائل آن حضرت:

1- اينكه غضب فاطمه عليها السّلام موجب غضب خدا و رسول او، و رضاي فاطمه سبب رضاي ايشان است.

2- فاطمه برترين زنان دو عالم است.

3- فاطمه معصوم از هر گونه گناه مي‏باشد.

4- آن حضرت محبوبترين و عزيزترين مردم در نزد رسول خدا صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم بوده است.

5- خداوند در روز قيامت، به آن حضرت اجازه شفاعت مي‏دهد.

6- صدور معجزات بسيار از حضرت فاطمه عليها السّلام.

7- بي‏مانند بودن ايمان و يقين فاطمه عليها السّلام.

8- زهد و قناعت نمونه.

9- احترام بي‏حدّ پيامبر به آن حضرت.

10- او عابدترين مردم در زمان خود بوده است.

11- صدق و راستگويي حضرت فاطمه عليها السّلام.

12- علم وافر آن حضرت.

و ....

زندگاني حضرت زهرا عليها السلام(روحاني)، ص: 24 -23

  دعاهاي منسوب به حضرت فاطمه عليها السّلام :

دعاي روز شنبه‏:

اللَّهُمَّ افْتَحْ لَنَا خَزَائِنَ رَحْمَتِكَ وَ هَبْ لَنَا اللَّهُمَّ رَحْمَةً لَا تُعَذِّبُنَا بَعْدَهَا فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ ارْزُقْنَا مِنْ فَضْلِكَ الْوَاسِعِ رِزْقاً حَلَالًا طَيِّباً وَ لَا تُحْوِجْنَا وَ لَا تُفْقِرْنَا إِلَي أَحَدٍ سِوَاكَ وَ زِدْنَا لَكَ شُكْراً وَ إِلَيْكَ فَقْراً وَ فَاقَةً وَ بِكَ عَمَّنْ سِوَاكَ غِنًي وَ تَعَفُّفاً اللَّهُمَّ وَسِّعْ عَلَيْنَا فِي الدُّنْيَا اللَّهُمَّ إِنَّا نَعُوذُ بِكَ أَنْ تَزْوِيَ وَجْهَكَ عَنَّا فِي حَالٍ وَ نَحْنُ نَرْغَبُ إِلَيْكَ فِيهِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَعْطِنَا مَا تُحِبُّ وَ اجْعَلْهُ لَنَا قُوَّةً فِيمَا تُحِبُّ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ : پروردگارا! گنجهاي رحمتت را به روي ما بگشا، و ما را مشمول رحمتت قرار ده، رحمتي كه بعد از آن، در دنيا و آخرت عذابمان ننمايي، و از فضل وسيعت ما را از روزي پاك و حلال بهره‏مند گردان، و ما را محتاج و نيازمند و فقير درگاه كسي غير از خودت قرار مده، و شكرگزاري ما را نسبت به خودت، فقر و نيازمان را به خودت افزون فرما، تا از غير تو بي‏نياز و خويشتن‏دار باشيم.

خدايا! گشايش در دنيا را به ما عطا فرما، پروردگارا! به تو پناه مي‏بريم از اينكه ما را از ديدارت منع و مانع گردي كه ما در همه حال به تو و ديدار تو رغبت داريم.

پروردگارا! بر محمّد و خاندان و محمّد درود فرست، و از آنچه دوست داري به ما عطا                         فرما، و آن را براي ما موجب نيرو و قوّتي در آنچه كه دوست داري قرار ده، اي برترين رحم‏كنندگان!

دعاي روز يك شنبه‏:

اللَّهُمَّ اجْعَلْ أَوَّلَ يَوْمِي هَذَا فَلَاحاً وَ آخِرَهُ نَجَاحاً وَ أَوْسَطَهُ صَلَاحاً اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اجْعَلْنَا مِمَّنْ أَنَابَ إِلَيْكَ فَقَبِلْتَهُ وَ تَوَكَّلَ عَلَيْكَ فَكَفَيْتَهُ وَ تَضَرَّعَ إِلَيْكَ فَرَحِمْتَهُ: پروردگارا! اوّل اين روزم را رستگاري و آخرش را موفّقيت، و ميان آن را صحّت و رستگاري قرار ده، خداوندا! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و ما را از كساني قرار ده كه به سوي تو روي آورده‏اند و تو آنان را پذيرفته‏اي، و بر تو توكّل كرده‏اند و تو آنان را كفايت كرده‏اي، و به سوي تو زاري نموده‏اند و تو آنان را مشمول رحمتت قرار داده‏اي.

دعاي روز دوشنبه‏:

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ قُوَّةً فِي عِبَادَتِكَ وَ تَبَصُّراً فِي كِتَابِكَ وَ فَهْماً فِي حُكْمِكَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ لَا تَجْعَلِ الْقُرْآنَ بِنَا مَاحِلًا وَ الصِّرَاطَ زَائِلًا وَ مُحَمَّداً ص عَنَّا مُوَلِّياً : پروردگارا! از درگاهت قدرتي براي عبادت و بندگي، بينشي براي درك قرآن، و فهم لازم براي درك احكامت را خواستارم، پروردگارا! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و فهم قرآن را دور از دسترس فكر ما، و صراط را نابودكننده ما، و محمّد را روي گردان از ما قرار مده.

دعاي روز سه شنبه‏:

اللَّهُمَّ اجْعَلْ غَفْلَةَ النَّاسِ لَنَا ذِكْراً وَ اجْعَلْ ذِكْرَهُمْ لَنَا شُكْراً وَ اجْعَلْ صَالِحَ مَا نَقُولُ بِأَلْسِنَتِنَا نِيَّةً فِي قُلُوبِنَا اللَّهُمَّ إِنَّ مَغْفِرَتَكَ أَوْسَعُ مِنْ ذُنُوبِنَا وَ رَحْمَتَكَ أَرْجَي عِنْدَنَا مِنْ أَعْمَالِنَا اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ وَفِّقْنَا لِصَالِحِ الْأَعْمَالِ وَ الصَّوَابِ مِنَ الْفِعَالِ: پروردگارا! بي‏خبري و غفلت مردم را براي ما موجب يادآوري، و آگاهي آنان را براي ما موجب شكر و سپاس قرار ده، و سخن صحيحي را كه بر زبانمان جاري مي‏شود نيّت قلبهاي ما قرار ده؛ پروردگارا! غفران و گذشت تو از گناهان ما گسترده‏تر و رحمت تو از اعمال ما اميدواركننده‏تر است؛ خداوندا! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و ما را بر انجام اعمال شايسته و كارهاي نيك موفق بدار!

دعاي روز چهارشنبه‏:

اللَّهُمَّ احْرُسْنَا بِعَيْنِكَ الَّتِي لَا تَنَامُ وَ رُكْنِكَ الَّذِي لَا يُرَامُ وَ بِأَسْمَائِكَ الْعِظَامِ وَ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ احْفَظْ عَلَيْنَا مَا لَوْ حَفِظَهُ غَيْرُكَ ضَاعَ وَ اسْتُرْ عَلَيْنَا مَا لَوْ سَتَرَهُ غَيْرُكَ شَاعَ وَ اجْعَلْ كُلَّ ذَلِكَ لَنَا مِطْوَاعاً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ قَرِيبٌ مُجِيبٌ: پروردگارا! ما را با ديدگانت كه هرگز به خواب نمي‏رود، و با پايه و ستوني كه هرگز ويران نمي‏شود، و با نامهاي با عظمت خودت حفاظت فرما، و بر محمّد و خاندانش درود فرست، و براي ما حفظ كن آنچه را كه اگر نگاهباني غير از تو داشته باشد تباه مي‏گردد، و بپوشان آنچه را كه اگر غير از تو آن را بپوشاند فاش مي‏شود، و همه اينها را وسيله پيروي و طاعت ما قرار ده، همانا تو خواسته‏ها را مي‏شنوي، و به ما نزديك هستي، و دعاهاي ما را اجابت مي‏كني.

دعاي روز پنج شنبه‏:

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ الْهُدَي وَ التُّقَي وَ الْعَفَافَ وَ الْغِنَي وَ الْعَمَلَ بِمَا تُحِبُّ وَ تَرْضَي اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ قُوَّتِكَ لِضَعْفِنَا وَ مِنْ غِنَاكَ لِفَقْرِنَا وَ فَاقَتِنَا وَ مِنْ حِلْمِكَ وَ عِلْمِكَ لِجَهْلِنَا اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَعِنَّا عَلَي شُكْرِكَ وَ ذِكْرِكَ وَ طَاعَتِكَ وَ عِبَادَتِكَ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ : پروردگارا! هدايت، تقوي، عفاف، بي‏نيازي، و عمل به آنچه كه تو از آن راضي و خشنود مي‏گردي را تقاضا مي‏كنم؛ خداوندا! براي ناتواني خودمان از قوّت تو، براي فقرمان از بي‏نيازي تو و براي جهل و ناداني خويش از علم و حلم تو خواستارم؛ خداوندا! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و ما را بر شكر، ذكر، اطاعت و عبادت خودت ياري كن، [سوگند مي‏دهيم تو را]، به رحمتت اي برترين رحم‏كنندگان!

دعاي روز جمعه‏:

اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا مِنْ أَقْرَبِ مَنْ تَقَرَّبَ إِلَيْكَ وَ أَوْجَهِ مَنْ تَوَجَّهَ إِلَيْكَ وَ أَنْجَحِ مَنْ سَأَلَكَ وَ تَضَرَّعَ إِلَيْكَ اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا مِمَّنْ كَأَنَّهُ يَرَاكَ إِلَي يَوْمِ الْقِيَامَةِ الَّذِي فِيهِ يَلْقَاكَ وَ لَا تُمِتْنَا إِلَّا عَلَي رِضَاكَ اللَّهُمَّ وَ اجْعَلْنَا مِمَّنْ أَخْلَصَ لَكَ بِعَمَلِهِ وَ أَحَبَّكَ فِي جَمِيعِ خَلْقِكَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْ لَنَا مَغْفِرَةً جَزْماً حَتْماً لَا نَقْتَرِفُ بَعْدَهَا ذَنْباً وَ لَا نَكْتَسِبُ خَطِيئَةً وَ لَا إِثْماً اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ صَلَاةً نَامِيَةً دَائِمَةً زَاكِيَةً مُتَتَابِعَةً مُتَوَاصِلَةً مُتَرَادِفَةً بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ: پروردگارا! ما را از نزديكترين كساني كه به تو تقرّب جسته‏اند، و از آبرومندترين كساني كه به تو روي آورده‏اند، و از نجات يافتگاني كه به تو روي آورده‏اند و از موفّقترين درخواست‏كنندگان و زاري‏كنندگان به درگاهت قرار ده! خداوندا! ما را از كساني قرار ده كه گويي تو را در همه حال تا روز قيامت مي‏بينند، و ما را نميران مگر آنكه از ما راضي و خشنود شده باشي؛ خداوندا! ما را از كساني قرار ده كه در مقام عمل اخلاص ورزيده‏اند و در همه حال تو را دوست مي‏دارند و كسي را به تو ترجيح نمي‏دهند.

پروردگارا! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و ما را مورد مغفرت و بخشش قطعي و حتمي خويش قرار ده، بخششي كه بعد از آن گناهي مرتكب نشويم و خطايي از ما صادر نشود؛ خداوندا! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، درودي بارور و زاينده، دائم، پاك، پي در پي و پيوسته، [سوگند مي‏دهيم تو را] به رحمتت اي برترين رحم‏كنندگان!

 ساير دعاهاي منسوب به حضرت فاطمه عليها السّلام‏

حرز مشهور حضرت فاطمه‏

بسم الله الرحمن الرحيم. يا حي يا قيوم، برحمتك أستغيث فأغثني، و لا تكلني إلي نفسي طرفة عين أبدا، و أصلح لي شأني كله.: به نام خداوند بخشنده مهربان. اي زنده پايدار، به رحمتت پناه آورده‏ام پس مرا پناه ده، و مرا به قدر لحظه‏اي به حال خود وامگذار، و تمام شئون و همه امور مرا اصلاح فرما!

حرز ديگر حضرت فاطمه عليها السّلام‏

يَا حَيُّ يَا قَيُّومُ- بِرَحْمَتِكَ أَسْتَغِيثُ فَأَغِثْنِي اللَّهُمَّ زَحْزِحْنِي عَنِ النَّارِ- وَ أَدْخِلْنِي الْجَنَّةَ وَ أَلْحِقْنِي بِأَبِي مُحَمَّدٍ: اي زنده پايدار، به رحمتت پناه آورده‏ام پس پناهم ده، خداوندا! مرا از آتش دور دار و در بهشت وارد كن، و مرا به پدرم محمّد صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم ملحق نما.

تعويذ حضرت فاطمه عليها السّلام‏

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَهْدِيكَ لِإِرْشَادِ أَمْرِي وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ نَفْسِي اللَّهُمَّ عَمِلْتُ سُوءً وَ ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي إِنَّهُ لَا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا أَنْتَ: پروردگارا! از تو طلب هدايت مي‏كنم براي آنكه در كارهايم راه درست را نشانم دهي، و از شرّ نفسم به تو پناهنده مي‏شوم. خداوندا! بد عمل كردم و به نفس خود ظلم روا داشتم، پس مرا ببخش كه كسي گناهان را نمي‏بخشد مگر تو! يادآوري مي‏شود كه جهت استفاده بيشتر، حرزهاي ديگري نيز در فصل ششم از ضميمه چهارم همين كتاب آمده است.

دعا براي رفع سر درد و رفع بي‏خوابي‏

يا مشبع الجائعة، و يا كاسي الجسوم العارية، و يا ساكن العروق الضاربة، و يا منوم العيون‏ الساهرة، سكن عروقي الضاربة، و أذن لعيني نوما عاجلا.: اي سيركننده شكمهاي خالي و گرسنه، و اي پوشاننده بدنهاي عريان، و اي آرام‏كننده ضربان آزار دهنده رگها، و اي آرامش بخش و خواب‏كننده چشمهاي بي‏خواب، رگهاي مرا آرام گردان، و خواب را هر چه زودتر بر چشمهاي من غالب گردان.

دعا براي شيعيان‏

بسم الله الرحمن الرحيم، الحمد لله الذي أذهب عنا الحزن، إن ربنا لغفور شكور، الذي أحلنا دار المقامة من فضله، و لا يمسنا فيها نصب و لا يمسنا فيها لغوب. إلهي أنت المني، و فوق المني، أسألك أن لا تعذب محبي و محب عترتي بالنار.: به نام خداوند بخشنده مهربان، حمد اختصاص به خدايي دارد كه حزن و اندوه را از ما زدود، به درستي كه پروردگار ما بسيار بخشنده و شكرگزار است، كسي كه از فضل خود ما را در بهشت ساكن گردانيد تا در آن رنجي به ما نرسد.

پروردگارا! تو آرزوي من و بالاتر از آرزوي من هستي، از تو مي‏خواهم دوستدارانم و دوستداران فرزندانم را در آتش عذاب نكني.

دعا براي برآورده شدن حوائج‏

يَا أَعَزَّ مَذْكُورٍ وَ أَقْدَمَهُ قِدَماً فِي الْعِزِّ وَ الْجَبَرُوتِ- يَا اللَّهُ يَا رَحِيمَ كُلِّ مُتَرَحِّمٍ وَ مَفْزَعَ كُلِّ مَلْهُوفٍ يَا رَاحِمَ كُلِّ حَزِينٍ يَشْكُو بَثَّهُ وَ حُزْنَهُ إِلَيْهِ- يَا اللَّهُ يَا خَيْرَ مَنْ طُلِبَ الْمَعْرُوفُ مِنْهُ وَ أَسْرَعَهُ إِعْطَاءً- يَا مَنْ تَخَافُ الْمَلَائِكَةُ الْمُتَوَقِّدَةُ بِالنُّورِ مِنْهُ أَسْأَلُكَ بِالْأَسْمَاءِ الَّتِي يَدْعُوكَ بِهَا حَمَلَةُ عَرْشِكَ- وَ يُسَبِّحُونَ بِهَا شَفَقَةً مِنْ خَوْفِ عَذَابِكَ- وَ بِالْأَسْمَاءِ الَّتِي يَدْعُوكَ بِهَا جَبْرَئِيلُ- وَ مِيكَائِيلُ وَ إِسْرَافِيلُ إِلَّا أَجَبْتَنِي- وَ كَشَفْتَ كُرْبَتِي يَا إِلَهِي وَ سَتَرْتَ ذُنُوبِي‏ يَا مَنْ يَأْمُرُ بِالصَّيْحَةِ فِي خَلْقِهِ فَإِذا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ محشورون وَ بِذَلِكَ الِاسْمِ الَّذِي تُحْيِي بِهِ الْعِظَامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ- أَنْ تُحْيِيَ قَلْبِي وَ تَشْرَحَ صَدْرِي وَ تُصْلِحَ شَأْنِي يَا مَنْ خَصَّ نَفْسَهُ بِالْبَقَاءِ- وَ خَلَقَ لِبَرِيَّتِهِ الْمَوْتَ وَ الْحَيَاةَ- يَا مَنْ فِعْلُهُ قَوْلٌ وَ قَوْلُهُ أَمْرٌ وَ أَمْرُهُ مَاضٍ عَلَي مَا يَشَاءُ- وَ أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذِي دَعَاكَ بِهَا خَلِيلُكَ- حِينَ أُلْقِيَ فِي النَّارِ فَاسْتَجَبْتَ لَهُ وَ قُلْتَ يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلي‏ إِبْراهِيمَ «1» وَ بِالاسْمِ الَّذِي دَعَا بِهِ مُوسَي مِنْ جَانِبِ الطُّورِ الْأَيْمَنِ- فَاسْتَجَبْتَ لَهُ وَ بِالاسْمِ الَّذِي خَلَقْتَ بِهِ عِيسَي مِنْ رُوحِ الْقُدُسِ وَ بِالاسْمِ الَّذِي وَهَبْتَ لِزَكَرِيَّا يَحْيَي- وَ بِالاسْمِ الَّذِي كَشَفْتَ بِهِ عَنْ أَيُّوبَ الضُّرَّ- وَ بِالاسْمِ الَّذِي تُبْتَ عَلَي دَاوُدَ وَ سَخَّرْتَ لِسُلَيْمَانَ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ- وَ الشَّيَاطِينَ وَ عَلَّمْتَهُ مَنْطِقَ الطَّيْرِ وَ بِالاسْمِ الَّذِي خَلَقْتَ بِهِ الْعَرْشَ وَ وَ بِالاسْمِ الَّذِي خَلَقْتَ بِهِ الْكُرْسِيَّ- وَ بِالاسْمِ الَّذِي خَلَقْتَ بِهِ الرُّوحَانِيِّينَ- وَ بِالاسْمِ الَّذِي خَلَقْتَ بِهِ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ- وَ بِالاسْمِ الَّذِي خَلَقْتَ بِهِ جَمِيعَ الْخَلْقِ وَ بِالاسْمِ الَّذِي خَلَقْتَ وَ جَمِيعَ مَا أَرَدْتَ مِنْ شَيْ‏ءٍ- وَ بِالاسْمِ الَّذِي قَدَرْتَ بِهِ عَلَي كُلِّ شَيْ‏ءٍ أَسْأَلُكَ بِحَقِّ هَذِهِ الْأَسْمَاءِ لَمَّا أَعْطَيْتَنِي سُؤْلِي وَ قَضَيْتَ حَوَائِجِي يَا كَرِيمُ : اي گرامي‏ترين نامي كه ياد شده، و ديرينه‏ترين نام در عزّت و فرمانروايي، اي رحم‏كننده بر هر كه از او طلب رحمت كند، و پناه هر كه به او پناهنده شود، اي رحم‏كننده بر هر محزوني كه شكوه و شكايت به سوي او برد، اي بهترين كسي كه از او نيكي طلب شده و به سرعت آن را اجابت فرمود، اي كسي كه فرشتگان نوراني از او در هراسند! به حقّ نامهايي كه حاملان عرشت، و آنان كه در اطراف آن قرار دارند، و از هراس عقاب تو تسبيح و تنزيه تو را مي‏گويند، تو را بدان نامها مي‏خوانند، و به حقّ نامهايي كه جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل تو را بدان نامها مي‏خوانند، از تو مي‏خواهم دعايم را اجابت كني، و مشكلم را برطرف كرده، و گناهانم را بپوشاني.

اي كسي كه فرمان مي‏دهد نفخه صور در ميان موجودات دميده شود، تا آنان در اجتماع بزرگ قيامت گرد هم آيند، و به حقّ آن نامي كه استخوانهاي پوسيده را زنده مي‏كني، از تو مي‏خواهم كه قلبم را زنده، سينه‏ام را گشاده، و امورم را اصلاح فرمايي.

اي كسي كه بقا و جاودانگي را ويژه خود قرار داده، و مرگ و زندگي و فنا را براي‏ موجوداتش خلق فرموده، اي كسي كه عملش مطابق گفتارش و گفتارش همانند فرمانش، و فرمانش بر هر چه خواهد جاري مي‏باشد.

به حقّ آن نامي كه [حضرت ابراهيم‏] خليل تو، آنگاه كه در آتش انداخته مي‏شد تو را بدان نام خواند، و تو دعايش را اجابت فرمودي، و گفتي: «اي آتش بر ابراهيم سرد و سلامت شو»، و به نامي كه موسي از كنار طور ايمن تو را بدان نام خواند، و تو او را اجابت فرمودي، و به نامي كه عيسي را از روح القدس آفريدي.

و به نامي كه يحيي را به زكريّا بخشيدي، و به نامي كه رنج و مشقّت را از ايّوب مرتفع ساختي، و به نامي كه توبه داود را پذيرفتي، و بادها را براي سليمان مسخّر نمودي كه به فرمان او به گردش در آيند، همچنين جنّ را براي او مسخّر كردي، و زبان پرندگان را به او آموختي.

و به نامي كه عرش را با آن آفريدي، و جهان را به آن خلق فرمودي، و فرشتگان را با آن ايجاد كردي، و جنّ و انس را با آن خلق كردي، و به نامي كه تمامي مخلوقات را پديد آوردي.

و به نامي كه آنچه خواستي خلق فرمودي، و به نامي كه بر هر چيز قادر شدي، به حقّ اين نامها از تو مي‏خواهم كه حاجتم را برآوري، و خواسته‏هايم را اجابت فرمايي، اي بخشنده!

دعا براي برآورده شدن حاجتها و كارهاي مهم‏

بِحَقِّ يس  وَ الْقُرْآنِ الْحَكِيمِ وَ بِحَقِّ طه وَ الْقُرْآنِ الْعَظِيمِ يَا مَنْ يَقْدِرُ عَلَي حَوَائِجِ السَّائِلِينَ يَا مَنْ يَعْلَمُ مَا فِي الضَّمِيرِ يَا منفس عَنِ الْمَكْرُوبِينَ يَا مفرج عَنِ الْمَغْمُومِينَ يَا رَاحِمَ الشَّيْخِ الْكَبِيرِ يَا رَازِقَ الطِّفْلِ الصَّغِيرِ يَا مَنْ لَا يَحْتَاجُ إِلَي التَّفْسِيرِ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ افْعَلْ بِي و تذكر الحاجة: به حقّ ياسين و قرآن حكيم، به حقّ طه و قرآن عظيم، اي خدايي كه بر حاجتهاي حاجتمندان قادر و توانا هستي، اي آنكه اسرار پنهان همه را مي‏داني، اي برطرف كننده مشكل آنان كه دچار گرفتاري شده‏اند، اي برطرف كننده غمهاي مردم اندوهگين، اي رحم‏كننده به پير مردان، اي روزي دهنده به كودكان صغير، اي خدايي كه بي‏نياز از هر تفسيري، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و ... [در اين قسمت دعا هر حاجتي كه داريد بخواهيد].

دعا براي كسب خلقيّات نيكو و شايسته‏

اللَّهُمَّ بِعِلْمِكَ الْغَيْبِ وَ قُدْرَتِكَ عَلَي الْخَلْقِ أَحْيِنِي مَا عَلِمْتَ الْحَيَاةَ خَيْراً لِي وَ تَوَفَّنِي إِذَا كَانَتِ الْوَفَاةُ خَيْراً لِي اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ كَلِمَةَ الْإِخْلَاصِ وَ خَشْيَتَكَ فِي الرِّضَا وَ الْغَضَبِ وَ الْقَصْدَ فِي الْغِنَي وَ الْفَقْرِ وَ أَسْأَلُكَ نَعِيماً لَا يَنْفَدُ وَ أَسْأَلُكَ قُرَّةَ عَيْنٍ لَا تَنْقَطِعُ وَ أَسْأَلُكَ الرِّضَا بِالْقَضَاءِ وَ أَسْأَلُكَ بَرْدَ الْعَيْشِ بَعْدَ الْمَوْتِ وَ أَسْأَلُكَ النَّظَرَ إِلَي وَجْهِكَ وَ الشَّوْقَ إِلَي لِقَائِكَ مِنْ غَيْرِ ضَرَّاءَ مُضِرَّةٍ وَ لَا فِتْنَةٍ مُظْلِمَةٍ اللَّهُمَّ زَيِّنَّا بِزِينَةِ الْإِيمَانِ وَ اجْعَلْنَا هُدَاةً مَهْدِيِّينَ يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ: پروردگارا! به علم غيب و قدرتت بر آفريدگان، تا آنجا كه زندگي را برايم خير مي‏داني، زنده‏ام بدار! و آن هنگام كه مرگ برايم بهتر است، مرا بميران! بار خدايا، از تو كلمه اخلاص و ترس از خودت چه در حال رضا و خوشنودي و چه در حال غضب و خشم را خواستارم و همچنين ميانه روي و اعتدال در تهيدستي و بي‏نيازيم را. و نيز نعمت جاويدان و روشني چشم هميشگي و پايدار و پيوسته را خواهانم چنان كه خوشنودي نسبت به قضاي تو را مي‏طلبم. پروردگارا! زندگي خوش بعد از مرگ و ديدار جمال و چهره‏ات و شوق وصال و لقاي تو را بي‏آنكه در حالت زيان و ضرر و يا فتنه‏اي ظلماني و تاريك باشد  [آنچنان كه در پيشگاه تو در حال بازخواست نسبت به اعمال نابجاي خود باشم بلكه سرفراز و آمرزيده باشم‏] خواستارم، بار الها! ما را به زينت و زيور ايمان مزيّن فرما و از راهنمايان راه يافته قرارمان ده، اي آفريدگار و خالق جهانيان!

دعا براي برآورده شدن حاجات‏

اللَّهُمَّ قَنِّعْنِي بِمَا رَزَقْتَنِي وَ اسْتُرْنِي وَ عَافِنِي أَبَداً مَا أَبْقَيْتَنِي وَ اغْفِرْ لِي وَ ارْحَمْنِي إِذَا تَوَفَّيْتَنِي اللَّهُمَّ لَا تُعْيِنِي فِي طَلَبِ مَا لَمْ تُقَدِّرْ لِي وَ مَا قَدَّرْتَهُ عَلَيَّ فَاجْعَلْهُ مُيَسَّراً سَهْلًا اللَّهُمَّ كَافِ عَنِّي وَالِدَيَّ وَ كُلَّ مَنْ لَهُ نِعْمَةٌ عَلَيَّ خَيْرَ مُكَافَاةٍ اللَّهُمَّ فَرِّغْنِي لِمَا خَلَقْتَنِي لَهُ وَ لَا تَشْغَلْنِي بِمَا تَكَفَّلْتَ لِي بِهِ وَ لَا تُعَذِّبْنِي وَ أَنَا أَسْتَغْفِرُكَ وَ لَا تَحْرِمْنِي وَ أَنَا أَسْأَلُكَ اللَّهُمَّ ذَلِّلْ نَفْسِي وَ عَظِّمْ شَأْنَكَ فِي نَفْسِي وَ أَلْهِمْنِي طَاعَتَكَ وَ الْعَمَلَ بِمَا يُرْضِيكَ وَ التَّجَنُّبَ لِمَا يُسْخِطُكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ: خداوندا! مرا به آنچه كه روزيم نموده‏اي قانع ساز، و تا هنگامي كه باقي نگاه مي‏داري [عيب‏] مرا بپوشان و سلامت بدار، و هنگامي كه ميراندي مرا بيامرز و رحمت نماي.

بار خدايا! در جستجوي آنچه كه برايم مقدّر ننموده‏اي خسته‏ام مكن، و آنچه را كه برايم مقدر نموده‏اي دستيابي به آن را سهل و آسان ساز.

پروردگارا! به بهترين وجه پدر و مادر و تمامي كساني را كه موهبتي بر من داشته‏اند پاداش خير عنايت فرما. خدايا مرا براي كاري كه به خاطر آن آفريده شده‏ام آسوده خاطر قرار ده و مرا به آنچه كه خود متكفّل آن گرديده‏اي مشغول مدار، و در حالي كه از تو طلب غفران و بخشش مي‏كنم عذابم مكن، و در حالي كه از تو درخواست مي‏نمايم محرومم مساز.

پروردگارا! نفس مرا در نظر خودم خوار و ذليل، و شأن و منزلت خودت را در نظرم بزرگ بدار، و طاعت نسبت به خودت و عمل به آنچه كه خوشنودي و رضاي تو را فراهم‏ مي‏سازد، و اجتناب از آنچه كه تو را به خشم مي‏آورد، به من الهام فرما، اي بخشنده‏ترين بخشندگان!

دعا براي آسان شدن كارها و پرداخت قرض‏

اللَّهُمَّ رَبُّنَا وَ رَبُّ كُلِّ شَيْ‏ءٍ مُنْزِلُ التَّوْرَاةِ وَ الْإِنْجِيلِ وَ الْفُرْقَانِ فَالِقُ الْحَبِّ وَ النَّوَي أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ كُلِّ دَابَّةٍ أَنْتَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا أَنْتَ الْأَوَّلُ فَلَيْسَ قَبْلَكَ شَي‏ءٍ وَ أَنْتَ الْآخِرُ فَلَيْسَ بَعْدَكَ شَي‏ءٍ وَ أَنْتَ الظَّاهِرُ فَلَيْسَ فَوْقَكَ شَي‏ءٍ وَ أَنْتَ الْبَاطِنُ فَلَيْسَ دُونَكَ شَي‏ءٍ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ عَلَي أَهْلِ بَيْتِهِ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ وَ اقْضِ عَنِّي الدَّيْنَ وَ أَغْنِنِي مِنَ الْفَقْرِ وَ يَسِّرْ لِيَ كُلَّ الأَمْرِ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ: بار خدايا! اي آفريدگار ما و پروردگار همه چيز، اي نازل‏كننده تورات و انجيل و قرآن، اي شكافنده دانه و هسته! از شر هر جنبنده‏اي كه فرمان آن به دست توست، به تو پناهنده مي‏شوم.

تو اوّل هستي و پيش از تو هيچ موجودي نبوده، و تو آخرين خواهي بود و بعد از تو چيزي باقي نمي‏ماند، و تو آشكاري و برتر و بالاتر از تو چيزي نيست، و تو باطن همه جهان هستي و به جز تو مؤثري در عالم نيست، بر محمّد و خاندانش درود فرست، و قرض مرا تسويه نما، و مرا از بي‏چيزي و تهي دستي نجات بخش، و همه امور را بر من آسان گردان، اي بخشنده‏ترين بخشندگان!

دعاي رؤيت هلال ماه رمضان‏

ربنا و ربك الله رب العالمين، اللهم اجعله علينا هلالا مباركا، و وفقنا لصيام شهر رمضان، و سلمنا فيه، و تسلمنا منه، في يسر و عافية، و استعملنا فيه بطاعتك، إنك علي كل شي‏ء قدير.: پروردگار ما و تو خلق‏كننده همه هستي است؛ پروردگارا! اين هلال ماه را براي ما، هلالي مبارك (پر بركت) قرار بده، و ما را براي روزه ماه رمضان موفق بدار، و ما را در آن سالم گردان، و اين ماه را از ما سلامت قرار ده، در راحتي و آسايش. و ما را در اين ماه به طاعت و عبادت خود مشغول دار، به درستي كه تو بر هر كار توانا و قادر مي‏باشي.

دعا براي هنگام خواب‏

الحمد لله الكافي، سبحان الله الأعلي، حسبي الله و كفي، ما شاء الله قضي، سمع الله لمن دعا، ليس من وراء الله ملجأ و لا وراء الله ملتجأ. توكلت علي الله ربي و ربكم، ما من دابة إلا هو آخذ بناصيتها، إن ربي علي صراط مستقيم، الحمد لله الذي لم يتخذ ولدا، و لم يكن له شريك في الملك، و لم يكن له ولي من الذل و كبره تكبيرا. : سپاس و حمد مخصوص است به خداوند يكتا و كفايت‏كننده (همه امور مخلوقات)، پاك و منزّه است پروردگار متعال همو كه والاترين و برترين است، خداوند مرا بس است و كفايت مي‏كند، آنچه كه او اراده كند واقع مي‏شود، هر كه او را بخواند حضرتش شنواست، تنها اوست كه پناه مي‏دهد و فقط به او بايد پناه برد، توكّل بر خدای واحد مي‏كنم همو كه آفريدگار من و شماست. جنبنده‏اي نيست كه تقديرش به دست او نباشد، آفريدگارم بر طريق صحيح و مستقيم است. سپاس و حمد مخصوص اوست كه فرزندي ندارد و برايش در سلطنتش شريكي وجود ندارد و سرپرستي نيز بر او متصوّر نيست، پس او را با بانگ اللَّه اكبر بزرگ و با عظمت دار.

دعا براي رفع تب‏

وَ لَهُ ما سَكَنَ فِي اللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ يَا أُمَّ مِلْدَمٍ إِنْ كُنْتِ آمَنْتِ بِاللَّهِ الْعَظِيمِ وَ رَسُولِهِ الْكَرِيمِ فَلَا تَهْشِمِي الْعَظْمَ وَ لَا تَأْكُلِي اللَّحْمَ وَ لَا تَشْرَبِي الدَّمَ اخْرُجِي مِنْ حَامِلِ كِتَابِي هَذَا إِلَي مَنْ لا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ الْعَظِيمِ وَ رَسُولِهِ الْكَرِيمِ وَ آلِهِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ ع : و براي اوست آنچه در شب و روز آرام مي‏گيرد، و او شنوا و داناست.

اي تب اگر به خداي بزرگ و فرستاده گراميش ايمان داري، پس استخوانها را خورد نكرده، و گوشتها را نخور، و خونها را ننوش، از حامل اين نوشته به سوي كسي كه به خداي بزرگ و پيامبر گراميش و خاندان او، يعني محمّد و علي و فاطمه و حسن و حسين- عليهم السّلام-، ايمان ندارد، برو.

دعاي طلب خلاصي از زندان‏

اللَّهُمَّ بِحَقِّ الْعَرْشِ وَ مَنْ عَلَاهُ وَ بِحَقِّ الْوَحْيِ وَ مَنْ أَوْحَاهُ وَ بِحَقِّ النَّبِيِّ وَ مَنْ نَبَّأَهُ وَ بِحَقِّ الْبَيْتِ وَ مَنْ بَنَاهُ، يَا سَامِعَ كُلِّ صَوْتٍ يَا جَامِعَ كُلِّ فَوْتٍ يَا بَارِئَ النُّفُوسِ بَعْدَ الْمَوْتِ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ آتِنَا وَ جَمِيعَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ فِي مَشَارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبِهَا فَرَجاً مِنْ عِنْدِكَ عَاجِلًا بِشَهَادَةِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُكَ وَ رَسُولُكَ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ عَلَي ذُرِّيَّتِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ وَ سَلَّمَ تَسْلِيماً: پروردگارا! سوگند به عرش و آن كه او را برافراشت، و سوگند به وحي و آن كه او را نازل كرد، و سوگند به پيامبر و آن كه او را به نبوّت برگزيد، و سوگند به كعبه و آن كه او را برافراشت، اي شنونده‏اي كه هر صدايي را مي‏شنوي، اي گردآورنده هر آنچه كه از دست رفته، اي خالق جانها بعد از مرگ، درود فرست بر محمّد و اهل بيت او، و از جانب خود گشايشي براي همه مؤمنين گرفتار از زن و مرد، در شرق و غرب عالم فرو فرست به حقّ شهادت به يگانگي خدا و اينكه محمّد بنده و رسول توست. درود و سلامي تمام از خدا بر او و بر ذرّيّه پاك و طاهر او باد!

دعاي مكارم الاخلاق‏

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ يَسِّرْ لِيَ الْأَعْمَالَ الَّتِي تُحِبُّهَا وَ تُحِبُّ الْعَامِلِينَ لَهَا وَ أَعِنِّي عَلَيْهَا وَ اصْرِفْ عَنِّي الْأَعْمَالَ الَّتِي تَكْرَهُهَا وَ تَكْرَهُ الْعَامِلِينَ لَهَا وَ أَعِنِّي عَلَي تَرْكِهَا اللَّهُمَّ أَوْصِلْنِي إِلَيْكَ مِنْ أَقْرَبِ الطُّرُقِ إِلَيْكَ وَ أَسْهَلِهَا عَلَيَّ اللَّهُمَّ أَعِزَّنِي بِالانْقِطَاعِ إِلَيْكَ بِلَا ضَرُورَةٍ وَ أَحْسِنْ لِيَ الْأَدَبَ بِلَا عُقُوبَةٍ وَ أَجْزِلْ لِيَ الثَّوَابَ بِلَا مُصِيبَةٍ وَ أَحْسِنْ لِيَ الِاخْتِيَارَ بِلَا كَرَاهِيَةٍ اللَّهُمَّ خِرْ لِي بِمَيْسُورِ الْأُمُورِ لَا بِمَعْسُورِهَا وَ اجْعَلْ لِي فِي ذَلِكَ مَا تُحِبُّ اللَّهُمَّ وَجِّهْنِي لِلْخَيْرِ وَ يَسِّرْنِي لَهُ وَ أَعِنِّي عَلَيْهِ وَ اجْعَلْنِي مِنْ أَهْلِهِ وَ ارْزُقْنِي حُسْنَ الْأَدَبِ فِيمَا تَوَجَّهْتُ إِلَيْكَ فِيهِ‏ اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي لَكَ شَاكِراً وَ لَكَ ذَاكِراً وَ لَكَ حَامِداً وَ إِلَي طَاعَتِكَ عَامِداً وَ بِقَضَائِكَ رَاضِياً وَ عَنْ سَخَطِكَ نَائِياً يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِإِقْبَالِ لَيْلِكَ وَ إِدْبَارِ نَهَارِكَ وَ حُضُورِ صِلَاتِكَ وَ أَصْوَاتِ دُعَائِكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ عَلَي آلِ مُحَمَّدٍ وَ احْشُرْنَا فِي شَفَاعَةِ مُحَمَّدٍ وَ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ عَلَي آلِهِ وَ سَلَّمَ تَسْلِيماً : پروردگارا! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و انجام آن كارهايي را كه دوست مي‏داري و انجام دهنده آنها را دوست مي‏داري بر من آسان گردان، و مرا به ترك كارهايي كه ناپسند مي‏داري و انجام دهنده آنها را مبغوض مي‏شناسي موفق بدار.

بار خدايا! مرا از نزديكترين راههايي كه به سوي تو ختم مي‏شود و برايم از همه آسانتر است، به وصال خود رسان.

بار الها! مرا بدون هيچ نياز به جدايي و فاصله نزد خودت عزيز بدار، و به بهترين نحو كه در آن مجازات و تنبيهي نباشد، ادب و تربيت فرما! و بدون آنكه بر من حادثه و مصيبتي پيش آيد، اجر و پاداش عطا فرما، و بهترين اختيار و انتخاب را در مورد من داشته باش بدون آنكه اجبار و اكراهي در كار باشد.

پروردگارا! مرا به كارهاي آسان و سهل مكلّف گردان و از من اعمال شاقّ و دشوار مطالبه مكن، و آنچه را كه دوست داري مرا در انجام آنها موفق بدار، خدايا! مرا متوجه انجام كارهاي خير و نيكو كن و انجام آنها را براي من آسان گردان و در انجام آنها مرا ياري كن، و مرا نيز از اهل خير قرار داده حسن ادب را نصيب من قرار ده آنچنان كه به واسطه آنها توجه به تو داشته باشم.

پروردگارا! مرا شاكر و حامد نسبت به خود قرار ده و به درستي و دقّت تمام در طريق طاعت و بندگي خود هدايتم فرما، و راضي به قضايي كه اراده فرموده‏اي قرار ده و از سخط و غضب خويش بترسان، اي برترين رحم‏كنندگان. به نام خداوند بخشنده و مهربان، پروردگارا! از تو در هر شب و روزت، در حضور نمازت و به هنگام صداهاي دعاي به پيشگاهت خواهانم كه بهترين درودهاي خود را نصيب محمّد و خاندان محمّد گرداني، و مرا با شفاعت محمّد صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم محشور نمايي، درود و سلام تمام و كامل خدا بر او و آل او باد!

دعا براي شب و روز جمعه، شب و روز عرفه و روز عيد فطر

الهي و سيدي مَنْ تَهَيَّأَ أَوْ تَعَبَّأَ- أَوْ أَعَدَّ أَوْ اسْتَعَدَّ، لِوِفَادَةِ مَخْلُوقٍ- رَجَاءَ رِفْدِهِ وَ فوائده و نائله، و فواضله و جوائزه، فَإِلَيْكَ يَا الهي تَهْيِئَتِي وَ تَعْبِئَتِي وَ إِعْدَادِي وَ اسْتِعْدَادِي رَجَاءَ فوائدك و معروفك و نائلك و جوائزك، فلا تخيبني م ذلك، يَا مَنْ لَا تخيب عَلَيْهِ مَسْأَلَةُ السَّائِلِ وَ لَا تَنْقُصُهُ عَطِيَّةُ نَائِلٍ، فَإِنِّي لَمْ آتِكَ بِعَمَلٍ صَالِحٍ قَدَّمْتُهُ- وَ لَا شَفَاعَةَ مَخْلُوقٍ رَجَوْتُهُ أتقرب إليك بشفاعته إلا شفاعة محمد و أهل بيته أَتَيْتُكَ أَرْجُو عَظِيمَ عَفْوِكَ الَّذِي عُدْتَ بِهِ عَلَي الْخَاطِئِينَ عند عُكُوفِهِمْ عَلَي المحارم، فلم يمنعك طول عكوفهم علي المحارم أن جدت عليهم بالمغفرة، و أنت سيدي العواد بالنعماء، و أنا العواد بالخطاء، أسألك بحق محمد و آله الطاهرين أن تغفر لي الذنب العظيم، فإنه لا يغفر العظيم إلا العظيم يَا عَظِيمُ يَا عَظِيمُ يَا عَظِيمُ يَا عَظِيمُ يَا عَظِيمُ يَا عَظِيمُ.: اي معبود و آقاي من، هر كسي مهيّا و مجهّز، آماده و توشه برگرفته تا به همراه صله، بهره، عطيه، بخشش و جايزه‏اي نزد مخلوقي برود، پروردگارا! مهيّا شدن و مجهّز بودن، آمادگي و توشه برگرفتنم به اميد بهره، نيكي، عطيّه و جايزه توست، پس محرومم منما اي خدايي كه هيچ حاجتمندي را از درگاهت نرانده‏اي، و بخشش تو با بخشيدن به مردمان هيچ كاهشي نيافته، چرا كه من با عمل شايسته‏اي كه پيش از اين انجام داده‏ام، و يا با شفاعت مخلوقي كه اميد به آن بسته‏ام نزد تو نيامده‏ام، بلكه دست به دامان شفاعت محمّد و اهل بيت او زده‏ام و اميد به عفو و بخشش بزرگوارانه و والاي تو دارم، عفو و بخششي كه به گناهكاران در هنگام ارتكاب اعمال ناروا و حرام وعده داده‏اي، به طوري كه پافشاري آنها در انجام گناه تو را از بخشش و گذشت نسبت به آنان باز نداشته است.

تو اي آقا و سرور من! بسيار بخشنده و منعم هستي و به هنگام بازخواست به لطف و عنايت خويش برگزار مي‏كني و من بسيار خطاكار و در هنگام عمل به خطا و لغزش برگزار مي‏كنم، پس به حقّ محمّد و خاندان او كه از پاكانند، از تو مي‏خواهم كه گناه بزرگم را ببخشي، چرا كه گناهان بزرگ را جز بزرگ نمي‏بخشد، اي بزرگ، اي بزرگ، اي بزرگ، اي بزرگ، اي بزرگ، اي بزرگ!

 

زندگاني حضرت زهرا عليها السلام(روحاني)، ص: 1072- 1049

 

بوی عطر کوثر

فاطمیه ای دیگر از راه رسید. میلاد فرخنده و بسیار با برکت دختری که عطر گلهای بهشت را با خود در بازار دنیا آورد و زینت پدر بود در طلیعه این ایام ، یاد آور عصمت و علم و شجاعت و استقامت در راه خدا برای تمام آزادگان جهان است.

 میلاد دختر پاک حضرت زهرا سلام الله علیها یعنی زینب کبری مبارک باد.

بزرگ بانویی که به راستی برازنده لقب عقیله بنی هاشم است. ابن عباس او را به این لقب ستوده است. 

در کتاب مقاتل‏الطالبيين،ص:95 آمده است:  زينب العقيلة بنت علي بن أبي طالب‏

و العقيلة هي التي روى ابن عباس عنها كلام فاطمة في فدك، فقال: حدّثتني عقيلتنا زينب بنت علي‏

زينب دختر امير المؤمنين را «عقيله» ميناميدند.

ابن عباس در روايت فدك چنين ميگويد:  حدثتنى عقيلتنا زينب بنت على بانوى خردمند ما زينب دختر على ما را چنين حديث كرده است.

 و در شان او تاریخ نگاران ( الإصابة،ج‏8،ص:167) چنین گفته اند:

 زينب بنت علي‏بن أبي طالب بن عبد المطلب الهاشمية، سبطة رسول الله صلّى الله عليه و سلّم. أمها فاطمة الزهراء.

قال ابن الأثير: إنها ولدت في حياة النبي صلّى الله عليه و سلّم، و كانت عاقلة لبيبة جزلة، زوّجها أبوها ابن أخيه عبد الله بن جعفر، فولدت له أولادا، و كانت مع أخيها لما قتل، فحملت إلى‏دمشق، و حضرت عند يزيد بن معاوية، و كلامها ليزيد بن معاوية حين طلب الشامي أختها فاطمة مشهور يدلّ على عقل و قوة جنان.

آری به راستی که او دارای این قدرت بیان و عقل و خردمندی بود.

شيخ صدوق رحمه اللَّه از محمّد بن مروان روايت كرده كه گفت: به امام صادق عليه السّلام گفتم: آيا اين سخن انّ فاطمة أحصنت ... الخ: «همانا فاطمه عليها السّلام عفّت خود را حفظ كرد پس خداوند ذرّيّه او را بر آتش حرام كرد»، از سخنان رسول خداست؟

 امام صادق علیه السلام در جواب فرمود: بله، و منظور از ذرّيّه حضرت فاطمه، حسن و حسين و زينب و امّ كلثوم هستند.

 آقا شيخ حسين سامرايى‏ يكى از اتقياء اهل منبر در عراق بودند كه نقل مى‏كردند، در ايّامى كه در سامرا مشرّف بودم، روز جمعه‏اى طرف عصر در سرداب مقدّس رفتم، ديدم غير از من احدى نيست، حالى پيدا كرده و متوجّه مقام صاحب الامر (عج) شدم، ناگهان صدايى از پشت سر شنيدم كه به فارسى سليس فرمود: (به شيعيان و دوستان ما بگوييد كه خدا را به حقّ عمه‏ام حضرت زينب (س) قسم دهند تا فرج مرا نزديك گرداند). از کتاب قصص الأنبياء(قصص قرآن) ص  864   

 


سخنرانی در مسجد بنی هاشمی:

 دهه اول فاطمیه 1431 شب ها پس از نماز عشاء از روز دوشنبه 30 فرودین ماه هم زمان با شب ولادت با سعادت حضرت زینب کبری تا روز سه شنبه 13 جمادی الاولی روز شهادت غمبار حضرت زهراء سلام الله علیها

سخنران : جناب حجة الاسلام  آقای حسین قربانلو

شب اول : تلاوت آیه : 35  از سوره  ( 5) المائدة

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسيلَةَ وَ جاهِدُوا في‏ سَبيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (35)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از(مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد! و وسيله‏اى براى تقرب به او بجوئيد! و در راه او جهاد كنيد، باشد كه رستگار شويد! (35)

ما برای رسیدن به کمالات الهی نیاز به وسیله داریم؛ یکی از بهترین این وسایل صبر و تحمل در شدائد و مشکلات است. چه بسا بسیاری از حوادث و پیشامدها برای امتحان انسان و بالا بردن قدرت تحمل او باشد چنانکه بسیاری از بزرگان با تحمل مشکلات و سختیها طمع شیرین پیروزی را چشیدند و قدم در درجات بالاتر کمال انسانی گذاشتند .

امام علی  علیه السلام در تبیین صبر می فرماید: " الصّبر صبران صبر فى البلاء حسن جميل، و احسن منه الصّبر عن المحارم. " (غرر الحكم )

یعنی: صبر در بلا و آن خوب و زيباست و نيكوتر از آن صبر از حرامهاست يعنى حرامهائى كه خواهش آنها داشته باشد و صبر كند و مرتكب آنها نگردد.(شرح آقا جمال الدين خوانسارى بر غرر الحكم    ج‏2    108    2001 .....  ص : 108)

آن حضرت در نهج البلاغة   ص  478  هم می فرماید: " الصَّبْرُ صَبْرَانِ صَبْرٌ عَلَى مَا تَكْرَهُ وَ صَبْرٌ عَمَّا تُحِب‏ " صبر بر دو گونه است ، صبر بر آنچه که از آن اکراه داری (ولی مجبور به انجام آن می شوی مانند بسیاری از وظایف و تکالیف) و صبر بر آنچه که دوست داری آن را انجام دهی ( ولی شارع تو را از انجام آن نهی نموده است)

 الگوی زیبای صبر حضرت زینب کبری سلام الله علیها ست که با تحمل بسیاری از سختیها و شدائد در روزگاری که همه در برابر امام بر حق ، حضرت حسین علیه السلام ، صف آرائی کرده و به جنگ او آمده بودند و پس از آنهم صبر و تحمل بی مانند آن بانوی بزرگوار، در جایی که همه زخم زبان می زدند و با نیش و کنایه به تخریب شخصیت امام حسین علیه السلام پرداخته بودند آن خانم بزرگوار بفرمایید: " ما رایت الا جمیلا "

شب دوم : تلاوت آیه 21 از سوره (30) الروم

وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ (21)

یعنی: و از نشانه‏هاى او اينكه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد، و در ميانتان مودّت و رحمت قرار داد؛ در اين نشانه‏هايى است براى گروهى كه تفكّر مى‏كنند! (21)

یکی از نیازهای مهم انسان برای ادامه حیات ، آرامش و آسایش است، قرآن کریم رسیدن به این مرحله را در سایه دستیابی به سه ویژگی مطرح می نماید:

 الف)  همسر خوب ؛ آیه 21 از سوره روم به خوبی و صراحت به این مطلب اشاره می نماید. زندگی خوب در سایه دوستی و مهربانی (بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً ) ایجاد می شود و پایدار می ماند و البته همراه با فکر و اندیشه (لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ) یعنی باور داشتن آثار مهربانب و دوستی.

ب) استراحت شبانه ؛ آیه 73 از سوره (28) القصص ؛ " وَ مِنْ رَحْمَتِهِ جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ لِتَسْكُنُوا فيهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ " یعنی : و از رحمت اوست كه براى شما شب و روز قرار داد تا هم در آن آرامش داشته باشيد و هم براى بهره‏گيرى از فضل خدا تلاش كنيد، و شايد شكر نعمت او را بجا آوريد!

بنابراین: نظم در زندگی و رعایت برنامه صحیح بر اساس آموزه های دینی وسیله دیگری برای ایجاد آرامش و رسیدن به وضعیت مطلوب زندگی است.

ج) دعای پیامبر در حق مومنین پس انجام تکالیف دینی خصوصا اصلاح امور مالی زندگی و اخراج مال دیگران (به ویژه فقراء و نیازمندان)  از آنچه که در  بین اموال ما قرار گرفته است.

در سوره (9) التوبة : آیه  103 می خوانیم " خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَ اللَّهُ سَميعٌ عَليمٌ " یعنی : (ای پیامبر)  از اموال آنها (مومنین) صدقه‏اى(بعنوان زكات) بگير، تا بوسيله آن، آنها را پاك سازى و پرورش دهى! و(به هنگام گرفتن زكات،) به آنها دعا كن؛ كه دعاى تو، مايه آرامش آنهاست؛ و خداوند شنوا و داناست!

شب سوم: آیه 26 از سوره (3) آل‏عمران

قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ (26)

بگو: «بارالها! مالك حكومتها تويى؛ به هر كس بخواهى، حكومت مى‏بخشى؛ و از هر كس بخواهى، حكومت را مى‏گيرى؛ هر كس را بخواهى، عزت مى‏دهى؛ و هر كه را بخواهى خوار مى‏كنى. تمام خوبيها به دست توست؛ تو بر هر چيزى قادرى. (26)

فعل امر " قل " در ابتدای این آیه و بسیاری دیگر از آیات قرآن به دو مطلب اشاره دارد ؛ یکی جایگاه پیامبر در ابلاغ دستورات الهی و اهمیت وجودی ایشان  دوم این عبارت به معنای  " اعتقاد داشته باش " است . یعنی بدان و آگاه باش و باور کن که مالکیت و پادشاهی فقط و فقط حقیقتا از آن خداست و هیچ کس در این مساله نقشی ندارد و هرکه به هر چه رسیده است خدا در اختیار او قرار داده است.

درباره شان نزول این آیه ، که به آیه ملک معروف است،  چنین ذکر گردیده: در هنگام واقعه جنگ احزاب که قرار شد به پیشنهاد جناب سلمان فارسی ، دورتا دور مرکز حکومت اسلام یعنی مدینه منوره را خندق بکنند، مسلمانان دست به کار شدند. در یکی از مراحل حفر خندق سنگی بسیار سخت و بزرگ پیدا شد که هیچ کلنگی بر آن کارگر نبود. عده ای از مسلمانان به پیامبر اسلام خبر دادند که این سنگ مانع ادامه کار شده است. آن حضرت خود وارد خندق شدند و با ذکر و یاد خدا کانگی را به دست گرفتند و پس از بیان عبارت " لاحول ولا قوه الا بالله " ضربه سخت و محکم فرود آوردند که بخشی از ستگ شکست و فرو ریخت و برقی از این شکاف بیرون جست. در مرحله دوم و سوم هم آن حضرت با بیان همان جمله و کوبیدن ضربات دیگر تمام سنگ را از سر راه برداشتند.

مسلمان که بسیار تعجب کرده بودند و خیلی هم خوشحال شده بودند دور آن حضرت حلقه زدند و ایشان فرمودند در دفعه اول که نوری از محل شکستکی بیرون آمد من دیدم که مسلمانان در جنگ با حکومت پادشاهی یمن پیروز شده اند و آنجا را به تصرف خود در آورده اند. در مرحله دوم دیدم بر لشگر ایران و در مرحله سوم دیدم بر لشگر روم فائق آمده اند.

برخی از مسلمانان که با شک و تردید به این مساله نگاه می کردند و شاید در دل خود باور نداشتند که در همین جنگ در مقابل لشگر مشرکان قریش و قبائل هم پیمان آنان از یهود پیروز شود، با ناباوری کنار خندق ایستاده بودند که جبرئیل نازل شد و این آیه را تلاوت کرد. یعنی اگر خدا بخواهد عزت و سربلندی و پیروزی نصیب مسلمان خواهد شد. که البته الان این حقیقت برای تاریخ آشکار گردیده و جای هیچ گونه انکاری باقی نگذاشته است.

شب چهارم : آیه 26 از سوره (3) آل‏عمران

قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ (26)

بگو: «بارالها! مالك حكومتها تويى؛ به هر كس بخواهى، حكومت مى‏بخشى؛ و از هر كس بخواهى، حكومت را مى‏گيرى؛ هر كس را بخواهى، عزت مى‏دهى؛ و هر كه را بخواهى خوار مى‏كنى. تمام خوبيها به دست توست؛ تو بر هر چيزى قادرى. (26)

کلمه " اللَّهُمَّ " در این آیه خود یک دعای کوچک است، یعنی ای خدا ما را ببین. کلمه " الْمُلْكِ " یعنی پادشاهی و هر کسی که به نوعی بر دیگران تسلط داشته باشد، در واقع دارای حاکمیت خواهد شد. ممکن این حاکمیت در قدرت، یا در ثروت و یا در علم باشد. یعنی کسیکه دارای قدرت بیشتر است او ریاست پیدا می کند (مانند آنچه که در بین حیوانات دیده می شود) یا اگر کسیکه ثروت داشته باشد با داشتن این ویژگی می تواند دیگران را تحت نفوذ و تسلط خود قراردهد. علم و آگاهی هم یکی دیگر ازخصوصیاتی است که می تواند زمینه تسلط بر دیگران را فراهم کند ( لذا قرآن کریم همواره از انسان می خواهد با تقوا باشد تا این گونه خصوصیات سبب سرکشی و فتنه انگیزی نسبت به دیگران نشود) اگر باور کنیم که منشاء دستیابی به این ویژگیها خداست " تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ " هر زمان بخواهد عطا می کند و هرگاه بخواهد می گیرد، روحیه استکباری از بین می رود. البته این در صورتی است که فاعل فعل " تَشاءُ " را خدا بدانیم. ولی برخی از مفسرین فاعل این فعل را خود انسان دانسته اند ، لذا معنای این عبارت چنین می شود : هرکس هرچه اراده کند به آن خواهد رسید.

کلمه " تُعِزُّ " در عبارت " تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ " این مفهوم را چنین می فهماند: عزت چیزی است که خدا به هرکس که شایستگی اش را داشته باشد عنایت می کند، چرا که حقیقتاً عزت مخصوص خداست " العزة لله " زیرا عزت یعنی نفوذ ناپذیری در مقابل هرگونه احتیاج و نیازمندی.

شب پنجم : موضوع : عزت در چیست؟

پس از اینکه انسان باور کرد عزت فقط از آن خداست و او به هر کس بخواهد عطا می نماید، باید پرسید چه کنیم تا زمینه دریافت این عنایت در ما ایجاد گردد؟ در بسیاری از روایات و احادیث به این مساله اشاره گردیده است. به عنوان فهرستی از این موضوعات به موارد زیر اشاره می شود:

۱) قطع طمع از مردم    ۲) انصاف با مردم    ۳) عفو و بخشش نسبت به کسانی که به ما بدی کرده اند    ۴) احسان به دیگران   ۵ ) دید و بازدید با کسانی که با ما نسبت خانوادگی دارند.