وفات حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام تسلیت باد

تاملی بر ولایتمداری حضرت عبدالعظیم حسنی (علیه السلام)

مقدمه:

همانگونه که میدانیم در روایات متعددی از معصومین (علیهم السلام) بر اهمیت زیارت حضرت عبدالعظیم حسنی (علیه السلام) تاکید شده تا جائی که زیارت ایشان را برابر با زیارت حضرت سید و سالار شهیدان، ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) در ارض مقدس کربلا معرفی نموده اند و یا در ضمن یکی از روایت های حضرت هادی علیه السلام آمده است که فرمودند: «هرکس قبر اباالقاسم [حضرت عبدالعظیم علیه السلام ] در ری (با شروط آن) زیارت کند، خداوند پاداش او را بهشت قرار می دهد». ضمن عرض تسلیت به مناسبت وفات آن حضرت، نکته ای اساسی را در خصوص اهمیت شخصیت ایشان در جهان اسلام بیان میداریم.

 

ولایت مداری:

در داستان بنی اسرائیل، وقتی از ولی زمان خودشون می خواند که فرماندهی برای جنگ مقابل جالوت براشون تعیین کنه، پیامبر خدا با اذن حضرت حق تعالی، تالوت رو معرفی میکنه. بنی اسرائیل ایراد گیر، شروع به مانع تراشی می کنند که ای بابا این که نه پول داره، نه شهرت و ... رسول خدا فرمود که اینها ملاک نیست، اون انسان عالم و دانشمندیه و قدرت بدنی بالائی دارا و با نشونه های الهی تائید شده است که از جمله ماترک حضرت موسی علیه السلام رو ملائکه براش حمل می کنند. با این توجیهات، یه عده راضی شده و آماده جبهه شدن، یه عده هم که سواء علیهم ءانذرتهم ام لم تنذرهم، هیچ حرکتی نکردند.

اونائی که حرکت کردن هم، کلی ناخالصی باهاشون بود، از جمله اینکه وقتی تالوت بهشون میگه که از این آب نخورید مگر یه مشت، خیلی ها میگن بابا این چه حرفیه و خلاصه تا می تونن می خورن...

این داستان نشون میده که اکثر ما آدمها تا وقتی پای خطر، منافع، از دست دادن قدرت، ... نیست، خیلی مومن و متقی هستیم ولی وای به روزی که پای این چیزها وسط باشه، از چند صد هزار می شیم هفتاد و دو نفر شهدای کربلا...

ولی حضرت عبدالعظیم حسنی (علیه السلام) اینطوری نبود: با اینکه از شیوخ سادات بود و از دانشمندان زمان خود، می فرمود که اطاعت از حضرت هادی علیه السلام واجب است و خود در عمل نیز اطاعت ولایت او را به جان و دل پذیرا بود. برای تحصیل اطمینان از سلامت عقایدش روزی به حضور امام هادی علیه السلام می رسد و عرض می کند: «ای پسر پیامبر، بسیار علاقمندم که عقاید دینی ام را خدمت شما بیان کنم تا چنانچه عقاید و افکارم مورد تأیید شماست بر آن استوار باشم وگرنه آن چنان که شایسته است آنها را اصلاح نمایم». آن گاه تک تک مسائل اعتقادی خود را در زمینه توحید، نبوّت، امامت، معاد و جز آن توضیح می دهد. وقتی سخنانش به پایان می رسد امام هادی علیه السلام می فرمایند: «ای ابوالقاسم، به خدا سوگند، اعتقاداتی که عرضه کردی مبانی واقعی دین الهی است. بر این اعتقادات ثابت قدم باش...».

 

نتیجه گیری:

اگر خواهی که مورد عنایت حضرت حق باریتعالی و اولیائش باشی، منم منم را کنار بگذار و در راه قدسی حق نعلین را خارج کن، انک بالواد المقدس الطوی،... با تمام کمالات و فضایل و علم و دانشت، زانوی ادب بزن و ولایت مولایت را در پندار، گفتار و کردار بپذیر و نشان بده. مبادا همانند اصحاب تالوت شویم و یا بدتر همانند بلعم بائورا گردیم، که با همه علمی که داشت، به واسطه انکار ولی زمان (حضرت موسی علیه السلام) همانند سگی از او تعبیر شد که چه به او کار داشته باشی چه نداشته باشی، عوعو می کنه.

جنگ احد و شهادت حضرت حمزه عليه السلام

در سال 3 هـ در روز جنگ احد حضرت حمزه وسيد الشهداء و 69 نفر از مسلمانان به شهادت رسيدند(1). بعضى جنگ احد را در 17 شوال نقل كرده اند(2).
در اين جنگ مسلمانان هزار نفر بودند كه به نوشته عده اى سيصد نفر در بين راه برگشتند و براى جنگ 700 نفر باقى ماند. كفار 3000 نفر بودند و 2000 نفر و 4000 نفر و 5000 نفر هم گفته اند تعداد كشته هاى كفار 22 يا 23 يا 28 نفر و تعداد شهداء 70 نفر بود(3).  در اين روز دندان و پيشانى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را شكستند(4).

فداكارى هاى اميرالمومنين عليه السلام

در اين روز بر اثر فداكاريها و شجاعت هايى كه اميرالمومنين على عليه السلام در دفاع از وجود شريف خاتم الانبياء صلى الله عليه و آله  و حفاظت از آن حضرت نشان داد جراحت هاى زيادى بر بدن مباركش رسيد اين در حالى بود كه ديگران فرار كرده بودند و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود يا على آيا مى شنوى كه از آسمان تو را مدح مى كنند. يكى از ملائكه به نام رضوان مى گويد «لا سيف الا ذوالفقار و لا فتى الا علي» اميرالمومنين عليه السلام مى فرمايد : از خوشحالى گريستم و خداوند سبحان را بر اين نعمت حمد كردم در اين جنگ پيروزى در ابتداء از آن مسلمانان بود ولى مقدارى كه به تعقيب دشمن رفتند و ميدان خالى شد بازگشتند و مشغول جمع غنايم شدند و اكثر نگهبانان از دستور پيامبر صلى الله عليه و آله پيروى نكردند، و محل نگهبانى خود را رها كردند و مانند بقيه مشغول جمع غنايم شدند.
خالد بن وليد كه از سردسته هاى كفار در اين جنگ بود از همان قسمت با كفار حمله كردند تعداد اندكى از نگهبانان دره كه از دستور پيامبر سرپيچى نكرده بودند، شهيد شدند و كفار از پشت سر به مسلمانان حمله كردند. فراريان كفار هم تا اين وضع را ديدند بازگشتند و حمله به مسلمين شدت گرفت. جراحتهاى فراوانى بر بدن پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد و شيطان فرياد برآورد كه محمد كشته شده است مسلمانان با شنيدن اين ندا فرار كردند، و فقط چند نفرى از وجود مبارك پيامبر صلى الله عليه و آله محافظت كردند كه عبارت بودند از اميرالمومنين عليه السلام و ابودجانه كه شهيد شد و زنى به نام نسيبه و انس بن نضر كه تازه از مدينه رسيده بود(5)

ادامه نوشته

بقیع سند مظلومیت پیامبر اسلام

باسمه تعالي

داستان حيرت انگيز جوانان با ايماني كه از دست پادشاه ستمگر زمانشان - براي حفظ دين و ايمان - گريختند و به غاري در دل كوه پناه بردند، هميشه برايم جالب و جذاب بود. بارها با شنيدن و خواندن آن داستان به فكر فرو رفتم ئو قدرت نمايي خدا در آن زمان و مكان را پيش خودم مجسم كردم. راستي كه اعجاب انگيز است! و از اينكه خدا مهربان اين داستان را در بزرگ ترين سند حقانيتش - قرآن - آن هم درست در مياني ترين بخش آن ذكر كرده مرا بيشتر در فكر فرو مي‌برد.

راستي اين جوانان چه بودند و چه كردند؟ مردم آن زمان و اين زمان چه نيازي به دانستن زندگي آنها دارند؟ و خدا براي حفظ نام و ياد آنها چه كرد؟ پاسخ به اين پرسش‌ها نياز به وقتي وسيع و تحقيقي كامل دارد. بسياري از دانشمندان درباره‌ي اين ياران غارنشين، سخن‌ها و نوشته‌ها از خود به يادگار گذاشته‌اند. اما خدا هم نكته اي عجيب را از مردم آن زمان برايمان بيان كرده و كار زيباي آن‌ها را با جمله‌اي كوتاه ولي دقيق تأييد نموده ؛ آنجا كه فرمود: ‹لنتخذن عليهم مسجدا ›

آيا در تفسير اين آيه دقت داشته اي؟ مخصوصا كلمه "مسجد" حاوي چه نكته ايست؟ ما مي دانيم مسجد اولين بنايي بود كه در اسلام ساخته شد و شخص پيامبر بزرگوار اسلام در ساختن آن نقش مستقيم داشتند و تا آخرين ساعات عمر شريقشان هم ارتباطشان با آن مكان مقدس قطع نشد. پس در فرهنگ قرآن و در سنت پيامبر اسلام واژه‌ي مسجد يك بار معنايي خاصي را به خواننده القاء مي نمايد. علامه طباطبائی (ترجمه الميزان، ج‏13، ص: 371 ) می فرماید:

مسجد در عرف قرآن محلى را گويند كه براى ذكر خدا و سجده براى او مهيا شده است، و قرآن بتكده و يا ساير معابد را مسجد نخوانده هم چنان كه خداوند در سوره حج، مسجد را در مقابل صومعه و بيع و صلوات قرار داده و فرموده:" وَ مَساجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ" «آيه 40».

پس خدا در قرآن براي ارزش گذاشتن بر كار آن جوانان، و براي حفظ ياد و خاطره‌اشان در اذهان مردم روزگاران فرمود در كنار آن غار مردم براي عبادت مسجدي را بنا كردند. اتفاقا علما و مفسران قرآن هم دقيقا به همين موضوع اشاره كرده‌اند. به عنوان نمونه به موارد زير توجه كنيد:

قال الشیخ الطوسی فی التبيان في تفسير القرآن، ج‏7، ص: 25

و المعنى انهم لما ظهروا عليهم و عرفوا خبرهم أماتهم اللَّه في الكهف، فاختلف الذين ظهروا على أمرهم من اهل مدينتهم من المؤمنين و هم الذين غلبوا على أمرهم. و قيل رؤساؤهم الذين استولوا على أمرهم. فقال بعضهم: ابنوا عليهم مسجداً ليصلي فيه المؤمنون تبركاً بهم . و قيل إن النزاع كان في ان بعضهم قال: قد ماتوا في الكهف. و بعضهم قال: لا بل هم نيام كما كانوا، فقال عند ذلك بعضهم: إن الذي خلقهم و أنامهم و بعثهم اعلم بحالهم و كيفية أمرهم، فقال عند ذلك الذين غلبوا على أمرهم من رؤسائهم لنتخذن عليهم مسجدا

جناب فخر رازی درتفسیر مفاتيح الغيب، (ج‏21، ص: 447) می نویسد: لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ مَسْجِداً

 نعبد اللّه فيه و نستبقي آثار أصحاب الكهف بسبب ذلك المسجد (یعنی ما عبادت می کنیم خدا را در آن مسجد و آثار اصحاب کهف را به سبب آن مسجد حفظ و نگداری می نماییم)

در تفسیر كشف الأسرار و عدة الأبرار، (ج‏5، ص: 666) رشيدالدين ميبدى نیز درباره این آیه چنین آورده است:

«قالَ الَّذِينَ غَلَبُوا عَلى‏ أَمْرِهِمْ» و هم المؤمنون، «لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ»  اى عندهم، «مَسْجِداً». و ذكر انّه جعل على باب الكهف مسجد يصلّى فيه ( یعنی بر در آن غار مسجدی بنا شد که در آن نماز می خواندند)

با ذكر اين چند نمونه از بزرگان تفسير به اين نتيجه مي رسيم كه: 1) حفظ آثار بزرگان مخصوصا كساني كه در راستاي استقامت در دين و ترويج آن قدم برداشته‌اند امري پسنديده و مورد تأييد قرآن است.  2) بهترين روش در تقدير از اين افراد توجه دائمي به كار آنان در طول شبانه روز است. 3) به گونه‌اي تقدير شود كه همه مردم با هر سطح سواد و انديشه‌اي كه دارند، بتوانند از كار آنها آگاه شوند و با آنها ارتباط روحي و فكري برقرار كنند. 4) ساختن عبادتگاهي در كنار مدفن آن بزرگان و ناميدن آن به مسجد بي‌ترديد از نظر قرآن بي اشكال است. 5) تبديل مدفن آنها به محل زيارت هميشگي مردم و كسب آگاهي مخصوصا در امور ديني و برپايي آداب عبادي در آن مكان هم هيچ اشكالي ندارد.

با ذكر اين چند نكته سؤالي در ذهنم ايجاد شد از شما مي پرسم؛ آيا در تاريخ نمونه هاي ديگري هم داريم؟ كمي به دور و بر خودمان نگاه مي كنيم مي بينيم قبور خيلي از انبياء بزرگ خدا در نظر مردم از زمانهاي گذشته تا كنون همين ارزش و احترام را داشته است. به علاوه در فرهنگ و آداب همه مردم دنيا با هر دين و مذهبي كه زندگي مي كنند هميشه براي قبور انسانهاي عالم و يا سربازان فداكار احترام ويژه قائلند و براي آنها چنين يادمانهايي در كنار معابد و مكانهاي عبادي ديگر درست مي كنند و اين امري عقلايي و مورد تأييد قرآن است.

** سؤال مهم : آيا خدماتي كه پيامبر اسلام انجام داد و آثاري كه از خود بجا گذاشت داراي چنين خصوصيتي نيستند ؟ آيا خدماتي كه بزرگاني مانند امامان مظلوم مدفون در بقيع انجام دادند از اين قاعده خارج است ؟ آيا مدفن بزرگاني از اصحاب پيامبر اسلام و بانواني كه افتخار همسري پيامبر اسلام را داشتند مشمول اين قاعده نيست؟ به راستي كدام دست و فكر ناپاك و آلوده‌اي چنين جنايتي را در بقيع مظلوم مرتكب شد؟ و هدف آن چه بود؟

بقیع همچنان مظلوم

صحن ویران

وه چه خوش آرامگاهی پر ضیا دارد بقیع            کز ضیائش پر ضیا ارض و سما دارد بقیع

ظاهراْ گر ارض ویران گشته ای آید به چشم       باطناْ در سینه   گنجی  پر بها دارد بقیع

چار قبر از چار سرور بی ضریح و بی حرم        صحن ویران گشته ای در آن سرا دارد بقیع

نیست آثاری  ز قبر  مخفی  زهرا   ولی             بیت الاحزانی در آن محنت قزا دارد بقیع

لمعه لمعه نور می خیزد از آن سوی سما        چون نهان در خود جمال مجتبی دارد بقیع

زهد خیزد از ترابش با خضوع و با خشوع          سید  سجاد ، فخر  الاوصیا   دارد  بقیع

سرور دریا شکاف علم ، خوابیده در او             باقر بحر العلوم  ذو العطا    دارد بقیع

نور مذهب تابناک از روضه اش در شرق و غرب       جعفر صادق سلیل مصطفی دارد بقیع

خودغریب و قبرشان باشد غریب اندر جهان 

بر غریبان بزم غم، صبح و مسا دارد بقیع

شعر از شادروان غلامرضا آذرحقیقی          

احکام عید فطر

۱)نماز عيد فطر و قربان و نماز جمعه، از كدام نوع از واجبات ‏است؟
در عصر حاضر نماز عيد فطر و قربان واجب نيست ، بلكه مستحب است ، ولى نماز جمعه واجب تخييرى است .

(2 آيا كم و زياد كردن قنوت‏هاى نماز عيد باعث بطلان آن مى‏شود؟
اگر مراد از كم و زياد نمودن، كوتاه يا طولانى خواندن قنوت‏ها است اين كار موجب بطلان نمى‏شود و اگر مراد كم يا زياد نمودن تعداد آنها است، بايد نماز را همان طور كه در كتب فقهى بيان شده، بجا آورد.

(3 آيا نماز عيد فطر قضا دارد؟
قضا ندارد .

(4 آيا نماز عيد فطر اقامه دارد؟
اقامه ندارد.

(5 اگر امام جماعت براى نماز عيد فطر، اقامه به جا آورد، نماز او و ساير نمازگزاران چه حكمى دارد؟
به صحت نماز عيد امام جماعت و مأمومين ضررى نمى‏رساند.

(6 اگر روزه‏دارى هنگام غروب در سرزمينى افطار كرده باشد و سپس به جائى مسافرت كند كه خورشيد در آن هنوز غروب نكرده است، روزه آن روز او چه حكمى دارد؟ آيا تناول مفطرات براى او در آنجا قبل از غروب خورشيد جايز است؟
روزه او صحيح است و تناول مفطرات در آن مكان قبل از غروب خورشيد با فرض اينكه در وقت غروب در سرزمين خود افطار كرده، براى او جايز است.
منبع : اجوبة الاستفتائات حضرت آیت الله العظمی خامنه ای

جمع آوری کفارات و فطریه در خیریه بنی هاشم

با سلام

ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات در ماه مبارک رمضان و تبریک عید سعید فطر، به اطلاع می رسانیم که موسسه خیریه بنی هاشم با شماره ثبت ۶۲۷۹ آماده دریافت فطریه و کفارات مومنین می باشد. جهت پرداخت وجوه فطریه و یا کفارات خود می توانید به صورت حضوری تشریف فرما شده و در محلهای ذیل نقدا پرداخت نمائید:

- مسجد بنی هاشمی،

- تقاطع شهید نامجو و خواجه نصیر

- تقاطع شهید نامجو و انقلاب

- میدان سپاه، ابتدای خواجه نظام

- دفتر خیریه

همچنین می توانید وجوه خود را به حسابهای زیر پرداخت نمائید.

بانک ملت، شعبه عظیم پور، حساب جام ۷۲-۶۱۴۶۳۰۷۸

بانک ملی، شعبه عظیم پور، حساب جاری ۳۶۶۶

بانک ملی، شعبه میدان شهید نامجو، حساب سیبا ۰۱۳۶۹۴۲۰۷۰۰۳

آدرس و امکانات تماس:

خیابان شهید نامجو، بعد از چهار راه معینیه، کوچه خدا شناس، پلاک ۸

تلفن: ۷۷۶۰۱۰۵۹

فکس: ۷۷۵۳۹۰۴۹

خطبه امیرالمومنین علی (علیه السلام) در عید فطر

اميرالمؤمنين على(عليه السلام) در يكى از اعياد فطر خطبه اى خوانده‏ اند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بيم داده ‏اند:

 اى مردم! اين روز شما روزى است كه نيكوكاران در آن پاداش مى‏گيرند و زيانكاران و تبهكاران در آن مايوس و نااميد مى‏گردند و اين شباهتى زياد به روز قيامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جايگاه نماز عيد شدن به ياد آوريد خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى پروردگار، و با ايستادن در جايگاه نماز به ياد آوريد ايستادن در برابر پروردگارتان را و با بازگشت ‏به سوى منازل خود، متذكر شويد بازگشتتان را به سوى منازلتان در بهشت‏ برين، اى بندگان خدا، كمترين چيزى كه به زنان و مردان روزه ‏دار داده مى‏شود اين است كه فرشته‏اى در آخرين روز ماه رمضان به آنان ندا مى‏دهد و مى‏گويد:

 (هان! بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشته‏ تان آمرزيده شد، پس به فكر آينده خويش باشيد كه چگونه بقيه ايام را بگذرانيد.)

ادامه نوشته

شب قدر را چگونه درك كنيم؟

شب قدر را چگونه درك كنيم؟

آيت الله جوادي آملي

تقدير امور سالانه به وسيلة ارادة اَزلي خداي سبحان در هر سالي نشأت مي گيرد. براي هر امتي امور سالانة شان مقدّر مي شود كه إنّا كُلِّ شِيءٍ خَلَقناهُ بِقَدَر(1)، و مقدّرات سالانة مردم آن عصر به حضور وليّ آن عصر مي رسد، از آدم تا خاتم اولياء و اوصياء وجود مبارك ولي عصر (أرواحنا فداه). بنابراين ليلة قدر به اين معنا، هم سابقه دارد، هم لاحِقه؛ و...

نزول قرآن كريم، قدر جامع ليالي قدر

ليالي پر بركت قدر يك قدر جامع و مشتركي دارند و يك ويژگي مربوط به هر كدام از اين شب ها. آن قدر جامع و مشترك بين شب هاي قدر يعني نوزدهم و بيست و يكم و بيست و سوّم ماه مبارك رمضان اين است كه مُحتمَل است ظرف نزول قرآن باشند، و تقدير امور سالانه به وسيلة فرشته ها بر ولي عصر (أرواحنا فداه) نازل مي شود و مانند آن. احتمال ثواب دربارة هر كدام از اين 3 شب مطرح است. عمده آن است كه به اين نكته عنايت كنيم كه ليلة قدر نه مخصوص زمان پيامبر (صلّ الله عليه و سلّم) بود كه بعد از آن حضرت نباشد، و نه مخصوص زمان آن حضرت بود كه قبل از وجود مبارك آن حضرت هم نباشد؛ اينچنين نيست.

تقدير امور سالانه به وسيلة ارادة اَزلي خداي سبحان در هر سالي نشأت مي گيرد. براي هر امتي امور سالانة شان مقدّر مي شود كه إنّا كُلِّ شِيءٍ خَلَقناهُ بِقَدَر(1)، و مقدّرات سالانة مردم آن عصر به حضور وليّ آن عصر مي رسد، از آدم تا خاتم اولياء و اوصياء وجود مبارك ولي عصر (أرواحنا فداه). بنابراين ليلة قدر به اين معنا هم سابقه دارد، هم لاحِقه؛ و هم قبل از زمان حضرت بود، و هم بعد از زمان حضرت.

امّا خصيصه اي كه مربوط به زمان رسول گرامي (صلّ الله عليه و آله و سلّم) است، آن است كه حقيقت قرآن كه قول ثَقيل است، در اين زمان نازل شده. زمان نزول وحي باعث بركت آن زمان مي شود. سرزمين نزول وحي باعث بركت آن زمين مي شود. اگر مكه كه حرم خدا و سرزمين وحي است از قداستي برخوردار است، به پاس نزول وحي الهي است؛ و اگر زمان قدر و ليلة قدر از حرمت ويژه اي برخوردار است، براي آن است كه وحي الهي در آن زمان نازل شده. و اگر كسي بتواند ليلة قدر را در سرزمين وحي ادراك كند، او جامع بِينَ الفَضيلتين است. عمده آن است كه قرآن در ليلة قدر نازل شد، و به بركت نزول قرآن مقدّرات امور، امور سالانه در شب قدر تدوين و تنظيم مي شود، و آن هم نازل مي شود به ولي آن عصر.

ادامه نوشته

شهادت امير المومنين علي (عليه السلام) تسليت باد

شهادت اسوه نيكوئيها و خوبيها، اسوه جمال و جلال الهي، قهر و رحمت خداوندي، شير ميدان جنگ و زاهد شبهاي طولاني بر تمام عاشقان و شيفتگان حضرتش تسليت باد.

شناخت شخصيت انسان كامل تنها و تنها براي انسان كامل مقدر و ميسور مي باشد، هر چه در راه معرفت اين بزرگواران تلاش شود، نهايتا به شناخت يك بعد از ابعاد وجودي اين بزرگان خواهيم رسيد. همانطور كه در كلام شعرا، عرفا و دانشمندان مختلف ديده مي شود، اكثرا به يك يا چند بعد از شخصيت وجودي علي عليه السلام پرداخته اند. ولي شناخت اين انسان كامل بسيار بسيار دشوار است، چرا كه زاهد شبهاي تار و طولاني كه از فرط ترس از خداوند متعال غش مي كند، شيري كرار غير فرار در روز است كه كوچكترين رحمي به دشمنان خدا و اسلام نمي كند. اين تضاد را چگونه مي توان با درك و عقل ناقص انسان غير كامل حل كرد و شناخت؟

كسي كه با عمر بن عبدود آنگونه نبرد مي كند، چگونه بردباري خرج مي دهد و او را بعد از انداختن آب دهن بر صورت مباركش نمي كشد تا كاري براي غير رضاي خدا انجام نداده باشد. و او كه عمر بن عبدود و مرحب خيبري و ديگر شجاعان عرب را اينگونه به ذلت مي كشد،‌ چگونه با كودكان بازي كودكانه اي ميكند؟

راستي بيائيم چند اخلاقي از ايشان را ياد بگيريم...