وفات حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام تسلیت باد
تاملی بر ولایتمداری حضرت عبدالعظیم حسنی (علیه السلام)
مقدمه:
همانگونه که میدانیم در روایات متعددی از معصومین (علیهم السلام) بر اهمیت زیارت حضرت عبدالعظیم حسنی (علیه السلام) تاکید شده تا جائی که زیارت ایشان را برابر با زیارت حضرت سید و سالار شهیدان، ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) در ارض مقدس کربلا معرفی نموده اند و یا در ضمن یکی از روایت های حضرت هادی علیه السلام آمده است که فرمودند: «هرکس قبر اباالقاسم [حضرت عبدالعظیم علیه السلام ] در ری (با شروط آن) زیارت کند، خداوند پاداش او را بهشت قرار می دهد». ضمن عرض تسلیت به مناسبت وفات آن حضرت، نکته ای اساسی را در خصوص اهمیت شخصیت ایشان در جهان اسلام بیان میداریم.

ولایت مداری:
در داستان بنی اسرائیل، وقتی از ولی زمان خودشون می خواند که فرماندهی برای جنگ مقابل جالوت براشون تعیین کنه، پیامبر خدا با اذن حضرت حق تعالی، تالوت رو معرفی میکنه. بنی اسرائیل ایراد گیر، شروع به مانع تراشی می کنند که ای بابا این که نه پول داره، نه شهرت و ... رسول خدا فرمود که اینها ملاک نیست، اون انسان عالم و دانشمندیه و قدرت بدنی بالائی دارا و با نشونه های الهی تائید شده است که از جمله ماترک حضرت موسی علیه السلام رو ملائکه براش حمل می کنند. با این توجیهات، یه عده راضی شده و آماده جبهه شدن، یه عده هم که سواء علیهم ءانذرتهم ام لم تنذرهم، هیچ حرکتی نکردند.
اونائی که حرکت کردن هم، کلی ناخالصی باهاشون بود، از جمله اینکه وقتی تالوت بهشون میگه که از این آب نخورید مگر یه مشت، خیلی ها میگن بابا این چه حرفیه و خلاصه تا می تونن می خورن...
این داستان نشون میده که اکثر ما آدمها تا وقتی پای خطر، منافع، از دست دادن قدرت، ... نیست، خیلی مومن و متقی هستیم ولی وای به روزی که پای این چیزها وسط باشه، از چند صد هزار می شیم هفتاد و دو نفر شهدای کربلا...
ولی حضرت عبدالعظیم حسنی (علیه السلام) اینطوری نبود: با اینکه از شیوخ سادات بود و از دانشمندان زمان خود، می فرمود که اطاعت از حضرت هادی علیه السلام واجب است و خود در عمل نیز اطاعت ولایت او را به جان و دل پذیرا بود. برای تحصیل اطمینان از سلامت عقایدش روزی به حضور امام هادی علیه السلام می رسد و عرض می کند: «ای پسر پیامبر، بسیار علاقمندم که عقاید دینی ام را خدمت شما بیان کنم تا چنانچه عقاید و افکارم مورد تأیید شماست بر آن استوار باشم وگرنه آن چنان که شایسته است آنها را اصلاح نمایم». آن گاه تک تک مسائل اعتقادی خود را در زمینه توحید، نبوّت، امامت، معاد و جز آن توضیح می دهد. وقتی سخنانش به پایان می رسد امام هادی علیه السلام می فرمایند: «ای ابوالقاسم، به خدا سوگند، اعتقاداتی که عرضه کردی مبانی واقعی دین الهی است. بر این اعتقادات ثابت قدم باش...».
نتیجه گیری:
اگر خواهی که مورد عنایت حضرت حق باریتعالی و اولیائش باشی، منم منم را کنار بگذار و در راه قدسی حق نعلین را خارج کن، انک بالواد المقدس الطوی،... با تمام کمالات و فضایل و علم و دانشت، زانوی ادب بزن و ولایت مولایت را در پندار، گفتار و کردار بپذیر و نشان بده. مبادا همانند اصحاب تالوت شویم و یا بدتر همانند بلعم بائورا گردیم، که با همه علمی که داشت، به واسطه انکار ولی زمان (حضرت موسی علیه السلام) همانند سگی از او تعبیر شد که چه به او کار داشته باشی چه نداشته باشی، عوعو می کنه.



