بسمه تعالي

حاج آقا بهتاش (شب سوم)

3-    ترك كينه

توضيح: خداوند در قرآن كريم  (سوره فتح) مي فرمايد: با دشمنان كينه ورزيد و سخت باشيد ولي با يكديگر مهربان و رحيم باشيد.

در حديثي آمده است: عده‌اي بي‌حساب وارد بهشت مي‌شوند، اينان كساني هستند كه در دنيا از مردم گذشت مي‌كردند و بزرگواري داشتند.

از ثامن الائمه امام رضا (عليه السلام) در حديثي اينگونه روايت شده است: از گناهان مردم بگذريد تا خداوند آتش عذاب را روز قيامت از شما بردارد.

4-     با افراد اهل خير نشست و برخاست داشته باشيد

پيغمبر اكرم حضرت محمد مصطفي(صلي الله عليه و آله و سلم) مي‌فرمايند: از همنشين بد بپرهيزيد. دوست بد مانند آتش مي ماند و مي سوزاند.

 

حديث پيامكي: احسن الي من اساء اليك

خوبي كن به كسي كه به تو بدي كرده است.

سخنراني حاج آقا بهتاش (شب دوم)

 

در روايتي از پيغمبر اكرم حضرت محمد مصطفي(صلي الله عليه و آله و سلم) آمده است:

بهشت 8 باب و جهنم 7 باب دارد كه، بر سر در هركدام از اين ابواب جمله‌اي نوشته شده است.

بر سر‌در اولين در بهشت چنين نوشته شده است:

لكل امر حيلة و حيلة العيش اربع خصال

براي هر كاري چاره‌اي است و چاره‌هاي دنيا و زندگي آن 4چيز است:

1-    قناعت

توضيح: براساس اين حديث نبوي، اولين خصلتي كه در دنيا موجب آرامش انسان مي شود، قناعت است. در حديث ديگري آمده است، هركس به كم رزق خدا راضي باشد، خدا هم به كم عبادات او راضي مي شود.

در حديث ديگري از امام حسن مجتبي(عليه السلام) آمده است: هلاكت انسان در سه چيز است: كبر، حرص و حسد

2-    رساندن حق به حقدار

توضيح: اگر در زندگي دست بده داشته باشي و هميشه حق را به صاحبش برساني، وجداني آسوده و و زندگي آرامي خواهي داشت.

آخرین اخبار مسجد

به اطلاع مخاطبان محترم می رساند که، مسجد بنی هاشمی از تاریخ ۲۹/۰۶/۱۳۸۹ به مدت ۱۰ شب میزبان جناب آقای یدالله بهتاش خواهد بود تا با سخنرانی خود حضار محترم را مستفیض نماید، از همگان دعوت می شود تا با حضور خود از مجلس بهره مند گردند.

وفات حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام تسلیت باد

به مناسبت وفات حضرت عبدالعظیم حسنی (علیه السلام)، مناسب دیدیم که برخی از فضایل حضرتش از زبان ائمه علهیم السلام را ذکر نمائیم:

1- صاحب بن عباد در رساله خود گفته : ابوحماد رازی گوید : خدمت حضرت هادی علیه السّلام رسیدم و از آن جناب مسائلی پرسیدم ، هنگامیکه اراده کردم از محضر مقدّسش بیرون شوم فرمود : هرگاه مشکلاتی برایت پیش آمد کرد، آنها را از عبدالعظیم حسنی بپرس ، و سلام مرا هم به او برسان .

2- در امالی « صدوق» در ضمن حدیث « عرض دین» آمده وقتیکه حضرت عبدالعظیم خدمت امام هادی علیه السّلام مشرّف شد و عقائد خود را اظهار نمود ، امام فرمود : تو از دوستان حقیقی ما هستی .

3- ابونصر بخاری ضمن حالات فرزندان امام مجتبی علیه السّلام از ابوعلی محمّد بن همام از حضرت امام حسن عسکری علیه السّلام روایت کرده که در نزد آن جناب از عبدالعظیم حسنی صحبت بمیان آمد ، فرمود : اگر عبدالعظیم نبود میگفتیم علی بن حسن بن زیدبن حسن فرزندی از خود باقی نگذاشته .

4- ابن قولويه در کامل الزّيارات (باب 107 صفحه 324 )از عليّ ابن حسين ابن موسي بن بابويه و او از محمّد ابن يحيي اشعري عطار قمي روايت کرده يکي از اهالي ري گفت بر حضرت ابوالحسن العسکري امام هادي عليه السّلام وارد شدم آن جناب از من پرسيد کجا بودي؟ عرض کردم به زيارت سيّد الشهدا عليه السّلام رفته بودم آن حضرت فرمود بدان و آگاه باش اگر قبر عبدالعظيم حسني عليه السّلام را که در نزد شماست زيارت کرده بودي مثل آنست که حضرت حسين ابن علي را در کربلا زيارت کرده باشي.

منبع:

http://www.abdulazim.com

داستان هفته - عذاب دروغگو

عذاب دروغگو

روزي رسول اکرم (ص) فرمود ديشب در خواب ديدم که مردي نزد من آمد و گفت برخيز برخاستم. دو مرد را ديدم که يکي ايستاده و در دست خود چيزي شبيه بعصاي آهنين دارد و آنرا بر گوشه دهان مرد ديگري که نشسته است فرو مي برد باندازه اي فشار ميدهد تا ميان دو شانه اش ميرسد آنگاه بيرون آورد و در طرف ديگر دهان او داخل ميکند، طرف اول خوب ميشود اين قسمت ديگر را هم مانند قبلي پاره ميکند بآن شخص که مرا حرکت داد گفتم اين چه کسي است و براي چه اينطور عذاب ميکشد، گفت اين مرد دروغگو است که در قبر او را تا روز قيامت اينطور کيفر ميدهند. (منتهي، ج 1، ص 328)

 منبع: داستانها و پندها جلد 1، گردآوري و تنظيم: مصطفي زماني وجداني

داستان هفته - لبخند پيامبر صلي الله عليه و آله

از این به بعد قصد داریم که هر هفته، دو داستان مذهبی را برای مخاطبین محترم انتخاب و عرضه نمائیم، ان شاء الله تعالی

و اما این اولین داستان...

روزي پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله، به طرف آسمان نگاه مي كرد، تبسمي نمود. شخصي به حضرت گفت: يا رسول الله ما ديديم به سوي آسمان نگاه كردي و لبخندي بر لبانت نقش بست، علت آن چه بود؟

رسول خدا فرمود: آري! به آسمان نگاه مي كردم، ديدم دو فرشته به زمين آمدند تا پاداش عبادت شبانه روزي بنده با ايماني را كه هر روز در محل خود به عبادت و نماز مشغول مي شد، بنويسند؛ ولي او را در محل نماز خود نيافتند. او در بستر بيماري افتاده بود.

فرشتگان به سوي آسمان بالا رفتند و به خداوند متعال عرض كردند: ما طبق معمول براي نوشتن پاداش عبادت آن بنده با ايمان به محل نماز او رفتيم. ولي او را در محل نمازش نيافتيم، زيرا در بستر بيماري آرميده بود.

خداوند به آن فرشتگان فرمود: تا او در بستر بيماري است، پاداشي را كه هر روز براي او هنگامي كه در محل نماز و عبادتش بود، مي نوشتيد، بنويسيد. بر من است كه پاداش اعمال نيك او را تا آن هنگام كه در بستر بيماري است، برايش در نظر بگيرم. (بحارالانوار، ج 22، ص 83)

 منبع: داستانهاي بحارالانوار جلد 1، نام نويسنده: محمود ناصري

شهادت حضرت حمزه سیدالشهداء علیه السلام تسلیت باد

حضرت حمزه سید الشهداء (علیه السلام)
حمزه بن عبدالمطلب، عموی پیامبر گرامی اسلام بود، دو سال پیش از ولادت رسول خدا (صلی الله علیه و آله سلم)دیده به جهان گشود. در میان جوانان قریش در دلاوری و بزرگواری برجسته و در آزاد اندیشی، آزادمنشی و ستم ستیزی سرآمد بود.

حمزه بن عبدالمطلب، عموی پیامبر گرامی اسلام بود، دو سال پیش از ولادت رسول خدا (صلی الله علیه و آله سلم)دیده به جهان گشود. در میان جوانان قریش در دلاوری و بزرگواری برجسته و در آزاد اندیشی، آزادمنشی و ستم ستیزی سرآمد بود. سلحشوری و توان رزمی وی همزمان با آغاز دوره جوانی نمودار شد.

آن آزادمرد، حتی پیش از پذیرش اسلام، از رسول خدا در برابر آزارهای مشركان حمایت می كرد، گرویدن وی به اسلام موجب سربلندی دین خدا شد; زیرا پس از آن مسلمانان از انزوا بیرون آمدند و قریش با درك پشتیبانی توانا و استوار حمزه از پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله سلم)از آزارهای خود كاستند و رفتارشان با رسول خدا و مسلمانان ملایمتر شد.

حمزه (علیه السلام) همراه دیگر مسلمانان به مدینه هجرت كرد و خدمات ارزنده ای بویژه درامور نظامی ارائه داد. پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله سلم)به مسائل دفاعی حكومت نوبنیاد خود اهتمام خاصی داشتند. ایشان با تشكیل گروههای رزمی درصدد برآمدند امنیت مدینه را تأمین كرده، مسلمانان را برای رویارویی با دشمنان آماده سازند. بر این اساس هفت ماه پس از هجرت، نخستین گروه گشتی رزمی را به فرماندهی حضرت حمزه (علیه السلام)، اعزام نمودند. گرچه این رویارویی بدون درگیری پایان یافت ولی نشانه ای از اقتدار سپاه اندك اسلام در برابر كاروان بزرگ مشركان بود.

ادامه نوشته

مظلومیت دوباره

هشتم شوال فرا رسید. روزی که جهالت و تعصب بهم آمیخته با نام « وهابیت » یورشی وحشیانه را انجام دادند و قبور مطهر امامان مظلوم بقیع را با خاک یکسان کردند.

پایه گذار مسلک وهابی فردیست به نام « محمد بن عبد الوهاب» او در شهر عینیه در صحرای نجد عربستان به دنیا آمد و دارای مذهب حنبلی بود. اما چون افکار و عقاید خاصی داشت که با دیگر افراد خانواده و استادانش در تقابل بود آن شهر و دیار را ترک کرد و ساکن بصره شد.آشنایی او با زبانهای عربی، ترکی و فارسی و انتقادات علنی او از حکومت عثمانی سبب شد تا مورد توجه مستر همفر انگلیسی قرار گیرد. این جاسوس کار کشته انگلیسی ابتدا خود را به عنوان یک تازه مسلمان و بعدهم به عنوان نوکر و همدم همیشگی محمد بن عبدالوهاب در آورد و توانست اعتماد او را به خود جلب کند. برای کنترل و هدایت محمد در جهت اهداف مورد نظر زمینه ازدواج او را با یک زن انگلیسی را هم فراهم کرد تا بیشتر از گذشته بتواند از این شخصیت بهره برداری کند.

به تحريك مستر همفر ، محمد بن عبدالوهاب دوباره به نجد برگشت و با سخنان خود كه در آنها اصرار داشت به بازگشت به اصل اسلام و دور كردن خرافات از اسلام توجه امير نجد را جلب نمود و به طوريكه با يكديگر پيمان همكاري بستند. بدين ترتيب امير نجد اجازه داد تا او بي پرده عقايد خود را مطرح كند و براي استحكام بيشتر روابط خواهر خود را نيز به ازدواج او در آورد. محمد بر اين باور بود كه بايد تمام مظاهر بت پرستي و شرك را خراب كند و در اين راستا تمام زيارتگاهها  كه نزد همه مسلمانان داراي احترام است را مظهر شرك معرفي مي كرد و بر ويران كردن آنها . حتي نابود كردن كعبه مكرمه اصرار داشت. اولين محلي كه مورد تعرض قرار گرفت زيارتگاه زبير بن خطاب برادر عمر خطاب بود. اين كار او با مخالفت علماي آن شهر روبرو شد و علماي شهر محمد بن عبد الوهاب را تهديد به مرگ كردند بنابراين او ناچار شد آن ديار را ترك كند. مقصد بعدي او شهر درعيه بود در آنجا نيز با حاكم آن شهر به نام امير مسعود پيمان همكاري بست و براي تحكيم اين پيمان ، دخترش را به ازدواج پسر امير مسعود درآورد. پس از آن شيخ محمد  با عنوان جهاد عليه كفر و شرك و مبارزه با بدعت گذاران به كمك امير مسعود لشگر بزرگي تشكيل داد و عليه مسلمانان قيام كرد و با حمله به شهر ها و روستا هاي مسلمان نشين مردم را به خاك و خون كشيد و اموال آنان را به عنوان غنايم جنگي غارت كرد و بدين ترتيب فرقه وهابيت را پايه گذاري كرد.

اين فرقه به ظاهر آيات قرآن استناد مي كنند و براساس آن هرگونه تفسير يا تاويلي را باطل مي دانند. خلاصه اي از اعتقادات اين گروه چنين است:

۱- هرگونه نذر براي غير خدا و پناه بردن به غير خدا و طلب كمك كردن از غير خدا شرك است.

۲- كسي كه نمازش را ولو به خاطر مسئوليت و يا گرفتاري شغلي به تاخير اندازد واجب القتل است.

۳- دست ماليدن به قبور انبياء و ديگران و نماز خواندن در كنار اين قبور شركت و بت پرستي است.

۴- مسافرت به خاطر زيارت قبور انبياء و صالحان هم بدعت است.

۵- ساختن مسجد در كنار قبور انبياء و صالحان حرام است و در چنين مسجدي نمي توان نماز خواند.

۶- خدا داراي جسم است و دست و پا دارد و قابل رويت مي باشد.

۷- خاندان پيامبر فضيلتي بر ديگران ندارند و دارابي مقام عصمت هم نيستند.

۸- هر كس اين اعتقادات را نداشته باشد كافر و واجب القتل است.

به خوبي پيداست اينگونه اعتقادات چقدر بي اساس و جاهلانه است و با بسياري از آيات قرآن نيز در تضاد مي باشد اما همين اعتقادات سبب شد تا وهابي ها در طي جنگ ها گوناگوني ابتدا به عراق - در سال ۱۲۱۶ هـ ق - حمله نموده و دوهزار نفر از مردم كربلا را در كوچه و بازار كشتند و حرم امام حسين عليه السلام  را مورد حمله قرار دادند و بخش هايي از آن را تخريب كردند و در طي ده سال بارها و بارها به كربلا و نجف يورش آوردند و مردم بي گناه را به خاك و خون كشيدند.

در سال ۱۲۱۷ هـ ق شهر طائف مورد حمله وهابيان قرار گرفت و يكسال بعد شهر مقدس كعبه مورد تعرض واقع شد و تمام قبوري كه قبه و بارگاه داشتند تخريب گرديد و پس از تسليم شدن حكومت آنجا حكومت وهابي در مكه تثبيت گرديد. درسال ۱۲۲۰ هـ ق وهابيان به شهر پيامبر - مدينه النبي - حمله كردند و پس از يك محاصره طولاني كه مدت يكسال و نيم به دارازا كشيد شهر را به تصرف در آوردند و پس از حمله به مردم ، قبور ائمه بقيع را نيز ويران نمودند.

اين مختصري از شروع تاريخ وهابيت است كه به هدايت يك جاسوس انگليسي اين تخم نفاق و تعصب جاهلانه در بين مسلمان كاشته شد كه به گواهي تاريخ تاكنون حتي يك تير هم به سمت جنايتكاران صهيوني و اربابان پليدشان شليك نكرده و هرچه از طريق ثروت خدادي نفت به دست آورده اند را صرف عياشي ها و خوش گذراني ها كرده اند و هر جا هم توانسته اند به جاي ياري رساندن به مسلمان نيازمند آنها را به خاك و خون كشيده اند.

کشتی حضرت نوح (علیه السلام) و کشتی اهل بیت (علیهم السلام)

 کشتی حضرت نوح (علیه السلام) و کشتی اهل بیت (علیهم السلام)

 

مسجد بنی هاشمی

 

                   «مَنْ اَتيَكُمْ نَجَى وَمَنْ لَمْ يَاْتِكُمْ هَلَك»

 

ای دل ار سیـل فنــا بیناد هســتی برکنــد          چون ترا نوح است کشتی بان ز طوفان غم مخور

در بیابان گر بشوق کعـبه خواهی زد قـدم             سرزنشـــها گر کنـــــد خار مغیـــلان غم مخور

                                             

    (حافظ شیرازی)

 

مقدمه:

داستان حضرت نوح (علیه السلام)، عمر طولانی اش، ماجرای کشتی و طوفانی که باعث از بین رفتن کافران و تبهکاران قومش شد را بسیار از ما شنیده ایم و خوانده ایم، در روایتی از نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) که متفق فریقین شیعه و سنی می باشد آورده اند که صحابه و اهل بیت (علیهم السلام) هر یک از امام علی (علیه السلام)، ابی ذر، ابی سعید خدری، ابن عباس و انس ابن مالک روایت کرده اند که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در حدیثی فرموده است: «حكايت خاندان من چون كشتي نوح است، هر كه در آن نشست نجات یافت و هر كه از آن باز ماند، غرق شد» و در عبارات بعضی از آنها این عبارت است «وَ مِثْلِ بَابِ حِطِّه فِی بَنِی اِسْرَائِیلْ»][1][.

به راستی چه سرّ و اسراری در ماجراهایی در مورد این کشتی اتفاق افتاده است که اهل بیت پیامبر (علیهم السلام) به این کشتی تشبیه شده اند؟ آیا توضیح بیشتری در این خصوص وجود دارد که شباهت در چه مواردی وجود دارد؟ با استفاده از آیات نورانی قرآن کریم، روایاتی که عمدتاً متفق شیعه و سنی است و همچنین تاریخ مکتوبی که مورد اتفاق دو طرف است به بررسی این موضوع می پردازیم. باشد که ذرّه ای باشد در معرفت اقیانوس بیکران اهل بیت (علیهم السلام)، ان شاء الله تعالی.

 

زندگی حضرت نوح (علیه السلام):

بنا برگفته بعضی از مفسّران، اسم این پیامبر بزرگ خدا، عبدالملک یا غفّار بوده، از بس که به سبب انحراف و کجروی قومش آه و ناله و افغان سرداده و نوحه گری کرده، نوح نامیده شده است، عمر ایشان را تا 2500 سال نیز ذکر کرده اند که بنا به تصریح قرآن کریم، 950 سال آن را به هدایت مردم پرداخته است ( صفیر هدایت، 11/هود).

قرآن کریم غیر از آنکه یک سوره کامل، با 28 آیه، به اسم حضرت نوح (علیه السلام) دارد، تقریباً در 131 آیه داستانهای پر فراز و نشیب زندگی این حضرت را بیان نموده و در 43 مورد اسم «نوح» را ذکر نموده است، که ذیلاً آیات مرتبط با بحث این مقاله را بررسی خواهیم نمود.

بعد از آنکه به طور قطعی مشخص شد از قوم حضرت نوح (علیه السلام) به جز کسانی که قبلاً ایمان آورده اند، شخص دیگری ایمان نخواهد آورد «وَأُوحِيَ إِلَى نُوحٍ أَنَّهُ لَن يُؤْمِنَ مِن قَوْمِكَ إِلاَّ مَن قَدْ آمَنَ فَلاَ تَبْتَئِسْ بِمَا كَانُواْ يَفْعَلُونَ (هود: 36)»، از طرف حضرت حق باریتعالی به ایشان دستور داده شد که تحت نظر ما و با راهنمائی وحی کشتی ای درست کن و در مورد ظالمین هم دیگر صحبتی نکن که آنها اهل نجات نیستند و غرق خواهند شد «وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَ وَحْيِنَا وَلاَ تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ (هود: 37)».

در زمان ساختن کشتی، هرگاه قوم عنادجو و کافر بر حضرت نوح (علیه السلام) گذر می کردند، ایشان را مسخره می نمودند، حضرتش در جوابشان می فرمودند: مسخره کنید که روزی ما هم شما را مسخره خواهیم کرد و به زودی خواهید دانست که چه کسی گرفتار عذاب الهی شده و خوار می گردد «وَيَصْنَعُ الْفُلْكَ وَكُلَّمَا مَرَّ عَلَيْهِ مَلأٌ مِّن قَوْمِهِ سَخِرُواْ مِنْهُ قَالَ إِن تَسْخَرُواْ مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنكُمْ كَمَا تَسْخَرُونَ * فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ وَيَحِلُّ عَلَيْهِ عَذَابٌ مُّقِيمٌ (هود: 39-38)».

وقتی کشتی ساخته شد، دستور رسید که از هر جنبنده ای یک جفت در کشتی بردار و اهل ایمان، که تعداد کمی بودند، را به همراه خود سوار کشتی کن، کفّار نیز به هلاکت می رسند «حَتَّى إِذَا جَاء أَمْرُنَا وَفَارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِلْ فِيهَا مِن كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَأَهْلَكَ إِلاَّ مَن سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ وَمَنْ آمَنَ وَمَا آمَنَ مَعَهُ إِلاَّ قَلِيلٌ (هود: 40)». حالا با نام خدائی، که کشتی را به حرکت در می آورد و آن را به جریان می اندازد، سوار بر کشتی شوید «وَقَالَ ارْكَبُواْ فِيهَا بِسْمِ اللّهِ مَجْرَاهَا وَمُرْسَاهَا إِنَّ رَبِّي لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ (هود: 41)».

وقتی سوار بر کشتی شدند خداوند به آنها می فرماید که حمد و سپاس خدائی  را که از قوم ظالم نجاتتان داد به این شکل به جا آورید: «فَإِذَا اسْتَوَيْتَ أَنتَ وَمَن مَّعَكَ عَلَى الْفُلْكِ فَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي نَجَّانَا مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ (مؤمنون: 28)».

در زمان حرکت کشتی اتفاقاتی برای پسر حضرت نوح (علیه السلام) اتفاق افتاده است که بسیار جالب و نکات آموزشی زیادی دارد :حضرت به پسرش گفت که سوار بر کشتی شو و از گروه کافران مباش، پسر جواب داد که به بالای کوه می روم تا مرا از آب نگه دارد، حضرت جواب داد که امروز به غیر از کسی که خداوند به او رحم کند، پناه و مأمنی ندارد، در این بین بود که موجی حائل بین آن دو شد و پسر را غرق کرد. « وَهِيَ تَجْرِي بِهِمْ فِي مَوْجٍ كَالْجِبَالِ وَنَادَى نُوحٌ ابْنَهُ وَكَانَ فِي مَعْزِلٍ يَا بُنَيَّ ارْكَب مَّعَنَا وَلاَ تَكُن مَّعَ الْكَافِرِينَ * قَالَ سَآوِي إِلَى جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْمَاء قَالَ لاَ عَاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللّهِ إِلاَّ مَن رَّحِمَ وَحَالَ بَيْنَهُمَا الْمَوْجُ فَكَانَ مِنَ الْمُغْرَقِينَ (هود: 43-42)». حضرت به خداوند عرضه داشت که خدایا پسرم از اهل من بود که خطاب رسید او عمل غیر صالح بود، او از اهل تو نبود. موعظه ات می کنم که از جاهلان نباشی و چیزی که بدان علم نداری را از من درخواست نکنی، حضرت از این درخواست خود به خدا پناه برد و درخواست مغفرت و رحمت کرد که از خاسران نباشد «وَنَادَى نُوحٌ رَّبَّهُ فَقَالَ رَبِّ إِنَّ ابُنِي مِنْ أَهْلِي وَإِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَأَنتَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ * قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ فَلاَ تَسْأَلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَن تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ *قَالَ رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْأَلَكَ مَا لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ وَإِلاَّ تَغْفِرْ لِي وَتَرْحَمْنِي أَكُن مِّنَ الْخَاسِرِينَ (هود: 47-45)».

در هنگام سفر،  در حالات کشتی چنین توصیف شده که کشتی، در بین موجهائی که چون کوه بر می آمدند، در حال حرکت بود «وَهِيَ تَجْرِي بِهِمْ فِي مَوْجٍ كَالْجِبَالِ (هود 42)».

و نهایتاً کشتی با دعای حضرت نوح (علیه السلام) که خدایا ما را در جائی مبارک فرود بیاور« وَقُل رَّبِّ أَنزِلْنِي مُنزَلًا مُّبَارَكًا وَأَنتَ خَيْرُ الْمُنزِلِينَ (مؤمنون: 29)» به ساحل نجات رسید و با قطع باران و خشک شدن زمین همراه سلامتی و میمنت بر کوه جودی فرود آمد: «وَقِيلَ يَا أَرْضُ ابْلَعِي مَاءكِ وَيَا سَمَاء أَقْلِعِي وَغِيضَ الْمَاء وَقُضِيَ الأَمْرُ وَاسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ وَقِيلَ بُعْداً لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ (هود: 44)» و «قِيلَ يَا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلاَمٍ مِّنَّا وَبَركَاتٍ عَلَيْكَ وَعَلَى أُمَمٍ مِّمَّن مَّعَكَ وَأُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ يَمَسُّهُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ (هود: 48)».

 

شرح و تفسیر تمثیل اهل بیت (علیهم السلام) به کشتی نوح (علیه السلام):

مقایسه آنچه در زمان قبل از ساختن، هنگام ساختن، زمان سوار شدن، اوقات مسافرت و بعد از طوفان برای کشتی حضرت نوح (علیه السلام) و مسافرانش و کسانی که سوار کشتی نشدند اتفاق افتاده با تاریخ اهل بیت (علیهم السلام) و پیروانشان درسها و نکات زیادی را در خصوص زیبائی های این  تمثیل نبوی به ما گوش زد می کند:

1. الزامات سفر چیست و چه کسی تعیین می کند؟ الزامات شخصی که قصد نجات خود در یک سفر دریائی طوفانی را دارد، عبارتند از: انتخاب ناخدائی عاقل و صالح که هم اصول ناخدائی را بلد باشد و هم اهل خیانت به مسافران نباشد (خود ناخدا شریک و همدست دزدان دریائی نباشد)، سوار شدن بر یک کشتی سالم و بی عیب و نقص، اطاعت از فرامین ناخدا و خدمه کشتی، صدمه نزدن به کشتی، بیرون نپریدن از کشتی در دریای طوفانی به طمع صدفها و مرواریدهایی که با جابجائی آب در طوفان نمایان شده اند، برداشتن آذوقه و وسایل لازم برای طول سفر، مدارا و رفاقت با همسفران و صبر و استقامت در طول سفر. آنچه که افراد سوار بر کشتی نوح (علیه السلام) انجام دادند و آنچه که سواران بر کشتی اهل بیت (علیهم السلام) انجام داده و موظف به انجام آن هستند نیز دقیقاً باید به همین شکل باشد وگرنه هم سفر تلخ می شود و هم امکان غرق شدن و یا در دام دزدان دریائی افتادن و از دست دادن جان و مال وجود دارد. اینکه کشتی با چه سرعتی، با چه عرض و طول جغرافیائی، و ... حرکت می کند، همه در دست ناخداست، خدمه باید مطیع اوامر و نواهی ناخدا و مسافران باید مطیع اوامر و نواهی هر دوی ایشان باشند تا به سلامت به مقصد برسند. قرآن کریم به کسانی که قصد مسافرت با کشتی اهل بیت (علیهم السلام) را دارند، دقیقاً همین دستور را می دهد: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً (نساء: 59)» که بنا به اتفاق شیعه و سنیّ منظور از «اولی الامر» امام علی ابن ابیطالب و امامان معصوم بعد از ایشان (علیهم السلام) می باشد ( شواهد التنزیل، ج 1، ص 150-148 نقل از معالم المدرستین، ج 1، ص 339)،

2. مقررات کشتی چیست؟ ساخته شدن کشتی حضرت نوح (علیه السلام)، چگونگی ساخت، مواد لازم در ساخت، زمان حرکت، نحوه حرکت، معیارهای انتخاب مسافران و ... همه و همه تحت نظر حضرت حق تعالی بود (هود: 37، 40، 41 و 46)». نصب ولایت و کشتیبانی ولائی اهل بیت (علیهم السلام)، حدود و ثغور تصرفات زمانی و مکانی ولائی، معیارهای ولایت پذیری، و ... همه و همه  از سوی خداوند سبحان بوده است: (اشاره به آیات ولایت اولی الامر، اکمال دین و اتمام نعمت و «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ (مائده: 67)»، ... و احادیث غدیر، ثقلین، انذار عشیره و ...)،

 

ادامه نوشته

پیام مهم ولی امر مسلمین جهان به امت بزرگ اسلام در پی اهانت نفرت انگیز به قرآن شریف در آمریکا (

 
پ
در پی اهانت نفرت انگیز به قرآن شریف در آمریکا، حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام مهمی به ملت ایران و امت بزرگ اسلام، حلقه های صهیونیستی درون دولت آمریکا را طراحان اصلی این توطئه مشمئز کننده خواندند و با تشریح اهداف پشت پرده کینه توزیهای صهیونیستها نسبت به اسلام و قرآن تأکید کردند: دولت آمریکا برای اثبات ادعای خود درباره دخالت نداشتن در این توطئه، باید عوامل اصلی این جنایت بزرگ و بازیگران میدانی آن را به گونه ای شایسته به مجازات برساند.
متن پیام ولی امر مسلمین جهان به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
قال الله العزیز الحکیم: انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون
ملت عزیز ایران ـ امت بزرگ اسلام!
اهانت جنون آمیز و نفرت انگیز و مُشمئز کننده به قرآن مجید در کشور آمریکا که در سایه ی امنیت پلیسی آن کشور اتفاق افتاد حادثه ی تلخ و بزرگی است که نمیتوان آن را تنها در حدّ یک حرکت ابلهانه از سوی چند عنصر بی ارزش و مزدور به حساب آورد. این یک اقدام محاسبه شده از سوی مراکزی است که از سال ها پیش به این طرف، سیاست اسلام هراسی و اسلام ستیزی را در دستور کار خود قرار داده و با صدها شیوه و هزاران ابزار تبلیغاتی و عملیاتی، به مبارزه با اسلام و قرآن پرداخته اند. این حلقه ی دیگری از زنجیره ی ننگینی است که با خیانت سلمان رشدی مرتد آغاز شد و با حرکت کاریکاتوریست خبیث دانمارکی و دهها فیلم ضد اسلام ساخته شده در هالیوود ادامه یافت و اکنون به این نمایش نفرت انگیز رسیده است. پشت صحنه ی این حرکات شرارتبار چیست و کیست؟
مطالعه ی این روند شرارت که در این سالها با عملیات جنایتبار در افغانستان و عراق و فلسطین و لبنان و پاکستان همراه بود، تردیدی باقی نمیگذارد که طرّاحی و اتاق فرمان آن در دستان سران نظام سلطه و اتاق فکرهای صهیونیستی است که از بیشترین نفوذ بر دولت آمریکا و سازمانهای امنیتی و نظامی آن و نیز بر دولت انگلیس و برخی دولتهای اروپائی برخوردارند. اینها همان کسانی اند که پژوهشهای حقیقت یاب مستقل روز به روز بیشتر انگشت اتهام در ماجرای حمله به برجها در 11 سپتامبر را به سوی آنان متوجه میکنند. آن ماجرا بهانه ی حمله به افغانستان و عراق را به رئیس جمهور جنایتکار وقت آمریکا داد و او اِعلان جنگ صلیبی کرد و همان شخص بنابر گزارشها، دیروز اعلام کرده است که این جنگ صلیبی با ورود کلیسا به صحنه، کامل شد.
هدف از اقدام نفرت انگیز اخیر آن است که از سوئی مقابله با اسلام و مسلمانان در جامعه ی مسیحی به سطوح همگانی مردم کشیده شود و با دخالت کلیسا و کشیش، رنگ مذهبی گرفته و پشتوانه ئی از تعصبات و تعلقات دینی بیابد، و از سوی دیگر ملتهای مسلمان را که از این جسارت بزرگ به خشم آمده و جریحه دار میشوند از مسائل و تحولات دنیای اسلام و خاورمیانه غافل سازد.
این اقدام کینه توزانه، نه آغاز یک جریان، بلکه یک مرحله از روند طولانی مدتِ اسلام ستیزی به سرکردگی صهیونیسم و رژیم آمریکا است. اینک همه ی سران استکبار و ائمة الکفر در برابر اسلام قرار گرفته اند. اسلام، دین آزادی و معنویت انسان، و قرآن کتاب رحمت و حِکمت و عدالت است؛ وظیفه ی همه ی آزادیخواهان جهان و همه ی ادیان ابراهیمی است که در کنار مسلمانان با سیاست پلید اسلام ستیزی با این شیوه های نفرتبار مقابله کنند. سران رژیم آمریکا نمیتوانند با سخنان فریبنده و میان تهی، خود را از اتهام همراهی با این پدیده ی زشت تبرئه کنند. سالهاست که مقدسات و همه ی حقوق و حرمت میلیونها مسلمان مظلوم در افغانستان و پاکستان، در عراق و لبنان و فلسطین زیر پا گذاشته شده است. صدها هزار کشته، دهها هزار زن و مرد اسیر و زیر شکنجه، هزاران کودک و زن ربوده شده و میلیونها معلول و آواره و بی خانمان، قربانی چه چیزی شده اند؟ و با همه ی این مظلومیتها، چرا در رسانه های جهانی غرب، مسلمانان را مظهر خشونت و قرآن و اسلام را خطری برای بشریت وانمود میکنند؟ چه کسی باور میکند که این توطئه ی گسترده بدون کمک و دخالت حلقه های صهیونیستیِ درونِ دولت آمریکا ممکن و عملی است؟!
برادران و خواهران مسلمان در ایران و سراسر جهان!
لازم میدانم این چند نکته را به همه متذکر گردم:
اولاً: این حادثه و حوادث پیش از آن به روشنی نشان میدهد که آنچه امروز آماج حمله ی نظام استکبار جهانی است، اصل اسلام عزیز و قرآن مجید است؛ صراحتِ مستکبران در دشمنی با جمهوری اسلامی ناشی از صراحت ایران اسلامی در مقابله با استکبار است و تظاهر آنان به دشمن نبودن با اسلام و دیگر مسلمانان، دروغی بزرگ و فریبی شیطانی است. آنان با اسلام و هر آنکس که بدان پایبند است و هر آنچه نشانه ی مسلمانی است دشمن اند.
ثانیاً: این سلسله ی کینه توزیها با اسلام و مسلمین، ناشی از آن است که از چند دهه پیش تاکنون نور اسلام از همیشه تابنده تر و نفوذ آن در دلها در جهان اسلام و حتی در غرب از همیشه بیشتر شده است. ناشی از آن است که اُمت اسلام از همیشه بیدارتر شده و ملتهای مسلمان اراده کرده اند زنجیرهای دو قرن استعمار و تجاوز مستکبران را پاره کنند. حادثه ی اهانت به قرآن و پیامبر  عظیم الشأن صلی اله علیه و آله، با همه ی تلخی، در دل خود حامل بشارتی بزرگ است. خورشید پر فروغ قرآن روزبروز بلندتر و درخشنده تر خواهد شد.
ثالثاً: همه باید بدانیم که حادثه ی اخیر ربطی به کلیسا و مسیحیت ندارد و حرکات عروسکی چند کشیش ابله و مزدور را نباید به پای مسیحیان و مردان دینی آنان نوشت. ما مسلمانان هرگز به عمل مشابهی در مورد مقدسات ادیان دیگر دست نخواهیم زد. نزاع میان مسلمان و مسیحی در سطح عمومی،  خواسته ی دشمنان و طراحان این نمایش دیوانه وار است و درس قرآن به ما، در نقطه ی مقابل آن قرار دارد.
و رابعاً: طرف مطالبه ی  همه ی مسلمانان، امروز دولت آمریکا و سیاستمدارن آنند. آنها اگر در ادعای دخالت نداشتن خود صادقند باید عوامل اصلی این جنایت بزرگ و بازیگران میدانی آن را که دل یک و نیم میلیارد مسلمان را به درد آورده اند، به گونه ئی شایسته به مجازات برسانند.
و السلام علی عباد اله الصالحین
سیّدعلی خامنه ای
22/شهریور/1389

اقامه نماز عید سعید فطر

 

 

ایران اسلامی امروز در خجسته عید سعید فطر یکپارچه نور و نیایش و سجود شد و ملت مومن و شریف ایران پس از یک ماه روزه داری و عبادت از خداوند کریم مسئلت کرد: خیرات و حسنات محمد و ال محمد (صلوات الله علیهم اجمعین) را عیدی این ملت بزرگ قرار دهد.
در کانون این همایش عظیم ملی مردم موحد تهران نماز عیدالله الاکبر را به امامت حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی اقامه کردند.
رهبر انقلاب اسلامی در خطبه های نماز با تبریک عید سعید فطر به امت اسلامی و ملت عزیز ایران، درک ماه رمضان را نعمتی بزرگ خواندند و همگان را به قدرشناسی این نعمت الهی و حفظ ذخیره های گرانقدر معنوی رمضان توصیه کردند.
ایشان حضور قشرهای مختلف مردم به ویژه جوانان را با هر سلیقه و رفتار و ظاهر، در مجالس و محافل ذکر و دعا و نیایش، جلوه زیبای عشق ذاتی انسانها به پروردگار یکتا برشمردند و افزودند: ملت مؤمن ایران با حفظ و تعمیق ارتباط پرطراوتی که در ماه رمضان با پروردگار یکتا ایجاد کرده است عروج و تکامل معنوی را در خود نهادینه می سازد و چنین ملتی در همه میدانهای مادی و معنوی موفق خواهد بود.
حضرت آیت الله خامنه ای در خطبه دوم نماز با اشاره به دیدارهای خود با قشرهای مختلف مردم در ماه رمضان از جمله دیدار با دانشجویان، استادان، مسئولان و کارگزاران، کارآفرینان و دیگر قشرها افزودند: ملت پر امید، با عزم و اراده و پرانگیزه ایران، یقیناً و قطعاً  به همه قله های رفیع پیشرفت و عزت و افتخار دست خواهد یافت.
رهبر انقلاب اسلامی با تشکر از حرکت پرشکوه ملت ایران در روز جهانی قدس این حضور پرنشاط ملی را تجلی چنین روحیه و عزم و اراده ای برشمردند و خاطرنشان کردند: دشمنان اسلام و امام در 31 سال گذشته در آرزوی کم رنگ شدن حضور مردم در روز قدس بوده اند اما ملت موقع شناس ایران امسال گرم تر و پرشورتر، در پیشاپیش مسلمانان آسیا، خاورمیانه، افریقا، اروپا و امریکا به میدان شتافت.
ایشان قساوتها و جنایتهای رژیم صهیونیستی و تلاشهای امریکا و دیگر حامیان اسرائیل را برای به انزوا کشاندن مسئله فلسطین موجب افزایش انگیزه ملت ایران برای حضور در راهپیمایی روز جهانی قدس دانستند و افزودند: آفرین بر ملت بزرگی که امید و انگیزه در حرکات و مواضع او موج میزند.
حضرت آیت الله خامنه ای مسئله فلسطین را همچنان مسئله اول دنیای اسلام نامیدند و با اشاره به استمرار جنایات صهیونیستها و سرکوب شدید و همه جانبه مردم فلسطین در غزه و کرانه باختری رود اردن افزودند: دشمنان ملت فلسطین و حامیان صهیونیستهای متجاوز برای سرپوش گذاردن بر جنایات آنها، در واشنگتن جلسه گرفتند و نام آن را هم کنفرانس صلح گذاشتند اما صلح چه کسی با چه کسی؟ و آیا با توجه به واقعیات و حقایق فلسطین اشغالی، این صلح اصولاً معنا دارد؟
رهبر انقلاب اسلامی تلاش صهیونیستها را برای یهودی سازی قدس شریف جنایتی بزرگ خواندند و با اشاره به سخنان وقیحانه صهیونیستها درباره ضرورت پذیرش یهودی سازی افزودند: ملتها و دولتهای مسلمان باید به وظیفه خطیرشان درمقابل این توطئه عمل کنند.
ایشان با تجلیل از ایمان، غیرت و استقامت ملت فلسطین در مقابل توطئه ها و فشارهای سنگین رژیم جعلی اسرائیل و حامیان این رژیم خاطرنشان کردند: ملت فلسطین امروز مصمم تر و قوی تر از هر زمان است و بدون هیچ شک و تردیدی بساط رژیم قلابی و دروغین صهیونیستی را از سرزمین فلسطین جمع خواهد کرد.
حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از خطبه های نماز عید سعید فطر مسئله سیل پاکستان را فوری ترین مسئله جهان اسلام خواندند و با اشاره به ابعاد بسیار سنگین و مصیبت بار این سیل ویرانگر، از درد و رنج ملت مسلمان پاکستان ابراز تألم و رنج کردند و آحاد مسلمانان جهان را به یاری ملت مؤمن و مصیبت زده پاکستان فراخواندند.
رهبر انقلاب اسلامی، کمکهای مردم و دولت ایران را به سیل زدگان پاکستانی ناکافی خواندند و افزودند: ملت و دولت ایران، دیگر ملتها و دولتهای اسلامی، مجامع اسلامی از جمله سازمان کنفرانس اسلامی و آحاد مسلمانان در هر نقطه جهان با همه توان به کمک ملت و دولت پاکستان بشتابند و نیازهای مختلف آسیب دیدگان از سیل پاکستان را تأمین کنند.
ایشان همچنین با ابراز نگرانی از تلاش برخی قدرتهای متجاوز و بعضی فرصت طلبان برای ایجاد بی ثباتی سیاسی در پاکستان خاطرنشان کردند: بعضی درصددند پاکستان را به پادگان نظامی خود تبدیل کنند که امیدواریم دولت و ملت پاکستان با عمل به وظایف خود به بهترین وجهی از این وضع دشوار خارج شوند.

عید سعید فطر بر عاشقان الله و یاران مهدی(عج) مبارک باد

بسمه تعالی

عید سعید فطر

 

خطبه امیرالمومنین علی (علیه السلام) در عید فطر

اميرالمؤمنين على(عليه السلام) در يكى از اعياد فطر خطبه اى خوانده‏ اند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بيم داده ‏اند:

 اى مردم! اين روز شما روزى است كه نيكوكاران در آن پاداش مى‏گيرند و زيانكاران و تبهكاران در آن مايوس و نااميد مى‏گردند و اين شباهتى زياد به روز قيامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جايگاه نماز عيد شدن به ياد آوريد خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى پروردگار، و با ايستادن در جايگاه نماز به ياد آوريد ايستادن در برابر پروردگارتان را و با بازگشت ‏به سوى منازل خود، متذكر شويد بازگشتتان را به سوى منازلتان در بهشت‏ برين، اى بندگان خدا، كمترين چيزى كه به زنان و مردان روزه ‏دار داده مى‏شود اين است كه فرشته‏اى در آخرين روز ماه رمضان به آنان ندا مى‏دهد و مى‏گويد:

 (هان! بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشته‏ تان آمرزيده شد، پس به فكر آينده خويش باشيد كه چگونه بقيه ايام را بگذرانيد.)

 

عارف وارسته ملكى تبريزى درباره عيد فطر آورده است

عيد فطر روزى است كه خداوند آن را از ميان ديگر روزها بر گزيده است و ويژه هديه بخشيدن و جايزه دادن به بندگان خويش ساخته و آنان را اجازه داده است تا در اين روز نزد حضرت او گرد آيند و بر خوان كرم او بنشينند و ادب بندگى بجاى آرند، چشم اميد به درگاه او دوزند و از خطاهاى خويش پوزش خواهند، نيازهاى خويش به نزد او آرند و آرزوهاى خويش از او خواهند ونيز آنان را وعده و مژده داده است كه هر نيازى به او آرند، بر آورده و بيش از آنچه چشم دارند به آنان ببخشند و از مهربانى و بنده‏ نوازى، بخشايش و كارسازى در حق آنان روا دارد كه گمان نيز نمى‏برند.

http://www2.irna.ir/occasion/ramezan84/eid/index.htm

 

عید فطر؛ یعنى بازگشت‏ به فطرت و سرشت

بازگشت ازاین نظر كه آیا رابطه ما با فطرت پاك انسانى به طورصحیح برقراراست‏ یا نه؟ آیا آن اعماق روح و فطرت پاكى كه خداوند به ما داده و براثرحجاب‏هاى ‏جهل، انحراف و گناه، زنگار بر رویش نشسته، دركلاس ماه رمضان زنگارها زدوده‏ شده‏اند یا نه؟ كه اگر چنین است ‏باید ابتداى نجات وآغاز پیروزى برطاغوت نفس را در نماز عید فطراعلام بدارند و جشن بگیرند. به عنوان این كه: آن چه را در ماه‏ رمضان آموخته‏اند و در راه خودسازى و بهسازى به كار برده‏اند ابراز بدارند، با كلمات و حركات، بلكه درقلب و درون، با تمام وجود و احساس، و با شعارآمیخته با شعوروفریاد برون و درون كه: (الله اكبر، الله اكبر، لا اله الا الله و الله اكبر ولله الحمد والحمدلله على ما هدانا وله الشكرعلى ما اولانا)؛ خدا بزرگتراز آن است كه توصیف ‏گردد. آرى چنین است، معبودى جزخداى یكتا و بى‏همتا نیست، وخدا بزرگترازآن ‏است كه وصف شود، حمد و سپاس اختصاص به ذات پاك خدا دارد به خاطرآن كه ما را درراستاى پاكسازى و بهسازى هدایت كرده، و شكراو را كه جمعیت ما وامت ما را برترین جمعیت وامت قرار داده است.

ادامه نوشته

مولود مبارک ماه ضیافت

ماه من از پرده بیرون شو ببین ماه خدا را             ماه عفو و ماه رحمت ، ماه تسبیح و دعا را

ماه توبه ، ماه بخشایش، مه صدق و صفا را               ماه میلاد حسن، مرآت حسن کبریا را

نیمه ی ماه خدا ، ماه علی را جلوه گر بین

قرص خورشید محمد را در آغوش سحر بین

اشعار از مداح با اخلاص اهل بیت حاج آقای سازگار

خجسته میلاد سبط اکبر پیامبر نور و رحمت ، فرزند با کرامت امیر مومنان و حضرت زهرا ، حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام مبارک باد.

تا خدا هست و خدایی می کند                مجتبی مشگل گشایی می کند


با تشکر از آقای محمد حسن صدفی ، مطلب ارسالی ایشان را درباره امام حسن (علیه السلام) می خوانیم:

به نام خالق انديشه

امام حسن مجتبي (عليه السلام)- كريم اهل بيت

 

امام حسن عليه السلام از منظر رسول الله صلي الله عليه و آله

آنچه از زبان پيامبر صلي الله عليه و آله در مورد حضرت مجتبي عليه السلام بيان شده است چنين است:

«هر کس مي‏خواهد آقاي جوانان بهشت را ببيند به حسن عليه السلام نگاه کند».

«حسن گل خوشبويي است که من از دنيا برگرفته‏ام‏».

روزي پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله به منبر رفت و امام حسن عليه السلام را در کنارش نشانيد و نگاهي به مردم کرد و نظري به امام حسن عليه السلام انداخت و فرمود: «اين فرزند من است و خداوند اراده کرده که به برکت و جود او بين مسلمانان صلح را برقرار سازد».

يکي از ياران رسول الله صلي الله عليه و آله مي‏گويد: پيغمبر صلي الله عليه و آله را ديدم که امام حسن عليه السلام را بر دوش مي‏کشيد و مي‏فرمود: «خدايا من حسن را دوست دارم، تو هم دوستش بدار»........

ادامه نوشته

سخنان نورانی

تو ولی حقی و حق خوانده بر هستی امامت             ثبت شد پیروزی اسلام در صلح و قیامت

وحی منزل هست مانند کلام الله پیامت           می نباید برد جز با عزت و تمجید نامت

سخنانی حکیمانه از امام حسن مجتبی علیه السلام:

از امام أبي محمّد حسن بن على- صلوات و رحمت و بركات خداوند بر آن دو باد- نوه پرهيزگار رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم، گفتارى طولانى [در حكمت، اندرز، و زهد و امثال آن‏] روايت شده كه آن مجموعه پاسخ و پرسشى است در زمينه‏هاى گوناگون كه پدر بزرگوار آن حضرت عليهما السّلام يا فرد ديگرى از او بعمل آورده است.

از آن حضرت سؤال شد: زهد چيست؟ فرمود: دل دادن به پرهيزگارى و دست كشيدن از دنيا.

-: حلم چيست؟ فرمود: فرو خوردن خشم و خويشتن دارى.

-: سداد چيست؟ فرمود: راندن بدى با خوبى.

-: شرف چيست: فرمود:نيكوكارى با فاميل و پذيرفتن جريمه ايشان.

-: شجاعت و مردانگى چيست؟فرمود: دفاع از پناهنده، و پايدارى در ميادين نبرد و جمله حوادث، و دليرى بهنگام پيش آمد ناگوار.

-: سرافرازى چيست؟ فرمود: در غرامت ببخشى و از گناه درگذرى.

-: بزرگوارى چيست؟ فرمود: نگاهدارى دين و آئين، و خويشتن دارى، و نرمخوئى، و دقّت در عمل، و پرداخت حقوق، و مهرورزى با مردم.

-: كرم چيست؟ فرمود: بخشش پيش از درخواست، و غذا دادن و سير كردن مردم در زمان قحطى ......

ادامه نوشته