سالگرد شهادت حضرت استاد علامه مطهری تسلیت باد.

 

 

نياز به مطهري

شايد براي برخي اين سؤال پيش آيد که اين همه از ضرورت آشنايي با شخصيت و انديشه‏هاي استاد مطهري سخن گفتن براي چيست؟ در پاسخ بايد گفت که شهيد مطهري، از جمله نادر افرادي بود که در آسمان معرفت ديني، جامعيت دين و مفاهيم روشنگرانه آن را خوب نگريست. او رسالت‏مداري بود که نخست انديشه و عمل و فضايل اخلاقي خود را در گستره معنوي وسعت بخشيد و سپس مردم را به آن فرا خواند. امروز هم باوجود گذشت دو دهه از شهادت ايشان، هنوز احساس مي‏شود که نياز به وجود او، يک حقيقت غيرقابل انکار است. نياز به مطهري، نياز به يک انسان والاي الهي است که تفکر و انديشه خالص اسلامي را، به دور از هواي نام و نان و نشان و ديگر مصلحت‏انديشي ها و عافيت‏طلبي‏ها، با صراحت و قاطعيت ارائه دهد. اگر امروز به خود او دسترسي نيست، اما مي‏توان با جست وجو در آثارش، ضمن پيدا کردن پاسخ بسياري از پرسش‏ها، نسل جوان را به گونه‏اي پرورش داد که در آينده، مطهري‏هاي زمان از بين آن‏ها به وجود آيند تا ادامه دهندگان راه او باشند.

 

غيرت ديني

افزون بر جامعيت علمي، توان‏مندي شگفت‏انگيز در تحليل موضوعات و وقايع، پشتکار و سخت‏کوشي، تيزبيني در دشمن‏شناسي، تقوا و پرهيزکاري و...، ويژگي بسيار مهم استاد مطهري، برخورداري از غيرت ديني است. پس از آن‏که او با پشتکار و تلاشِ بي‏وقفه، با آموزه‏هاي حيات‏بخش معارف الهي آشنايي کامل يافت، و هرجاکه احساس کرد به اسلام جفا مي‏شود، مردانه وارد ميدان شد و با رعايت کامل موازين تحقيق و تحليل علمي، منصفانه از احکام و اصول اسلامي دفاع کرد. او تا جان در بدن داشت، در دفاع از دين کوتاه نيامد و در جواب تهديد کنندگان مي‏فرمود: «اگر قرار باشد که انسان از دنيا برود، چه بهتر که در راه اصلاح عقايد و دفاع از اسلام باشد»

 

گمشده ديرين

استاد مطهري، براي يافتن پاسخي مناسب به پرسش‏هاي فراوان فکري، اعتقادي و عرفاني خويش، همواره در تکاپو و جستجو بود، تا اين که با ورودش به قم، مقدمات آشنايي او با حضرت امام خميني رحمه‏الله فراهم شد. وي گمشده خود را در سيماي حضرت امام يافت و عطش روحي خود را در کلاس درس اخلاق حضرت امام رحمه‏الله فرو نشاند. استاد در اين باره مي‏فرمايد: «پس از مهاجرت به قم، گمشده خود را در شخصيتي ديگر يافتم. فکر کردم که روح تشنه‏ام از اين شخصيت سيراب خواهد شد. اگر چه در آغاز مهاجرت به قم، هنوز از مقدمات فارغ نشده بودم و شايستگي ورود به معقولات را نداشتم، امّا درس اخلاقي که به وسيله شخصيت محبوبم در هر پنج‏شنبه و جمعه گفته مي‏شد و در حقيقت درس معارف و سير سلوک بود نه اخلاق به مفهوم خشک علمي، مرا سرمست مي‏کرد. بدون هيچ اغراق و مبالغه‏اي اين درس مرا آن چنان به وجد مي‏آورد که تا دوشنبه و سه‏شنبه هفته بعد، خودم را شديدا تحت تأثير آن مي‏يافتم بخش مهمّي از شخصيت من در آن درس و سپس درس‏هاي ديگري که در طي دوازده سال از استاد الهي فرا گرفتم، انعقاد يافت و همواره خود را مديون او داشته و مي‏دانم. راستي که او روح قدس الهي بود...».

 

در محضر علامّه طباطبائي

آن گاه که علامه طباطبايي رحمه‏الله در سال 1325 شمسي از تبريز به قم آمدند و در آن جا ساکن شدند و کم‏کم مقام و منزلت علمي ايشان، به ويژه در فلسفه و تفسير بر همگان روشن شد، استاد مطهري هم با اشتياق فراوان، در درس او حاضر شد. شهيد مطهري رحمه‏الله چگونگي شرکت در درس علامه راچنين شرح داده‏اند: «در سال 1329 هجري شمسي، در محضر درس حضرت استاد علامه کبير، آقاي طباطبايي (روحي فداه) که چند سالي بود به قم آمده بودند و چندان شناخته شده نبودند، شرکت کردم و فلسفه بوعلي سينا را از معظم له آموختم و در يک حوزه درس خصوصي که ايشان براي فلسفه مادّي تشکيل داده بودند نيز حضور يافتم. کتاب «اصول فلسفه و روش رئاليسم» که در بيست سال اخير، نقش تعيين کننده‏اي در ارايه بي‏پايگي فلسفه مادي براي ايرانيان داشته است، در آن مجمع پربرکت پايه‏گذاري شد».

در مکتب پير خمين

استاد مطهري، بيش از دوازده سال در خدمت حضرت امام رحمه‏الله به کسب فيض مشغول بوده‏اند. در آغاز ورودشان به قم، از درس اخلاق امام، که در حقيقت درس تهذيب نفس بود، بهره‏مند شدند و آن گاه که در سال 1323 شمسي، فراگيري رسمي دانش‏هاي عقلي و فلسفي را آغاز کردند، در درس‏هاي شرح منظومه و اسفار امام رحمه‏الله شرکت کردند. درباره حضور خود در درس حکمت الهي حضرت امام رحمه‏الله نوشته‏اند: «آن ايام تازه با حکمت الهي اسلامي آشنا شده بودم و آن را نزد استادي که... الهيات اسلامي را واقعا چشيده و عميق‏ترين انديشه‏هاي آن را دريافته بود و با شيرين‏ترين بيان، آن‏ها را بازگو مي‏کرد، مي‏آموختم. لذّت آن روزها و مخصوصا بيانات عميق و لطيف و شيرين استاد، از خاطره‏هاي فراموش ناشدني عمر من است».

 

سعه صدر استاد مطهري

شهيد مطهري به منظور انجام وظيفه و ترويج دين و معارف اسلامي، بسياري از سختي و ناگواري‏ها را تحمّل مي‏کرد، گرچه به ظاهر حضور در بعضي مراکز و مجالس، زيبنده ايشان نبود. شاگرد ايشان، دکتر سيدمحمدباقر حجتي در اين‏باره خاطره را بدين صورت بيان مي‏کند: «در خصوص سعه صدر ايشان، بنده خودم يادم هست که در سال 53 و 54 و يا هم شايد50، ازمن دعوت کرده بودند براي تدريس در دانشکده حقوق دانشگاه ملّي. بنده به دليل محيطي که در آن‏جا حاکم بود، نمي‏خواستم تدريس در آن‏جا را بپذيرم و مدتي فکر مي‏کردم که آيا از نظر شرعي صلاح است براي تدريس به آن‏جا بروم يا نه. با ايشان مشورت کردم، ايشان فرمودند: براي چه به آن‏جا نمي‏روي تدريس کني؟ بنده عرض کردم: به دليل اين که من خودم را در خور آن محيط نمي‏دانم و آن محيط را نيز مناسب خودم نمي‏بينم. ايشان گفت: من که استاد شما هستم، در آن جلساتي که در آن‏جا و يا دانشکده‏هاي ديگر تشکيل مي‏شود شرکت مي‏کنم، براي اين که ما با اين جوانان فاصله برقرار نکنيم و اين فاصله‏اي که ما با جوانان برقرار کرده‏ايم، دين را به اين روز نشانده است که حتي در حاشيه زندگي هم نيست و من که استاد تو هستم و شما من را مي‏شناسيد، براي خاطر دين، در حد خودم در تمام دعوت‏هايي که مي‏کنند، شرکت مي‏کنم و وظيفه ديني خودم را انجام مي‏دهم. تو موظّفي که براي تدريس به آن‏جا بروي».

نه آمريکا نه شوروي

آن زمان که دو ابرقدرت دنيا، شوروي و آمريکا بودند، افراد و گروه‏ها، نظرات متفاوتي درباره اين دو جهان‏خوار داشتند و براساس ديدگاه خاصّي که مي‏پذيرفتند، در خصوص آن‏ها واکنش نشان مي‏دادند. استاد مطهري، هر دوي اين‏ها را دشمن اسلام و مسلمانان مي‏دانستند. مقام معظم رهبري در اين باره خاطره‏اي را بدين صورت نقل مي‏کند: «مرحوم مطهري، از بيست سال قبل در دوران اختناق، خطر مارکسيسم [را] در ايران لمس مي‏کرد. در جلسه‏اي که مرحوم مطهري [و] مرحوم شريعتي بودند،... مرحوم شريعتي آن روز در يک تحليلي، اين جمله را گفت که ما يک دشمن داريم و يک رقيب، و بعد توضيح داد دشمن ما آمرکيا و غرب است و رقيب ما مارکسيست‏ها هستند.... [چون نوبت به استاد مطهري رسيد، [گفت: اشتباه در همين‏جاست.... ما دو دشمن داريم، ولي رقيب نداريم.... اگر CIAآمريکا در ايران تسلط و نفوذ دارد، ساواکِ شاه را درست مي‏کنه که با مردم اين کارها را بکنند. تو نگاه کن ببين آن‏جا که KGB شوروي نفوذ دارد، چکار مي‏کند؟!... اين را مطهري مي‏فهميد و به همين دليل بود که دستگاه‏هاي وابسته به سياست روس و جهان تفکر مارکسيستي، در ايران مطهري را هدف قرار داد و بنا کرد [برضدش] شايعه پراکني [کردن]».

 

منبع : حکمت مطهَّر /ويژه سالروز شهادت استاد مرتضي مطهري (گلبرگ :: ارديبهشت 1383، شماره 50)

1287