شرح مکارم اخلاق در روایات معصومین (علیهم السّلام):

 

امام صادق (عليه السّلام) فرمود: بر شما باد به مكارم اخلاق! كه خداوند آن را دوست دارد، و بپرهيزيد از كردار ناپسند كه خداوند آن را دشمن مى‏دارد، و بر شما باد به خواندن قرآن، تا اينكه فرمود: و بر شما باد به حسن خلق كه انسان را به درجه روزه دار شب زنده دار مى‏رساند، و بر شما باد به حسن همسايگى كه خداوند بر آن دستور داده است، و بر شما باد به انجام فريضه‏ها و واجبات، و بر شما باد به حرامهاى الهى كه از آنها اجتناب كنيد (جهاد النفس وسائل الشيعة؛ ترجمه صحت، ص 53).

حسين بن عطيه گويد: امام صادق عليه السّلام فرمود: مكارم ده عدد مى‏باشند، و اگر توانائى هر ده عدد را بدست بياورى بسيار خوب خواهد بود، گاهى آن مكارم در پدر هست و در فرزندان نيست و گاهى در فرزندان مى‏باشد ولى در پدرها نمى‏باشد و در بر دكان هست ولى در آزادها نيست. گفته شد آن مكارم چه هستند، فرمود: صداقت در هنگام جنگ، راستگوئى، اداء امانت، صله رحم، پذيرائى از مهمان، اطعام سائل، پاداش به نيكوكاران، ذمه دارى در مورد همسايگان و دوستان، و در رأس همه آنها حياء مى‏باشد. عبد اللَّه بن مسكان گويد: امام صادق عليه السّلام فرمود: خداوند متعال پيامبران خود را به مكارم اخلاق اختصاص داد، اينك خود را بيازمائيد اگر در شما از مكارم اخلاق چيزى بود خداوند را سپاس گوئيد و بدانيد كه اين از خيرات مى‏باشد و اگر نداريد از خداوند بخواهيد به شما عطا كند. امام عليه السّلام فرمود آنها ده عدد مى‏باشند: يقين، قناعت، صبر، سپاسگزارى، حلم، حسن خلق، سخاوت، غيرت، شجاعت، مروت، و بعضى از محدّثان بعد از اين خصلت‏هاى ده‏گانه چند عدد ديگر هم بر آن افزوده‏اند و آنها عبارتند از: صدق و اداء امانت. عبد اللَّه بن بكير گويد: امام صادق عليه السّلام فرمود: ما دوست مى‏داريم كسانى را كه عالم، عاقل، فقيه، حليم، اهل مدارا، صبور، راستگو و با وفا باشند، خداوند متعال پيامبران را به مكارم اخلاق اختصاص داده و هر كس داراى آن صفات باشد بايد خدا را سپاس گويد، هر كس آن صفات را فاقد باشد بايد از خداوند بخواهد آن صفات را به او عطا كند، گويد عرض كردم قربانت كردم آن صفات را بيان فرمائيد، فرمودند: ورع، قناعت، صبر، شكر، حلم، حياء، سخاوت، شجاعت، غيرت، نيكى، راستگوئى و اداء امانت‏ (ايمان و كفر؛ ترجمه الإيمان و الكفر بحار الانوار، ج‏1، ص 66-65)».

يونس در يك روايت به سند خود از امام صادق (عليه السّلام) روايت مى‏كند كه فرمود: رسول خدا (صلى اللَّه عليه و اله و سلّم) در ضمن نصیحتهای خود به امیرالمومنین علی (علیه السّلام) فرمودند: «... اى على سه خصلت از مكارم اخلاق بشمار مى‏روند، هر كس تو را محروم كرد به او بخشش كنى و هر كس با تو قطع رابطه كرد با او رفت و آمد نمائى، و هر كس به تو ظلم كرد از وى درگذرى(ايمان و كفر-ترجمه الإيمان و الكفر بحار الانوار، ج‏1، ص: 503-502)»‏

مردى خدمت امام صادق (عليه السّلام) آمد و گفت: يا ابن رسول اللَّه مرا از مكارم اخلاق آگاه كنيد، فرمود: «از كسى كه به تو ظلم كرد درگذر، و هر كس با تو قطع ارتباط كرد تو با او رفت و آمد كن، و هر كس تو را نا اميد كرد تو به او چيزى بده و حق را بگو و لو به زيانت باشد (ايمان و كفر؛ ترجمه الإيمان و الكفر بحار الانوار، ج‏1، ص 501)».

جراح مدائنى گويد: امام صادق عليه السّلام فرمود: «آيا شما را به مكارم اخلاق آگاه نكنم، آنها عبارتند از عفو و در گذشت از مردم، در مال خود با برادران مواساة كردن و زياد در ياد خداوند بودن(ايمان و كفر-ترجمه الإيمان و الكفر بحار الانوار، ج‏1، ص: 504)».

امام صادق (عليه السّلام) فرمود: براى خداوند چهره‏هائى است كه آنها را از خلق خود آفريده است، و آنها را براى قضاى نيازهاى برادرانشان قرار داده است، آنان ستايش الهى را براى خود شكوه و مجد مى‏دانند، و خداوند سبحان مكارم اخلاق را دوست مى‏دارد، و خداوند پيامبر خود را چنين مخاطب قرار داده است: «همانا تو بر خوى و اخلاق عظيم هستى (سوره قلم/ 4)» فرمود: منظور سخاوت و حسن خلق است (هاد النفس وسائل الشيعة-ترجمه صحت، ص 54)».

با یک تحلیل گذرا از احادیث و روایات فوق می توان موارد ذیل را به عنوان مکارم اخلاق ذکر نمود: مکارم اخلاق عبارتند از:

-       در رأس همه آنها حياء،

-       صداقت،

-       اداء امانت،

-       صله رحم،

-       پذيرائى از مهمان،

-       اطعام سائل،

-       پاداش به نيكوكاران،

-       ذمه دارى در مورد همسايگان و دوستان،

-       يقين،

-       قناعت،

-       صبر،

-       شکر و سپاسگزارى،

-       حلم،

-       حسن خلق،

-       سخاوت،

-       غيرت،

-       شجاعت،

-       مروت،

-       ورع،

-       نيكى کردن به دیگران،

-       هر كس تو را محروم كرد به او بخشش كنى،

-       هر كس با تو قطع رابطه كرد با او رفت و آمد نمائى،

-       و هر كس به تو ظلم كرد از وى درگذرى،

-       هر كس تو را نا اميد كرد تو به او چيزى بده ،

-       گفتن حق ولو به زيانت باشد،

-       در مال خود با برادران مواساة كردن،

-       زياد در ياد خداوند بودن

 

نمونه هایی از سیره عملی و اخلاقی حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم):

در این قسمت نمونه هائی از سریه عملی و اخلاقی حضرت رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) از کتاب فضائل پنج تن (عليهم السّلام) در صحاح ششگانه اهل سنت، نوشته سيد مرتضى فيروز آبادى‏، ترجمه محمد باقر ساعدى‏، ذکر می کنیم:

1. فخر رازى‏ در تفسير خود، در ذيل تفسير آيه شريفه وَ إِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظِيمٍ در سوره قلم، گفته است: «هشام بن عروة» از پدرش و پدرش هم از «عايشه» نقل كرده است كه هيچ فردى، خوش اخلاق‏تر از رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) نبود؛ چنانكه در پاسخ هر يك از صحابه و بستگان خويش، «لبّيك» مى‏گفت و پاسخ آنها را مى‏داد. در اين رابطه است كه خداوند متعال، درباره آن حضرت، فرموده است: وَ إِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظِيمٍ (سوره قلم، آيه 4)  (فضائل پنج تن (عليهم السّلام) در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏1، ص 209).

2. فخر رازى‏ در تفسير خود، در ذيل آيه إِنَّ إِلى‏ رَبِّكَ الرُّجْعى‏، در سوره «علق» آيه 8، روايت مى‏كند كه يكى از فصحاى يهود، در روزگار خلافت «عمر»، نزد او آمد و گفت: اخلاق پيغمبرتان را براى من شرح بده. «عمر» گفت: شرح اخلاق او را از «بلال» در خواست كن؛ به دليل آنكه، او از من، به اخلاق پيغمبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم)، آشناتر است. يهودى نزد «بلال» آمد. «بلال» او را بسوى حضرت‏ فاطمه زهرا (عليها السّلام) هدايت كرد. يهودى بحضور حضرت زهرا (عليها السّلام) شرفياب شد. حضرت زهرا (عليها السّلام) او را بحضور حضرت على (عليه السّلام)  آورد. يهودى بحضور حضرت على (عليه السّلام)  شرفياب شد، سؤال خود را مطرح كرد. حضرت على (عليه السّلام)  در پاسخ او، فرمود: «متاع دنيا» را براى من توصيف كن، تا من نيز، اخلاق آن حضرت را براى تو تعريف كنم. يهودى گفت: چنين پيشنهادى كه فرموديد، از عهده من ساخته نيست. حضرت على (عليه السّلام)  فرمود: اكنون كه تو از توصيف «متاع دنيا» عاجزى، با آنكه خداى تعالى «متاع دنيا» را اندك توصيف كرده است، آنجا كه مى‏فرمايد: قُلْ مَتاعُ الدُّنْيا قَلِيلٌ چگونه مى‏توانم اوصاف آن حضرت را براى تو ترسيم كنم! با آنكه خداى تعالى اخلاق آن حضرت را، بزرگ شمرده است، آنجا كه مى‏فرمايد: وَ إِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظِيمٍ‏ (فضائل پنج تن (عليهم السّلام) در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏1، ص 210-209)

3. صحيح بخارى‏ در كتاب «وكالت» در باب وكالت در ضمن پرداخت وامها، به سند خود، از «ابو هريره» روايت كرده است كه مردى حضور رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم)، شرفياب شد و با كمال خشونت، از آن حضرت درخواست كرد تا قرض او را ادا كند، اصحاب كه از طرز برخورد او با رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) ناراحت شده بودند، خواستند او را بيازارند، رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) فرمود: او را به حال خود بگذاريد كه صاحب حق هم، مقالى دارد. اينك، نظير حاجتى را كه در نظر دارد، در اختيارش بگذاريد. در پاسخ گفتند: بهتر از حاجت او را حاضر داريم. فرمود: همان چيز را حاضر داريد، به او بپردازيد، كه بهترين شما كسى است كه، بهتر بتواند حاجت نيازمند را برآورده سازد (فضائل پنج تن (عليهم السّلام) در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏1، ص 210)

4. صحيح بخارى در كتاب «ادب» در باب لبخند و خنده، به سند خود، از «انس بن مالك» روايت كرده است كه گفت: همراه رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) در يكى از مسيرها حركت مى‏كردم، در آن موقع، رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) برد نجرانى كه كناره آن، درشت و زبر بود، پوشيده بود. مرد باديه‏نشينى از كنار آن حضرت عبور كرد و عباى حضرت را به شدت كشيد. وقتى متوجه به گردن شريفش شدم، اثر درشتى كنار برد، در گردن آن حضرت ظاهر گرديده بود. باديه‏نشين خطاب به آن حضرت، عرض كرد: به اصحابت دستور بده تا پولى كه از مال خدا، در دست توست، به من بدهند. رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) به وى توجه نموده و خنديد، آنگاه دستور داد به او پولى بدهند (فضائل پنج تن (عليهم السّلام) در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏1، ص 211).

5. صحیح بخاری در كتاب «آغاز آفرينش» در باب صفت رسول اكرم (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم)، به سند خود، از «ابو هريره» نقل كرده است كه هيچگاه اتفاق نيفتاد، رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) از طعامى عيبجوئى نمايد؛ در اين رابطه، هر گاه حضرت به خوردن طعامى اشتها داشت، آنرا تناول مى‏كرد و اگر اشتها نداشت، از خوردن آن امتناع مى‏ورزيد (فضائل پنج تن (عليهم السّلام) در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏1، ص 211).

6. صحیح بخاری در كتاب «وصايا» در باب استخدام يتيم در سفر و حضر، به سند خود، از «انس» روايت كرده است، هنگامى كه رسول اكرم (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) وارد مدينه شد، خدمتكارى نداشت. «ابو طلحه» دست مرا گرفت و بحضور رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) برد و خاطرنشان ساخت، «انس» غلام باهوشى است و شايسته خدمتكارى شماست، از آن به بعد، در سفر و حضر، خدمتكار آن حضرت بودم. در اين مدت هيچگاه اتفاق نيفتاد، كارى را انجام بدهم و حضرت بفرمايد، چرا آن كار را انجام دادى و يا اگر كارى را انجام نداده باشم، حضرت بفرمايد، چرا آن كار را انجام ندادى (فضائل پنج تن (عليهم السّلام) در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏1، ص 211).

7. صحیح بخاری در كتاب «ادب» در باب خوش اخلاقى و سخاوتمندى، به سند خود، از «انس» روايت كرده است كه مدت ده سال، خدمتكار رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) بودم. در اين مدت، به من «اف» هم نگفت! و هرگز به من نگفت: چرا چنين كردى و چنان نكردى (فضائل پنج تن (عليهم السّلام) در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏1، ص 212-211).

8. صحیح بخاری در كتاب «آغاز آفرينش»، در باب صفت پيغمبر اكرم (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم)، به سند خود، از «عبد الله بن عمر» روايت كرده است، از ويژگى‏هاى پيغمبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) اين بود كه هيچگاه ناسزا نمى‏گفت و رفتار ناسزاگونه و دور از ادب نداشت و مى‏فرمود: برترين شما كسى است كه خوش اخلاق باشد (فضائل پنج تن (عليهم السّلام) در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏1، ص 212).

9. صحیح بخاری در كتاب «اجازه خواستن» در باب سلام كردن به كودكان، به سند خود، از «انس بن مالك» روايت كرده است كه هر گاه رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) در مسير خود، به كودكان مى‏رسيد، به آنها سلام مى‏كرد. و اين عمل را همواره انجام مى‏داد (فضائل پنج تن (عليهم السّلام) در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏1، ص 212).

10.    صحیح بخاری در كتاب «ادب» در باب كنيه براى كودك، به سند خود، از «انس» روايت كرده است كه رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) از همه مردم، خوش اخلاقتر بود. من برادرى داشتم به نام «ابو عمير» گمان مى‏كنم از شير باز گرفته شده بود، هر گاه حضور پيغمبر اكرم (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) مى‏رسيد، رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) مى‏فرمود: «يا ابا عمير ما فعل النغير»؛ اى ابا عمير! بچه گنجشك چه شد تا با آن بازى كنى؟ (فضائل پنج تن (عليهم السّلام) در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏1، ص 212).

11.    ادب المفرد به سند خود، از «انس بن مالك» روايت كرده كه پيغمبر اكرم (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم)، نسبت به همه مردم مهربان بود و هر كسى به ملاقات آن حضرت شرفياب مى‏شد و حضرت وعده‏اى به او مى‏داد، اگر حاضر داشت، بلافاصله به وعده‏اش وفا مى‏كرد. در يكى از اوقات، كه صفهاى نماز منظم شده بود، باديه نشينى وارد شد و جامه آن حضرت (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) را بدست گرفت و گفت: اندكى از حاجتم نگفته مانده است، مى‏ترسم فراموش كنم. رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) بلافاصله از جاى خود برخاست و همراه او رفت و حاجتش را برآورد و بازگشت و به اقامه نماز پرداخت (فضائل پنج تن (عليهم السّلام) در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏1، ص 213-212).

12.    صحيح مسلم‏ در كتاب «فضائل» در باب خوش اخلاقى و اينكه پيغمبر اكرم (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) از همه مردم خوش اخلاق‏تر بود، به سند خود، از «انس» روايت كرده است كه رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) از همه مردم، خوشخوتر بود؛ در يكى از اوقات، رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) مرا براى انجام كارى گسيل داشت، به زبان گفتم، به خدا سوگند اين كار را انجام نمى‏دهم و در دل گفتم، به فرمان آن حضرت رفتار خواهم كرد؛ بدين منظور از حضور مبارك رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) خارج شدم، در بازار به كودكانى رسيدم كه سرگرم بازى بودند، اندكى ايستاده و به بازى آنها نگاه كردم كه در اين هنگام احساس كردم دستى از پشت سر به گردنم برخورد كرد، بى‏درنگ به پشت سر برگشتم، رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) را مشاهده كردم كه مى‏خندد و به من فرمود: اى انس! از وضع تو پيداست كه دنبال انجام دادن فرمان من مى‏روى! عرض كردم: بديهى‏ است هم اكنون به دنبال اجراى فرمان شما هستم. «انس» گويد: به خدا سوگند! مدت نه سال، خدمتكارى آن حضرت را به عهده گرفتم، در ظرف اين مدت، يك مورد هم به خاطر ندارم كه كارى را انجام داده باشم كه پيغمبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) بفرمايد، چرا اين كار را انجام دادى و يا دستورى انجام نداده باشم، بفرمايد، چرا به فرمان من رفتار نكردى (فضائل پنج تن (عليهم السّلام) در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏1، ص 214-213).

13.    صحیح مسلم در كتاب «فضائل» در باب چشم‏ پوشى كردن رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) از گناهان ديگران، به سند خود، از «عايشه» روايت كرده است كه هيچگاه پيغمبر اكرم (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) همسر خود يا خادم خويش را با دست تنبيه نمى‏كرد، مگر در جهاد در راه خدا كه از هيچگونه تنبيه و ضرب دستى دريغ نمى‏داشت و در اين رابطه، از صحابه خويش انتقام نمى‏گرفت، مگر اينكه مرتكب يكى از محارم الهى مى‏شدند كه در اين صورت، از وى انتقام مى‏گرفت و مجازات مى‏كرد (فضائل پنج تن (عليهم السّلام) در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏1، ص 214).

14.    صحیح مسلم در كتاب «فضائل» در باب ترحّم كردن به كودكان و همسران، از «انس بن مالك» روايت كرده است كه كسى را به اندازه رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم)، مهربان‏تر به زن و فرزندش، نديدم (فضائل پنج تن (عليهم السّلام) در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏1، ص 214).

15.    صحيح ترمذى 2/ 80 به سند خود، از «انس بن مالك» روايت كرده است كه هر گاه كسى به ملاقات رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) شرفياب مى‏شد و با آن حضرت، مصافحه مى‏كرد، دست مباركش را از دست او نمى‏كشيد، مگر اينكه خود او، دست از دست حضرتش مى‏كشيد، و چهره از چهره كسى كه برابر او بود برنمى‏داشت، مگر آنكه خود او چهره برمى‏گرداند و در برابر كسى كه برابر او قرار گرفته، زانوهايش را بالا نمى‏گرفت. فضائل پنج تن (عليهم السّلام) در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏1، ص 214

16.    صحيح ترمذى 2/ 255 به سند خود، از «ابن عمر» روايت كرده است كه معمولا رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) هر گاه مى‏خواست از كسى وداع كند، دست او را بدست مباركش مى‏گرفت و دست خود را از دست او جدا نمى‏كرد، مگر اينكه آن‏ شخص دست خود را از دست آن حضرت، جدا نمايد و ضمنا براى او دعا مى‏كرد و مى‏گفت: دين و امانت و سرانجام عمل تو را در وديعه خداى تعالى قرار مى‏دهم. فضائل پنج تن (عليهم السّلام) در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏1، ص 215-214

17.    صحیح ترمذی به سند خود، از «ابو عبد الله جدلى» روايت كرده است، در ملاقاتى كه با «عايشه» داشتم، چگونگى خلق و خوى پيغمبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) را از او پرسيدم. در پاسخ گفت: او سخن پليد نمى‏گفت و مرتكب فعل قبيح و ناپسند نمى‏شد، در بازارها فرياد نمى ‏زد و كار ناپسند را به ناپسندى پاسخ نمى‏داد، بلكه از عملكرد شخص ناپسند، چشم پوشى مى‏فرمود (فضائل پنج تن (عليهم السّلام) در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏1، ص 215).

18.    صحيح بخارى‏ در كتاب «آغاز آفرينش» در باب صفت پيغمبر اكرم (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم)، از «ابو سعيد خدرى» روايت كرده است كه حياء و آزرم رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم)، بيشتر از زنان با عفت پرده‏نشين بود! مؤلف گويد: اين حديث را «شعبه» نيز نقل كرده است و در آن حديث آمده: هر گاه از چيزى احساس كراهت مى‏فرمود، اثر آن در چهره‏اش نمايان مى‏شد (فضائل پنج تن (عليهم السّلام) در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏1، ص 217).

19.    مجمع هيثمى از «انس» روايت كرده است، شرم و آزرم رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم)، از زنان با عفت پرده‏نشين، زيادتر بود و هر گاه از چيزى ناراحت مى‏شد، آثار ناراحتى در چهره‏اش هويدا مى‏گرديد. پيغمبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) فرموده است: «حياء همه‏اش، خير است» (آزرم داشتن نسبت به همه چيز، دليل بر خوبى و پاكدامنى انسان است). اين حديث را «بزّاز» نقل كرده است (فضائل پنج تن (عليهم السّلام) در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏1، ص 217).

20.    مجمع هیثنی از حضرت على (عليه السّلام) روايت كرده است، معمول‏ پيغمبر اكرم (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) بود كه هر گاه موضوعى از آن حضرت سؤال مى‏شد و تصميم داشت آن كار را انجام بدهد، مى‏فرمود: «آرى» و اگر تصميم داشت آن كار را انجام ندهد، ساكت مى‏ماند و هيچگاه كلمه «نه»، از دهانش، بيرون نمى‏آمد. اين حديث را «طبرانى» در «اوسط»، در ضمن حديثى طولانى، در كتاب «أدعيه» روايت كرده است‏ (فضائل پنج تن (عليهم السّلام) در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏1، ص 218-217)