کریم، تکریم و کرامت و معنای قرآنی آنها و نگاهی به معنای کریمه اهل بیت (علیها السلام)
صاحب النهايه في غريب الحديث و الأثر نيز دربيان معناي کرامت،کريم را در بردارنده ي همه انواع خير و نيکي و شرف و فضيلت ها معنا نموده و مي گويد کريم کسي است که خويشتن خويش را از آلودگي به هرآنچه که مخالفت و عصيان در برابر پروردگار است،منزه و دور مي دارد. (ابن اثير، 1422، ج 2، ص 535)
طريحي نيز دربيان معناي کريم آورده است: کريم صفتي است که برچيزي که رضايت عقلا را جلب نموده و حمد و ثنا را برانگيزد اطلاق مي شود. (طريحي، 1395، ج 6، ص 152)
درقاموس قرآن نيز کرامت در لغت به معناي بزرگواري و شرافت،بخشندگي و سخاوت ارزشمند بودن و عزيز بودن و ماند آن مي باشد. (قرشي، 1376، ج 6، ص 103)
مي توان از مجموع معاني ذکرشده به دست آورد که اکثر لغت شناسان،کرامت را به معناي شرافت، بزرگواري و در مقابل دنائت و پستي آورده اند، که معناي حقيقي آن بزرگ منشي و بزرگواري و شرافت بوده و معاني ديگر از مصاديق اين معناي اصلي مي باشند.
آيت الله جوادي آملي نيز دربيان معناي کرامت انسان مي نويسد: کرامت همان نزاهت از پستي و فرومايگي است. کريم غير از کبير و عظيم است. کريم معنايي دارد که شايد در فارسي معادل بسيط نداشته باشد لذا اگر ما خواسته باشيم کلمه کريم را به فارسي ترجمه کنيم بايد چند کلمه را کنار هم بگذاريم تا معناي کريم روشن شود: روح بزرگوار و منزه از هر پستي را کريم مي گويند...» (جوادي آملي، 1366، ص 21) (بخش معنای لغوی کرامت از بهروز یدالله پور، کرامت انسان در قرآن و انگاره هاي انديشمندان مسلمان معاصر گرفته شده است.)
1- رب کریم و کرامت بالاصاله:
حضرت حق تعالی را قرآن مجید، کریم معرفی کرده است، در جائی که می فرماید «يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ (آیه 82، سوره 25)» یا در جای دیگر می فرماید: «اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ (آیه 15، سوره 89)»، از این آیات و قرار دادن آن در کنار آیات دیگر مثل «وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلًا (آیه 70، سوره 17)» و «بِمَا غَفَرَ لِي رَبِّي وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ (آیه 27، سوره 36)» متوجه می شویم که کرامت بالاصاله از آن حضرت حق است و سایر کرامتها بالعرض بوده و از جانب حق باریتعالی داده شده است. یا اینکه طبق بیان قرآن مجید، خداوند رزاق است: «إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ (آیه 58، سوره 51) و بندگان خدا در بهشت از رزق و روزیهای کریمانه برخوردار می شوند: «لِيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ (آیه 4، سوره 34)» نیز بیانگر این است که هر کرامتی از سوی خداوند است.
2- قرآن کریم:
حضرت حق تعالی قرآن را کریم توصیف می کند: « إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ (آیه 77، سوره 56)». مرحوم علامه طباطبائی (رحمه الله علیه) در تفسیر شریف المیزان در خصوص این آیه می فرماید که از توصيف خداى تعالى قرآن را به لفظ كريم و بدون هيچ قيد - البته با در نظر داشتن اين كه مقام آيه مقام مدح است - چنين بر مى آيد قرآن به طور مطلق كريم و محترم است ، و هم نزد خدا كريم و عزيز است ، و هم بدين جهت كريم است كه صفاتى پسنديده دارد، و هم بدين جهت سودرسان براى خلق است ، سودى كه هيچ چيز جاى آن را نمى گيرد، چون مشتمل بر اصول معارفى است كه سعادت دنيا و آخرت بشر را تضمين مى كند. (ترجمه تفسير الميزان جلد 19 صفحه 237)
3- انسان کریم:
به بیان قرآن کریم، حضرت حق تعالی فرزندان انسان را کرامت داده است و بر بسیاری از موجودات برتری بخشیده است: «وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلًا (آیه 70، سوره 17)»
تفسیر شریف نمونه در خصوص این آیه می فرماید: بنى آدم معمولا در قرآن عنوانى است براى انسانها توام با مدح و ستايش و احترام ، در حالى كه كلمه انسان با صفاتى همانند «ظلوم»، «جهول»، «هلوع»، «كم ظرفيت»، «ضعيف»، «طغيانگر»، «ناسپاس» و مانند آن توصيف شده است و اين نشان مى دهد كه بنى آدم به انسان تربيت يافته اشاره مى كند و يا حداقل نظر به استعدادهاى مثبت انسان دارد. (توجه به افتخارات آدم و فضيلت او بر فرشتگان كه در كلمه بنى آدم نهفته شده نيز مويد اين معنا است ) در حالى كه كلمه انسان به معنى مطلق و گاهى احيانا اشاره به جنبه هاى منفى او است . لذا در آيات مورد بحث كه سخن از كرامت و بزرگوارى و فضيلت انسان است تعبير به بنى آدم شده. (تفسير نمونه جلد 12 صفحه 204)
اما تفسیر المیزان بحث مفصلی را گشوده است که خلاصه آن بدین شرح است:
مقصود از تكريم اختصاص دادن به عنايت وشرافت دادن به خصوصيتى است كه در ديگران نباشد، و با همين خصوصيت است كه معناى تكريم با تفضيل فرق پيدا مى كند، چون تكريم معنائى است نفسى و در تكريم كارى به غير نيست، بلكه تنها شخص مورد تكريم مورد نظر است كه داراى شرافتى وكرامتى بشود، به خلاف تفضيل كه منظور از آن اين است كه شخص مورد تفضيل از ديگران برترى يابد، در حالى كه او با ديگران در اصل آن عطيه شركت دارد.
امتياز وخصيصه انسان بين همه موجودات ونظر مفسرين در اين باره
حال كه معناى تكريم وفرق آن با تفضيل روشن شد اينك مى گوئيم: انسان در ميان ساير موجودات عالم خصوصيتى دارد كه در ديگران نيست، وآن داشتن نعمت عقل است، و معناى تفضيل انسان بر ساير موجودات اين است كه در غير عقل از ساير خصوصيات و صفات هم انسان بر ديگران برترى داشته و هر كمالى كه در ساير موجودات هست حد اعلاى آن در انسان وجود دارد.
واين معنا در مقايسه انسان و تفنن هائى كه در خوراك و لباس و مسكن و ازدواج خود دارد با ساير موجودات كاملا روشن مى شود، و همچنين فنونى را كه مى بينيم انسان در نظم و تدبير اجتماع خود به كار مى برد در هيچ موجود ديگرى نمى بينيم، انسان براى رسيدن به اين هدفهايش ساير موجودات را استخدام مى كند ولى ساير حيوانات و نباتات و غير آن دو چنين نيستند. بلكه مى بينيم كه داراى آثار و تصرفاتى ساده و بسيط و مخصوص به خود هستند. از آن روزى كه خلق شده اند تاكنون از موقف و موضع خود قدمى فراتر نگذاشته اند و تحول محسوسى به خود نگرفته اند و حال آنكه انسان در تمامى ابعاد زندگى خود، قدمهاى بزرگى به سوى كمال برداشته و همچنان بر مى دارد.
وخلاصه اينكه بنى آدم در ميان ساير موجودات عالم، از يك ويژگى و خصيصه اى برخوردار گرديده وبه خاطر همان خصيصه است كه از ديگر موجودات جهان امتياز يافته وآن عقلى است كه به وسيله آن حق را از باطل وخير را از شر ونافع را از مضر تميز مى دهد.
و اما اينكه مفسرين گفته اند و يا روايتى هم بر طبقش رسيده كه مقصود از آن خصيصه مساءله نطق وگويائى است، و يا بر دوپا راه رفتن، و يا انگشت داشتن است كه با آنها به دلخواه خود كار كند، و يا عبارت از خوردن با دست و يا قدرت بر نوشتن و يا خوش تركيبى و حسن صورت، و يا تسلط بر ساير مخلوقات و تسخير آنها است و يا آنكه خداوند پدر ايشان - آدم - را به دست خود خلق كرده، و يا هم چون خاتم انبيا محمد (صلوات اللّه عليه و آله وسلم)، پيغمبرى را براى آنان برانگيخته و يا آنكه به خاطر همه اينهائى است كه گفته شد هيچيك صحيح نيست، بلكه روايات اينها را به عنوان مثل ذكر كرده نه اينكه مراد از آن خصيصه اينها باشد.
چون بعضى از آنها كه شمرده شد بعد از داشتن عقل، پيدا مى شود يعنى ابتدا بايد عقل وجود پيدا كند وسپس خط و نطق و تسلط بر ساير مخلوقات، و بعضى ديگرش از مصاديق تفضيل است نه تكريم چون در ساير مخلوقات هم مقدار كمترش وجود دارد، و بعضى ديگر از آنها اصلا از مدلول آيه خارج است، مانند آفريده شدن پدر آدميان به دست خدا، و يا قرار گرفتن خاتم انبياء (صلى اللّه عليه وآله وسلم) در ميان آنان، چرا كه اينها همه جزو تكريم هاى معنوى وآخرتى است وآيه شريفه پيرامون خصيصه هاى مادى و دنيوى سخن مى گويد. (ترجمه تفسير الميزان جلد 13 صفحه : 215 و 216)
4- رسولان کریم:
خداوند متعال رسولان و فرستادگانش را کریم توصیف کرده است «إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ (آیه 19، سوره 81)» و «وَلَقَدْ فَتَنَّا قَبْلَهُمْ قَوْمَ فِرْعَوْنَ وَجَاءهُمْ رَسُولٌ كَرِيمٌ (آیه 17، سوره 44)»که با توجه به معنائی که برای قرآن کریم گذشت می توان گفت که این بزرگواران (صلوات الله علیهم اجمعین) نیز همان معنا را دارند.
5- بندگان گرامی (تکریم شده) با رزق و روزی کریم:
خداوند متعال بندگان خود را تکریم کرده: «فَوَاكِهُ وَهُم مُّكْرَمُونَ (آیه 42، سوره 37)» و «أُوْلَئِكَ فِي جَنَّاتٍ مُّكْرَمُونَ (آیه 35، سوره 7)»، اجر آنها را در دنیا کریمانه می دهد «مَن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ وَلَهُ أَجْرٌ كَرِيمٌ (آیه 11، سوره 57)»، ایشان را داخل جایگاهی کریمانه می نماید: «إِن تَجْتَنِبُواْ كَبَآئِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَنُدْخِلْكُم مُّدْخَلًا كَرِيمًا (آیه 31، سوره 4)» و از رزق و روزیهای کریمانه در بهشت برخوردارشان می کند: «لِيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ (آیه 4، سوره 34)» و «أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَّهُمْ دَرَجَاتٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ (آیه 17، سوره 89)».
دستور تکریم:
خداوند به انسانها دستور داده است که عده ای را تکریم کنند که از آنجمله می توان به تکریم پدر و مادر: «وَقَضَى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلاَهُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا (آیه 23، سوره 17)» و تکریم یتیمان: «كَلَّا بَل لَّا تُكْرِمُونَ الْيَتِيمَ (آیه 17، سوره 89)» اشاره کرد، چنانچه از این آیه بر می آید خداوند متعال انسانها را به خاطر تکریم نکردن یتیم سرزنش کرده است که مشخص می کند تکریم یتیم یک دستور قطعی می باشد.
اکرم و جایگاه آن در قرآن:
قرآن در دو جای مختلف واژه اکرم را به کار برده است، یکبار در توصیف خداوند متعال است که می فرماید: «اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ (آیه 15، سوره 89)»، که با استفاده از روایت شریف «الله اکبر من ان یوصف (بحار، ج 81، ص 366 و 380)» و تعمیم آن به کرامت الهی لذا می توان نتیجه گرفت که اولا، کرامت بالاصاله از آن خداوند است، و ثانیا «الله اکرم من ان یوصف»، که نشان می دهد که او اكبر و برتر از این اوصاف است که حتی کرامتش در ذهن ما بیاید.
جای دیگری که قرآن واژه اکرم را به کار گرفته در خصوص مقایسه کرامت و احترام انسانها نزد حضرت حق تعالی است که می فرماید: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ (آیه 13، سوره 49)»
کريمه اهل بيت (سلام الله علیها):
لقب ديگر حضرت معصومه (سلام الله علیها) «کريمه اهل بيت» است. اين لقب نيز بر اساس رؤياى صادقانه يکى از بزرگان، از سوى اهل بيت به اين بانوى گرانقدر داده شده است. مرحوم آيت الله سيّد محمود مرعشى نجفى، پدر بزرگوار آيت الله سيد شهاب الدين مرعشى (ره) بسيار علاقه مند بود که محل قبر شريف حضرت صديقه طاهره (سلام الله علیها) را پيدا کند. ختم مجربى انتخاب کرد و چهل شب به آن پرداخت. شب چهلم پس از به پايان رساندن ختم و توسل بسيار، استراحت کرد. در عالم رؤيا به محضر مقدس حضرت باقر (علیه السلام) و يا امام صادق (علیه السلام) مشرف شد.
امام به ايشان فرمودند: «عَليکَ بِکَريمَةِ اَهل البيت.» يعنى:« به دامان کريمه اهل بيت چنگ بزن.» ايشان به گمان اينکه منظور امام (علیه السلام) حضرت زهرا (سلام الله علیها) است، عرض کرد: «قربانت گردم، من اين ختم قرآن را براى دانستن محل دقيق قبر شريف آن حضرت گرفتم تا بهتر به زيارتش مشرف شوم.» امام فرمود: «منظور من، قبر شريف حضرت معصومه در قم است.» سپس افزود: «به دليل مصالحى خداوند مى خواهد محل قبر شريف حضرت زهرا (سلام الله علیها) پنهان بماند؛ از اين رو قبر حضرت معصومه (سلام الله علیها) را تجلى گاه قبر شريف حضرت زهرا (سلام الله علیها) قرار داده است. اگر قرار بود قبر آن حضرت ظاهر باشد و جلال و جبروتى براى آن مقدر بود، خداوند همان جلال و جبروت را به قبر مطهر حضرت معصومه (سلام الله علیها) داده است.» مرحوم مرعشى نجفى هنگامى که از خواب برخاست، تصميم گرفت رخت سفر بربندد و به قصد زيارت حضرت معصومه (سلام الله علیها) رهسپار ايران شود. وى بى درنگ آماده سفر شد و همراه خانواده اش نجف اشرف را به قصد زيارت کريمه اهل بيت ترک کرد. (کريمه اهل بيت، ص43، با تلخيص و تصرف، به نقل از نقد نیوز)
اینکه چرا حضرت معصومه (سلام الله علیها) کریمه اهل بیت نامیده شده است، را شاید در دو دلیل بتوان جست، یکی اینکه خود حضرت مورد کرامت حضرت حق واقع شده است و از میان زنان سادات، بعد از حضرت زهرا و زینب کبری (سلام الله علیهما)، بزرگترین بانوی جهان اسلام است، و در باب توجه اهل بیت (علیهم السلام) همین بس که سه امام معصوم زیارت آن حضرت را ترغیب و تشویق کرده و اجرای بزرگ برای آن بیان کرده اند. (بحارالانوار، ج102، ص266، به نقل از تبیان) به طوری که چنین پاداش عظیمی بعد از امام رضا علیه السلام ، درباره هیچ کدام از فرزندان حضرت موسی بن جعفر نیامده است.( کریمه اهل بیت، ص111، ، به نقل از تبیان)
دیگر نکته ای که می توان در دلیل توصیف حضرتش به نام «کریمه اهل بیت» می توان اشاره کرد در سخاوت و عنایت حضرتش به کسانی است که درمانده و گرفتار به سوی ایشان رفته و به حضرتش پناه برده اند و حضرتش با عنایات الهی از ایشان گره گشائی نموده است.
نکاتی چند در کرامت:
طبق آنچه در بالا بحث و بررسی شد می توان نتیجه گرفت که:
1- کرامت بالاصاله متعلق به حضرت حق تعالی است و سایر کرامات و کریم بودن ها بالعرض است.
2- خداوند انسان را با عقل کرامت بخشیده است.
3- کرامت اعطائی خداوند بر دو نوع کرامت عام و خاص است، عام آن شامل کرامت به تمام ابناء بشر است و خاص آن، مختص بندگان خوب خداوند.
4- خداوند انسان را از ابتدا کرامت بخشیده و به جایگاهی کریم خواهد رساند.
۵- خداوند متعال ما را کریمانه خلق کرده، کرامت بخشیده، و از ما خواسته است که با خود و دیگران کریمانه برخورد کنیم تا به جایگاهی کریم برسیم و از رزق و روزیهای کریمانه بهره مند گردیم.