محور حق در قرآن و روایات:

قرآن کریم حق را خداوند متعال معرفی کرده است و غیر از او همه چیز را باطل دانسته است: «ذلك بأنّ اللهَ هو الحقُّ و أنّ ما يَدْعُون من دونه الباطلُ و أَنّ اللهَ هو العلي الكبيرُ (سوره لقمان، آيه 30) »، که این تعبیر را حق بالاصاله و بالذات می گوئیم، لیکن حق بالتبع و بالعرض نیز وجود دارد که از ناحیه خداوند است، در آنجا که می فرماید: «الحقُّ من ربّك فلا تَكُنْ من المُمْتَرِين (سوره آل عمران، آيه 60)، منظورش همان حق بالعرض است.

بنا به آنچه که از حدیث شریف نبوی رسیده است که «عليٌّ مع الحقّ والحقُّ مع عليٍّ يدور معه حيث ما دار (بحار الانوار، ج 28، ص 368)»، می توان نتیجه گرفت که انسان کامل محور حق است، چنانچه باز هم از آن حضرت رسید است که «اللّهم أدِرِ الحقَّ معه حيث دار (بحار الانوار، ج 38، ص 35)؛ در واقع این انسان کامل است که محور حق است و نه اینکه حق محور انسان کامل باشد؛ بدین معنا که تبعیت از انسان کامل ما را به حق می رساند، نه اینکه انسان کامل به دنبال این باشد که حق کدام است و باطل کدام.

حق به عنوان میزان سنجش اعمال و اعتقادات:

در تفسير آیه شریفه «وَ نَضَعُ الْمَوَازِينَ الْقِسْطَ... (انبياء/47)»، امام صادق (علیه السلام) فرموده‌اند: «هُمُ الاَنبيَاء وَ الاَوصيَاء (بحارالانوار، ج 7، ص 249 )» و همچنین در زيارت مطلقۀ علي (علیه السلام) مي‌خوانيم: «السّلامُ علَي ميزانِ الأعمالِ (مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمومنین)»، با توجه به اینکه منظور از اعمال در اینجا فقط و فقط عمل شخص نبوده و شامل اعتقادات وی نیز می شود، لذا مشخص می گردد که تمام اعمال و کردار و اعتقادات ما باید بر اساس اعتقادات و اعمال و رفتار معصومین (علیهم السلام) سنجیده می شود. و از آنجا که خواندیم و نتیجه گرفتیم که معصومین (علیهم السلام) محور و مدار حق می باشند، لذا میزان و ترازوی سنجش اعتقادات و اعمال ما حق است و بس.

 

حق در حدیث شریفی از امام صادق (علیه السلام)

 عَن یَزیدَ الصّائِغِ قالَ: قُلتُ لِاَبی عَبدِاللهِ (ع) : رَجُلٌ عَلَی هذا الاَمرِ اِن حَدَثَ کَذَبَ وَ اِن وَعَدَ اَخلَفَ وَ اِن اَوتُمِنَ خانَ؛ ما مَنزِلَتُهُ؟  قال: هیَ اَدنی المنازِل مِن الکُفرِ وَ لَیسَ بِکافِر.

یزید بن صائغ گوید: به امام جعفر صادق عرض کردم که : مردی هست که شیعه است ولی اگر سخن گوید دروغ می گوید و اگر وعده دهد به وعده اش وفا نمی کند و اگر امینش شمرند خیانت می کند؛ چنین کسی چه مقام و منزلتی دارد ؟ حضرت فرمود: منزلت او نزدیکترین منزلها به کفر است ولی کافر نیست. (جهاد با نفس، ح 479).

 با کنار هم چیدن این حدیث و مطالب قبلی که در خصوص حق و محور بودن انسان کامل برای حق مشخص می شود که کردار، اعتقادات، گفتار و ... انسان بر اساس معیار حق مشخص می شود و در هر بعد انسان می تواند به کفر نزدیک گردد. ممکن است کسی در اعتقادات شیعه باشد ولی رفتار و کردارش او را به مرز کفر رسانیده باشد.

 اگر انسان پیروی از حق و درستی و راستی را آغاز نماید، گرچه ابتدای كار سخت و نیازمند همتی سرسختانه است ولی بعد از مدتی قرار گیری در مسیر درستكاری و راستی، شخص را به مسیرهای بالاتر هدایت می‌كند. چرا كه مسئله اصلی عمل كردن و پایبند بودن به حقیقت است و گرنه تا كردار نباشد گفتار نیز سودی نخواهد بخشید. در واقع این عمل انسان است كه مشخص كننده حق و باطل است. انجام واجباتی چون نماز و روزه، دستگیری از همنوعان، توكل به خدای یگانه، صبر و پایداری در مشكلات نمونه‌هایی از اعمال انسان درستكار است. اما بعضی از رفتارهای اجتماعی انسان مانند ظلم و دروغ گویی زشت و قبیح دانسته است و انجام این رفتارها انسان را در مسیر باطل قرار می‌دهد. هدف از انجام رفتارهای درست و حق در جامعه رشد و تعالی انسان‌ها و پیروی آنها از دستورات حضرت حق و زندگی شرافتمندانه تمام مردم و سعادت دنیوی و اخروی آنهاست.